سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 2 آذر 1403
    21 جمادى الأولى 1446
      Friday 22 Nov 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خط قرمز ماست. اری اینجا سایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        جمعه ۲ آذر

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        دلنوشته
        ارسال شده توسط

        ابوالقاسم کریمی

        در تاریخ : چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲ ۰۵:۵۲
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۱۱ | نظرات : ۰

        دیروز وقتی هنوز خورشید طلوع نکرده بود با صدای زنگ تلفن از خواب پریدم ، با عجله به سمت گوشی رفتم ، دیدم شماره ناشناش است در حالی که مضطرب شده بودم تلفن را برداشتم و با لحنی جدی گفتم اَلو ...
        هیچ صدایی جز خس خس نمی آمد فکر کردم مزاحم است خواستم گوشی را قطع کنم، اما وقتی دقت کردم متوجه شدم صدا شبیه حالت خفگی است همانند چیزی که برای بیماران آسمی اتفاق می افتد ...
        نه صحبتی می شنیدیم نه صحبتی میکردم ، تمام حواسم ، به صدا گوش می داد ، بعد از چند ثانیه ، ناگهان ، کسی با التماس فریاد زد کمک کمک ما را دارن میکشند کمکمان کن کمکمان کن ...
        با ترس و نگرانی پاسخ دادم ، تو کی هستی تو کی هستی از من چی میخوای...
        با گریه پاسخ شنیدم ، من یک درختم و اینجا یک جنگله،مگر تو فعال محیط زیست ، نیستی ما را دارن میکشن ما را دارن سلاخی میکنن پس چرا کاری انجام نمیدی؟...
        من دیگرحرفی نزدم ، چون هیچ جوابی نداشتم
        اما صدای گریه را میشنیدم ، التماس را می شنیدم ، من درخواست کمک را می شنیدم
        تا اینکه اره برقی آمد
        و بعد از دقایقی ، سکوت همجا را فرا گرفت
        طوری که حتی صدای خس خس هم نمی آمد...
        _
        ابوالقاسم کریمی
        ورامین
        20 / آبان /1402

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۴۲۲۳ در تاریخ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۲ ۰۵:۵۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        میر حسین سعیدی

        لاله و گل نشانه از طرف یار داشت ااا بی خبر آمد چنان روی همه پا گذاشت
        ابوالحسن انصاری (الف رها)

        نرگس بخواب رفته ولی مرغ خوشنواااااااگوید هنوز در دل شب داستان گل
        میر حسین سعیدی

        رها کن دل ز تنهایی فقط الا بگو از جان ااا چو میری یا که مانایی همه از کردگارت دان
        نادر امینی (امین)

        لااله الا گو تکمیل کن به نام الله چو چشمت روشنی یابد به ذکر لااله الا الله چو همواره بخوانی آیه ای ازکهف بمانی ایمن از سیصد گزند درکهف بجو غاری که سیصد سال درخواب مانی ز گرداب های گیتی درامان مانی چو برخیزی ز خواب گرانسنگت درغار مرو بی راهوار در کوچه و بازار مراد دل شود حاصل چو بازگردی درون غار ز زیورهای دنیایی گذر کردی شوی درخواب اینبار به مرگ سرمدی خشنود گردی زدست مردم بدکار
        میر حسین سعیدی

        مراد دل شود با سی و نه حاصل ااا به کهف و ما شروع و با ه شد کامل اااا قسمتی از آیه سی ونه سوره کهف برای حاجات توصیه امام صادق ااا ما شا الله لا قوه الا بالله اال

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        2