سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 28 شهريور 1399
    1 صفر 1442
      Friday 18 Sep 2020
        سخن بگوييد تا شناخته شويد، زيرا كه انسان در زير زبان خود پنهان است. حضرت علی(ع)

        جمعه ۲۸ شهريور

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        شهید
        ارسال شده توسط

        امیر اصفهانی(دلقک)

        در تاریخ : جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ ۰۰:۰۰
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۲۹ | نظرات : ۵

        شاپرک احساسم شهوت پرواز دارد,,واژه ها حسرت جان دادن,,قلمم,قلم دربدرم شرمسار از پرسه گردی امشب است,,نامه امشبم نه نامه عاشقانه است،نه اه سینه خیز سرگشته ام,,از بیابانی دور و سرد,,از انسانی سخن میگویم به وسعت دریای احمر,,از موسیقی برخورد دانه های زنجیر یک پلاک مفقود،با مانده های درهم استخوانهایی نحیف و درهم شکسته,,,از شهیدی گمنام مدفون در خاک بی نشانی,,,سلام ,,نامت چیست؟دوستت دارم,,هر هفته شاخه ای گل نثار مزار بی نشانیت میکنم,,,,ناله ای سرد از او__اه انسانها,,یادم ترا فراموش,,,,باور غیرت بر خاک مانده ام را پرپر کردید,,جانم را دادم,,ارزوهای جوانیم را,,بر گور بی نشان مدفون شدم,,,چه کردید؟شمع شدم,سوختم,,راه هموار کردم,,از چه به بیراهه رفتید؟جز جان چه داشتم که نثارتان نکردم؟,همسر مغمومم سیه پوش جوانی اعتقادی شد که پاسدارش نبودید,,فرزند بی پناهم در کشمکش باور و واقعیت تلخ زندگی خالیش,همدم اشک است و تنهایی,,یادم ترا فراموش,,انگاه که در خانه گرمت همنوای خنده فرزندانت بودی،من در خون عشقبازی میکردم,,,,اکنون چه میگویی,,قلم بیچاره ام دیوانه شده ,,مرا ببخشید,,,,او میگفت و من اشک میریختم,,,اگر ادامه میداد بی گمان همانجا در کنارش جان میدادم,,,با مهربانی دست بر گونه تبدارم کشید,,لبخندی به رویم زد و گفت،عشق را سیه رو نکنید,,عشق,تجلی خداوند است در زمین,,عشق,ایثار است و از خود گذشتن,,,به انسانها بگو عشق,,استخوانهای پوسیده من است,در اغوش معشوق خاک,,,عشق نگاه سرگردان من است بدنبال خانواده از دست داده ام,,,این را گفت و دیگر خاموش شد,,من ماندم و قلمی که ارام و بیصدا جان داد,,,قلمم را ,,در کاغذ سپید دست نوشته هایم کفن کردم ,,در میان مشایعت سرگشته باد وحشی پیگر قلمم را بخاک سپردم,,,نمی توانست,,دریایی نبود,,در وسعت دریا نیست شد,,,شاپرک احساسم شهوت پرواز ندارد,,,سکوت پیله تنهاییم میشود,,شاید پروانه شوم,,,

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۶۴۲۱ در تاریخ جمعه ۲۰ آذر ۱۳۹۴ ۰۰:۰۰ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0