سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

يکشنبه ۲۱ تير

پست های وبلاگ

شعرناب
چندین بار
ارسال شده توسط

محمدرضا آزادبخت

در تاریخ : سه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۰۳:۳۶
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۲۸ | نظرات : ۰

چندین بار لبخند بر لب محترمانه وبی درنگ از جایم بلند شدم چندین بار حروف نوشته بر دیوار را خواندم 
هرگز عبور مودبانه مرابیهوده پشت سایه ها پنهان مکن
فردا دوباره می بینمت نگو احساس رفتار موقرانه ای ندارد 
کم کم متوجه می شوی نگاه من برای تو همیشه یک غنیمت است 
چشم به کجا دوخته ای هروقت فرصت کردی دوختن را نیز به من نشان بده 
نوازش پی نوازش نمی خواهم فقط کمی صدایت را بلندتر از یک پچ پچ گویای مهربانی کن 
تسلی تا تجلی حضور ؟
گاهگاهی بی توجه وبی ملاحظه  می خواهم در حرکت تند ،باد، ذهن درگیر
شده ات را در چم وخمهای یک پیچیدگی در تصور آشفته دیگران بیاورم 
وای چه رنگهای زیبایی
خورشید سهم چه کسی خواهد شد 
چقدر ملال آور شده ای 
فکر کن و کمی صبر 
دوباره تطیق یک دل مشغولی شبیه چرخیدنهای بی هنگام 
باشد خوب چطور می توان چندین بار سخت در انتظار بود 
مگر انتظار خبرهای خوب را می شناسد 
چندین باربا حالت روشن به اهمیت موضوع فکر کن 
آمیخته از بروز باش آمیخته از عجین باش 
هرروز صبح چندین بار آفتاب روشنایش را از چشمان من گرفت 
برای مدتی خورشید در دره تنگ ، سرسام آور در شگفت نگاه تو ماند 
هر سو که شبیه هر روز نمی شود 
هرروز برای مدتی دلم به هر سو می رود تا امید تاب مقاومت بیاورد 
امید را می شناسی 
همسایه دیوار به دیوار آفتاب است 
امید با آفتاب ژست زیبایی خواهد داشت
کمی کمرو شده ای 
دوباره به هفت سرساعت هفت صبح سایه به سایه هفته ها هفت می شوند بیش از حد معمول خود 
گاهی به سرت می زند مطابق میلت در هفت صبح پرسشی هفت گانه شوی 
پرسش هفت گانه آیا به فکر آفتاب هم خواهد رسید 
الان فهمیدم چندین بار رک وراست سوالت را متفکرانه پشت گوش خود بنویس چیزی به باقی آفتاب نمانده
گاهی به اطراف می چرخد و دلباخته چندین بار من می شود 
چندین بار ..........چن ......دین .....با ...ر
لکنت داری ؟
من که زبان لکنت  راخیلی دوست دارم 
به لکنت بگو هر چند به درازا بکشد 
......،،.......،،.،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
با احترام محمدرضا آزادبخت 
تقدیم به تنها مهربان لکنت گرفته من 
سالها درسش را دادم تاشبیه بلبل سخن از دل بگوید 
والان به من که می رسد با شوخی لکنت هایش را تکرار می کند 
تمام آسیبهای گفتارش را درمان کردم تا بداند لکنت پس هر لکنت واژه های بهتری خواهد آمد 
سپاس

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۴۰۹۱ در تاریخ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۲ ۰۳:۳۶ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رضااشرفی فشی

میهمان غریب جمله این زندگانیم ااااا ویرگولی به زندگانی تو میهمانیم ااااا جز غصه هیچ یافت نشوددر غمار تو ااااا من خود غمار غصه این زندگانیم
ثریا امانیان

تمام زندگی را جمله کردم به جز غصه چیزی پیدا نکردم
سید موسوی (نوریان)

ه اا مثل آن فرشی که صد بار از کمر تا خورده است اا قامت َم با زخم سنگین َش به تبنا خورده است اا آن که غم میخورد مرا گل های باغم را شکست اا ساقه ام از پیچک دل خنجر از پا خورده است اا وصل اگر چون گل نماند هست دریا را شگفت اا تشنگی ام را ب ب خشای شورِ دریا خورده است
میکائیل نجفی(سراب )

تا وقتی هستیم م یازاریم خویش که این دیر رنج است و چون مرارت به سرحد رساند عمر را و آنگاه که لوح عمل به کنکاش برآیند گر نیک باشد که به عاقبت خیر رهایی یابیم و گر بد را جایگاه بخشیدیم که به عاقبت شر دچار شویم پس این چند صبا را ذخیره آخرت خواهیم که اندوه پایان کار ما نباشد اا بداهه
محمد رضا خوشرو (مریخ)

درود ااا توصیه ای به میهمانان صندلی داغ ااا اشعاری که در مشاعره مینویسم را بخوانید ااا آنکه شمشیر ستم بر سر ما آخته است ااا خود گمان کرده که برده است ولی باخته است
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0