سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 30 فروردين 1400
    8 رمضان 1442
      Monday 19 Apr 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        کانال رسمی شعرناب

        بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

        دوشنبه ۳۰ فروردين

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        طلاق برنامه ریزی شده!
        ارسال شده توسط

        سید حاج احمدی زاده(ملحق)

        در تاریخ : يکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۲۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۶۳ | نظرات : ۶

        با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد.
        شوهرش می گوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم.
        از زن اصرار و از شوهر انکار.
        در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها.
        زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را.
        تمام ۱۳۶۴ سکه بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی .
        زن با کمال میل می‌پذیرد.
        در دفترخانه مرد رو به زن کرده و می گوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده .
        زن می‌پذیرد.
        چه چیز باعث شد اصرار بر جدایی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌.
        زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟
        مرد با آرامی گفت :آری .
        زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم.
        مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست.
        زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد .
        خط همسر سابقش بود.نوشته بود:  فکر می‌کردم احمق باشی‌ ولی‌ نه اینقدر.
        نامه را با پوزخند پاره کرد و به محضر ازدواجی که با همسر جدیدش وعده کرده بود رفت .منتظر بود که تلفنش زنگ زد.
        برق شادی در چشمانش قابل دیدن بود.شماره همسر جدیدش بود.
        تماس را پاسخ گفت: سلام کجایی پس چرا دیر کردی.
        پاسخ آنطرف خط تمام عالم را بر سرش ویران کرد.
        صدا، صدای همسر سابقش بود که می گفت : باور نکردی؟، گفتم فکر نمی کردم اینقدر احمق باشی‌. این روزها میتوان با ۱ میلیون تومان مردی ثروتمند کرایه کرد تا مردان گرفتار از شر زنان با مهریه‌های سنگینشان نجات یابند!http://namehnews.ir/content/files/khanali/109371.jpg
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۵۵۲۶ در تاریخ يکشنبه ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۱:۲۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0