ستیلا جان ؛تو دوست منی درسته ؟بله چرا که نه ؛ بگو عزیزم چیزی شده که من نمی دونم ، تورا خدا ببین ساتین اگه از چیزی ناراحتی و نگرانی ویا چیزی نیازداری که از من بر می یاد نگی سخت از تو ناراحت می شم ببین چقدر تورا دوست دارم وخاطر تورا می خوام باشه می گم برات ،خودم هم در این فکرم تنها کسی که می تونه من را کمک کنه تو هستی
خُب خوبه که شنا ختی مرا !
حالا راحت بگو من از دل وجون همکاری می کنم باهات
ببین ستیلا ؛ چند وقتی هست دلم گرفته شده ،مرتب در خلوت گریه می کنم ، خواب ندارم گاهی وقت ها تصمیم می گیرم دست به کارهای نادرست بزنم چون تردید دارم نکنه به آرزوم نرسم
خوبه ساتین تا هم اینجا حرف تورا قطع می کنم ودرکت می کنم برو روی اصل مطلب
وقتی گفتم کمک می کنم آخرش بخون وکمی توجه به معنی اسمم توجه کن
به پاک دامنی اسمم قسم که از کوچکترین کمک دریغ نخواهم کرد چرا که می دانم چقدر دل تو پاک هست
ستیلا جان مربوط به خودتون هست من دوست دارم عضوی از خانواده شما باشم امانمی دونم چطور پا پیش بزارم راستش من از محمد فیاض خوشم اومده دوستش دارم نمی دونم چکار کنم خُب اونم هم به تو نظر داره ؟
دقیقاً نه ولی گاهی می بینم توجه می کنه وزیر چشمی نگاه می کنه
خوبه تا این حد متوجه شدم بقیه اش بسپار به من ،همین انتظار داری که من واسطه بشم ؛ آره
خواهری کن باشه اصلاٌ توی فکر نباش خدا کریمه راضی اش می کنم خانواده ات از این موضوع با خبرند ؟
آره تا حدودی مادرم؛ یه شب که خیلی ناراحت بودم واومد توی اتاقم دید گریه می کنم یدفعه بهم گفت دخترم گریه زیر پتو نشانه عاشقی هست این پسر خوش شناس کی هست یه دفه از زبونم پرید گفتم محمد فیاض !
تعجب کرد گفت پس قسمت تو شده خواستگاری از پسر تنها برادر دوستت کنی راه تو اینه که با ستیلا درمیون بزاری ؛ بعد بلند شدم مادرم بوسیدم وبغل کردم که نتیجه این شد من امروز ؛با تو در میون بگذارم
ساتین محمد فیاض روی حرم من حرف نمی زنه خواهرم مبارک باشه من با پدر و مادرم درمیون می زارم خیلی ممونم خواهرم اینشاءالله که جبران می کنم
می بوسم ات
پایان
بدون استرس درخواستت بده وباقی شو بسپار بخدا
منوچهر فتیان پور (راد)