سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 31 شهريور 1402
  • آغاز جنگ تحميلي، 1359 هـ ش - آغاز هفتة دفاع مقدس
9 ربيع الأول 1445
    Friday 22 Sep 2023

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال تلگرام شعرناب

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      جمعه ۳۱ شهريور

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      عروسی شعری از شاعر امید بهزاد
      ارسال شده توسط

      فریال امینا

      در تاریخ : سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲ ۱۷:۳۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۵۰ | نظرات : ۰

      صلوات و صد درود بي حساب
      از جمع ما بر جمال پاك و پرنور محمد مصطفی
      وخته داواتن ته بستك شهر ما غوغان ا پا
      وقتی عروسی هست تو بستک شهرما غوغا به پاست
      كوچه و محله پرن و از دتيا و پسيا
      کوچه و محله پر از دختر و پسر هست
      بلبلی شی همره يك گل عقد تازه ی وابنيت
      بلبلی میخوادهمراه یک گل عقد کنه
      دسته گل تازه عروسن بلبلی هم شه دما
      گل منظورش عروس هست بلبلی هم شاه داماد
      شنوا دسمال و رخص پابلندين ا برا
      دستمال بدست دارن و رقص پابلندی میرقصن
      الوخوسای اشك شوق از چشيای با و مما
      اشک شوق از چشمای پدر و مادر عروس میریزه
      خونه ی بی و دما غلغله يين از بس شلوغ
      خونه ی عروس و دومادغلغله هست  بس شلوغه
      ازتون و اچتان و اچدان همره ی نوا
      میزنن و میرقصن همراه نوا
      چنگ برازنده و شيكن و ادای ا گله گل
      چجوری برازنده وشیک وسط جمع نشسته عروس
      كم كمای شی رفتو از له پله استيج ا برا
      یواش یواش میخوادبره از پله جایگاه عروس بالا
      شه دما از دل خشی اشنهدن آروم و قرار
      شاه داماد از شادی زیاد آروم وقرار نداره
      ته نگاه نو عروسن عالمی شرم و حيا
      تو نگاه تازه عروسی عالمی شرم و حیا  وجود داره
      وخته بی شه واشونن ا په دما ماركه موكس
      وقتی عروس رو وسط جمع بغل دست دوماد قرار میدن
      بر تماشای دوته ايشون خلق اتن ره نی سرا
      برای دیدن هر دوتاشون مردم زیاد میان که حیاط راه نیست
      شاعر امید بهزاد
      وخته:وقتی
      دوتیا و پُسیا:دختر وپسر
      وابِنیت:عقد کنند
      رخص:رقص
      پابلندی:رقص اصیل بستکی  پاها رو به نوبت می برن بالاهماهنگ با دستمال های رنگی
      اَلُوخسای:ریختن
      اَزوتان واَچتان: میزنند و میرقصند
      چِنگ:چگونه
      کَم کَموی:یواش یواش
      امیدوارم خوب ترجمه کرده باشم
      این شعربه صورت صوتی با صدای پیوند اَسمَنی درنت موجود هست.

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۳۷۵۵ در تاریخ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲ ۱۷:۳۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0