سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

پست های وبلاگ

شعرناب
جرقه مبهم
ارسال شده توسط

محمدرضا آزادبخت

در تاریخ : پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۲ ۰۹:۲۴
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۷۴ | نظرات : ۰

بعد از سالها عادت دارم کمی خیال انگیز جرقه مبهم زیستن باشم و کسی ساده لوحانه مرا در چارچوب متاسف خود قرار دهد
هرکاری به حکمت نیست 
دوست دارم شبیه حماقت کسی مرا دوست داشته باشد 
هنوز تکلیفی بر من نیست 
گاهی شبیه خدا می خواهم نیکو باشم 
وگاهی شبیه کس دیگر کمی شرور
نه نه نگو ، سلانه سلانه فرصتم رادر دست داری 
نه نه نگو ،قرار نیست ترس مابین آدم ها باشد 
می خواهم کوه ها را همیشه در بعداز ظهر پس انگشتانم بلرزانم 
وحشتی نیست ،جای هراسی نیست. آرام آرام لرزیده می شود کوه با ساعت هماهنگ انگشتان من 
شبیه آهستگی پیشانی ام را به خاک می مالم و می خواهم جای دنجی پیشانی ام را در حرکت کوه ها شبیه نگاه توقیف شده کنم 
گاهی سزاور متاسف شدن  می شوم به هر صورت خود را پیموده در همیشگیت می خواهم جهانم را زیرکانه شبیه توهین خنده دار زیر ورو کنم 
می دانم فراموشی و تشویش جای احساسم را می گیرد 
واصلا به عکس کسی گمان می کند هیچ وقت باور  ،فریاد بر نمی آورد که کاج را با کاخ یکی کند 
دم از صحبت فرو می بندی چنانچه کودکی تحت تاثیر دستپاچگی خود را در سیطره رویا می رهاند 
می شنوی گاهی شبیه متلکی پابرهنه خودرا کمی جدی نشان می دهی 
حتم دارم دوباره حالت دیدت را ،نانشان وناشیانه به سمت جنگل وگیاهان در امساک خود شگرف می کنی  ،می آوری
مرا به پچپچه خود عادت مده 
مرا به پرسش های کسانی که طرد شده اند هیجان انگیز در فکر یک دوست داشتن میاور 
مرا محروم کن هرگز نمی خواهم شبیه دروغ صورت وقوع نیافته را پیش از مانوس شدن در ارتباط موثق یک رابطه بیاوری
سرا پا گاهی فرتوت می شوم وگاهی چشم بر بی شرمی نیشخندت می بندم گاهی جلوتر، فوق تحمل می شوی  
نه نه شبیه آن نیست گاهی اندوه عظیمی دارد 
فرض کن باز می گردم شاید ........
.......................
تقدیم به پارمیدا و آرمیتا و آروشا دختران گلم
بااحترام محمدرضا آزادبخت

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۴۰۶۱ در تاریخ پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۲ ۰۹:۲۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

شاهزاده خانوم

در مبل فرو رفتی ااا در مبل لرزیدی ااا در مبل عرق کردی ااا پنهانی بر گوشه ی تقویم نوشتم ااا نهنگی که در ساحل تقلا می کند ااا برای دیدن هیچ کس نیامده است
طاهره حسین زاده (کوهواره)

تنگ نظرهای طمع پیشه باز بر سر مردم آوار می شوند جنگ و جدالِ بیخودی در ره است موجب خسارت بسیار می شوند ااا سلاملار اولسون استاد فخوری گرانقدر زنده باشید دور از گزند اغیار مردم آزار در سایه سار امن الهی سلامت و سرافراز بمانید
رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0