سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 2 فروردين 1398
  • عيد نوروز
  • هجوم مأموران ستم شاهي پهلوي به مدرسه فيضيه قم، 1342 هـ ش
  • آغاز عمليات فتح المبين، 1361 هـ ش
17 رجب 1440
    Friday 22 Mar 2019
    • روز جهاني آب
    هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

    جمعه ۲ فروردين

    پست های وبلاگ

    شعرناب
    ازدواج مجدد زنان در شاهنامه
    ارسال شده توسط

    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)

    در تاریخ : دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۵:۰۹
    موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۹۵ | نظرات : ۴

           اهمیت نهاد خانواده در شاهنامه و پا برجایی آن، تا بدان پايه است که:
    زنانی كه به هر علّتی، همسر از دست داده‌اند، می‌توانند دوباره تشكيل خانواده بدهند. 
    توجّه به ازدواج دوباره‌ی زنان شوهر ازدست داده، نه تنها نشان دهنده‌ی اهمیت و تقدیس نهاد خانواده است؛ بلکه، ارزش وجودی زن را نیز می‌رساند و مشخّص می‌کند که:
    «همیشه، مقام زن در تمدن ایران، بالاتر از مقام زن در دیگر تمدن‌ها بوده‌است.»
    از این روی، با وجود آن که در برخی از جوامع  سنتی چون هنـدوستان، زنان می‌بایست پس از مرگ همسرانشان همراه با آن ها سوزانـده‌شوند، در ایران چنین قوانینی را نمی‌بینیم.
    سخن  از هند و سوزاندن زن‌های آن‌جا به میان آمد. نکته‌ی جالب توجّهی که در شاهنامه در این زمینه وجود دارد، این است که، حتی، در سرزمین هند نیز، زنی که شوهرش مرده، دوباره با برادر همسرش ازدواج می‌کند؛ داستان مربوط مي‌شود به زنی كه فردوسی او را همسر جمهور معرفی نموده‌است و نيز چون آن زن از جمهور، دارای پسری به نام «گو» شده‌است، او را  مادر گو، نامیده و توضيح داده‌است كه:
    آن زن، پس از مرگ شوهرش جمهور، دوباره با مای، برادر شوهر سابق خود، ازدواج کرد:
    چو با ساز شد، مام گو را بخواست
    بپرورد و با جان همی‌داشت راست
    (ج8 ،ص218 ) 
    شاید، هدف فردوسی از آوردن این داستان، رسانیدن پیام اهمیت تشکیل خانواده، و استحکام و دوام آن بوده‌است؛ گرایش به این عقیده، هنگامی نیرو می‌گیرد، که در ادامه‌ی همان داستان، می‌بینیم که زن مورد نظر، در سوگ کشته شدن فرزندی که نتیجه‌ی ازدواجش با مای بوده‌است، تصمیـم به سوزاندن خـود می‌گیرد و در آن لحظه است که فردوسی، به رسم خودسوزی زنان در هند اشاره‌ای لطیف می‌کند و نشان می‌دهد که از آن رسم غافل نبوده‌است:
    ...که سوزد تن خویش به آیین هند
    از آن سوگ پیدا کند دین هند
    (ج 8،ص243 ) 
     
    ✨علاوه بر همسر مای كه ازدواجِ دوباره‌ داشته‌است، ديگرنمونه‌های  زنان بازازدواج كرده‌ی شاهنامه‌ی فردوسی عبارتند از:
    - ارنواز و شهرناز دختران جمشيد که به اجبار به پیوند ضحاک درآمده، به جادوی گرویده بـودند، اندکی پیش از نابودی ضحاک، چون ورود فریدون به کاخ را دیدند، به سویش رفتند و از ستم ضحاک نالیدند. فریدون دستور داد تا مطابق با آیین و کیش، آن ها را از آلودگی و پلیدی پاک سازند؛ سپس آن ها را با میل خودشان به همسری خویش درآورد.
    - فرنگیس، مادر کیخسرو، كه سال ها پس از مرگ همسرش سیاوش، به ازدواج برادر او فریبرز درآمد.
    - گردیه خواهر بهرام چوبينه و گردوی، پس از آن که به درخواست خسرو پرویز و با نامه‌ی تحریک‌آمیز برادرش گردوی، همسر خویش را کشت، به همسری خسروپرویز درآمد و آن گونه که اسلامی ندوشن بیان نموده‌اند، خسرو پرویز سومین شوهر گردیه بوده است.
    شاید هدف خسرو از ازدواج با گردیه، علاوه‌بر قدردانی از او، این بوده‌است که چون او خود باعث فروپاشی خانواده‌ای شده‌بود، می‌خواست به ازای آن خانواده‌ی از هم پاشیده، خانواده‌ای دیگر شکل بگیرد و بدین شیوه، بدی کار خویش را جبران کرده‌باشد؛ زیرا، از سابقه‌ی خانوادگی خسرو، برمی‌آید که او اهل جـبران برخی از رفتارهای ناروای خویش نیز بوده‌است؛ همانگونه که، چون با شیرین ازدواج کرد، بزرگان ایران بر او خرده گرفتند که چرا با معشوقه‌ی دوران کودکی خویش ازدواج نموده‌است؟
    خسرو دستور داد:
    تشتی را از خون پرکنند. بزرگان با دیدن آن تشت، دگرگون گردیده، روی از آن برتافتند. خسرو دوباره دستور داد همان تشت را شستشو داده، از آب پر بنمایند؛ سپس گفت:
    «باعث بدنامی شیرین من بودم.» {و خودم هم برای جبران آن اقدام کردم.}
    و با بهره بردن از این روش، هم آبروی از کف رفته‌ی زنی را بازخرید، و هم خرسندی مهتران کشور را به خود جلب نمود.
                        
    ✏️منبع:✏️
    کتاب خانواده در شاهنامه ی فردوسی، زهرا حکیمی بافقی. اصفهان: بهجاپ. 1391.
     
    آپلود عکس
     

    ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
    این پست با شماره ۷۹۳۹ در تاریخ دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۵:۰۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

    نقدها و نظرات
    جمیله عجم(بانوی واژه ها)
    سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۷:۵۷
    خندانک خندانک خندانک
    درودبانوجانم خندانک
    ممنون ازپست خوبتون
    موفق باشید همیشه خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک خندانک
    خندانک خندانک
    خندانک
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۱۴:۴۶
    سپاسگزارم بانوی گل واژه های ناب خندانک خندانک

    سپاس از نگاه مهرانگیز شما نازنینم خندانک
    ارسال پاسخ
    ابوالحسن انصاری (الف رها)
    دوشنبه ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۲۱:۲۳
    درود بر شما وسپاس خندانک خندانک
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    زهرا حکیمی بافقی (الهه ی احساس)
    سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ ۰۰:۳۲
    سپاسگزارم جناب انصاری گرامی خندانک خندانک
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.