سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

چهارشنبه 30 خرداد 1403
  • انفجار در حرم حضرت امام رضا عليه السلام به دست ايادي آمريكا، 1373 هـ ش
13 ذو الحجة 1445
    Wednesday 19 Jun 2024
      مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

      چهارشنبه ۳۰ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      جرقه مبهم
      ارسال شده توسط

      محمدرضا آزادبخت

      در تاریخ : پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۲ ۰۹:۲۴
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۱۹۸ | نظرات : ۰

      بعد از سالها عادت دارم کمی خیال انگیز جرقه مبهم زیستن باشم و کسی ساده لوحانه مرا در چارچوب متاسف خود قرار دهد
      هرکاری به حکمت نیست 
      دوست دارم شبیه حماقت کسی مرا دوست داشته باشد 
      هنوز تکلیفی بر من نیست 
      گاهی شبیه خدا می خواهم نیکو باشم 
      وگاهی شبیه کس دیگر کمی شرور
      نه نه نگو ، سلانه سلانه فرصتم رادر دست داری 
      نه نه نگو ،قرار نیست ترس مابین آدم ها باشد 
      می خواهم کوه ها را همیشه در بعداز ظهر پس انگشتانم بلرزانم 
      وحشتی نیست ،جای هراسی نیست. آرام آرام لرزیده می شود کوه با ساعت هماهنگ انگشتان من 
      شبیه آهستگی پیشانی ام را به خاک می مالم و می خواهم جای دنجی پیشانی ام را در حرکت کوه ها شبیه نگاه توقیف شده کنم 
      گاهی سزاور متاسف شدن  می شوم به هر صورت خود را پیموده در همیشگیت می خواهم جهانم را زیرکانه شبیه توهین خنده دار زیر ورو کنم 
      می دانم فراموشی و تشویش جای احساسم را می گیرد 
      واصلا به عکس کسی گمان می کند هیچ وقت باور  ،فریاد بر نمی آورد که کاج را با کاخ یکی کند 
      دم از صحبت فرو می بندی چنانچه کودکی تحت تاثیر دستپاچگی خود را در سیطره رویا می رهاند 
      می شنوی گاهی شبیه متلکی پابرهنه خودرا کمی جدی نشان می دهی 
      حتم دارم دوباره حالت دیدت را ،نانشان وناشیانه به سمت جنگل وگیاهان در امساک خود شگرف می کنی  ،می آوری
      مرا به پچپچه خود عادت مده 
      مرا به پرسش های کسانی که طرد شده اند هیجان انگیز در فکر یک دوست داشتن میاور 
      مرا محروم کن هرگز نمی خواهم شبیه دروغ صورت وقوع نیافته را پیش از مانوس شدن در ارتباط موثق یک رابطه بیاوری
      سرا پا گاهی فرتوت می شوم وگاهی چشم بر بی شرمی نیشخندت می بندم گاهی جلوتر، فوق تحمل می شوی  
      نه نه شبیه آن نیست گاهی اندوه عظیمی دارد 
      فرض کن باز می گردم شاید ........
      .......................
      تقدیم به پارمیدا و آرمیتا و آروشا دختران گلم
      بااحترام محمدرضا آزادبخت

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۴۰۶۱ در تاریخ پنجشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۲ ۰۹:۲۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0