سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 4 مهر 1399
    8 صفر 1442
      Friday 25 Sep 2020
        دو خصلت است که بالاتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و سود رساندن به برادران. امام حسن عسكري(ع)

        جمعه ۴ مهر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        رجب!ارجو رجب....
        ارسال شده توسط

        عباس خوش عمل کاشانی

        در تاریخ : پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۲۳
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۶۱ | نظرات : ۱۰

        ....یکی از ادعیه ی ماه رجب که به خواندن آن در تعقیبات نمازهای واجب(یومیه)تاکید شده است دعای «یا من ارجوه لکل خیر...» است.در فراز آخر این دعا تاکید شده است که هنگام خواندن ، با دست چپ محاسنتان را مشت کنید و انگشت سبابه ی دست راست را به چپ و راست تکان دهید.
        یکی از علما و روحانیون متقی و در عین حال خوش مشرب کاشان سالها پیش برایم تعریف می کرد که:
        -در یکی از روستاهای کاشان بالای منبر راجع به این دعا داد سخن دادم و تاکید کردم که اهالی حتما آن را بخوانند.
        از منبر که پایین آمدم بانوی میانسالی جلوم را گرفت و گفت:
        -حاج آقا!ما خانمها که ریش نداریم تکلیفان موقع خواندن عبارت آخر دعا چیست؟
        گفتم:خوب؛ شما خانمها می توانید مقداری از گیستان را مشت کنید و دعا را بخوانید.
        آن بانو با لحن جدی گفت:اگر خانمی کچل بود تکلیف چیست؟
        لبخندی زدم و من باب مزاح گفتم:
        -حاجیه خانم!شما هر وقت خواستید آن دعا را بخوانید از شوهرتان بخواهید کنارتان بنشیند و ریش ایشان را مشت کنید...شوهرتان که ریش دارد؟
        بانو جواب داد:
        -بعله ؛ آن هم چه ریشی ؛ یک کپه ریش دارد.
        گفتم :خوب ؛ پس مسئله حل است.....
        چند روزی از این ماجرا گذشت.یک روز کدخدای روستا که در همسایگی آن بانو خانه داشت رو به من کرد و با خنده گفت:
        -حاج آقا!عجب دستورالعملی برای همسایه ی ما تجویز فرمودید!
        پرسیدم :قضیه چیست؟
        گفت:آن خانمی که فرموده بودید وقت خواندن دعای «یامن ارجوه...»شوهرش را کنار خود بنشاند ، مو به مو به دستور شما عمل می کند.
        پرسیدم:یعنی چطور؟
        گفت:هر وقت اذان صبح یا ظهروعصر و یا مغرب و عشا را می گویند؛ آن خانم به جستجوی شوهرش که اتفاقا اسمش مش رجب است بر می خیزد و اورا هرجا باشد پیدا می کند و کشان کشان پای سجاده ی خود می نشاند و در حالی که برای اقامه ی نماز آماده می شود روبه شوهرش مش رجب با سفارش و تهدید می گوید:
        _هوی مش رجب!ارجو رجب...نکنه بگرخی که نمازم مشکنم ، بعدش پات مشکنم ، سرت مشکنم...
        مش رجب بیچاره هم مثل بچه مدرسه ای های حرف گوش کن لرزلرزان کنار سجاده ی زنش دوزانو می نشیند و محاسن حنابسته اش را برای مشت کردن خانم در موقع تاکید شده مرتب می کند!!

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۵۴۱۰ در تاریخ پنجشنبه ۳ ارديبهشت ۱۳۹۴ ۱۷:۲۳ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0