سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 10 اسفند 1402
    21 شعبان 1445
      Thursday 29 Feb 2024
        به سکوی پرتاب شهرت و افتخار ،نجابت و اقتدار ... سایت ادبی شعرناب خوش آمدید مقدمتان گلباران🌹🌹

        پنجشنبه ۱۰ اسفند

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        آقای سعدی ! شما هم ؟
        ارسال شده توسط

        سامان سولقانی

        در تاریخ : يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۳۵
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۷۳۱ | نظرات : ۱۸



        هر که دلارام ديد از دلش آرام رفت
        چشم ندارد خلاص هر که در اين دام رفت
        ياد تو مي رفت و ما عاشق و بي دل بديم
        پرده برانداختي کار به اتمام رفت
        ماه نتابد به روز چيست که در خانه تافت
        سرو نرويد به بام کيست که بر بام رفت
        مشعله اي برفروخت پرتو خورشيد عشق
        خرمن خاصان بسوخت خانگه عام رفت
        عارف مجموع را در پس ديوار صبر
        طاقت صبرش نبود ننگ شد و نام رفت
        گر به همه عمر خويش با تو برآرم دمي
        حاصل عمر آن دمست باقي ايام رفت
        هر که هوايي نپخت يا به فراقي نسوخت
        آخر عمر از جهان چون برود خام رفت
        ما قدم از سر کنيم در طلب دوستان
        راه به جايي نبرد هر که به اقدام رفت
        همت سعدي به عشق ميل نکردي ولي
        مي چو فروشد به کام عقل به ناکام رفت

        سعدی

        .

        دیده دلارام دید ازدلم آرام رفت
        دل چو ندارد قرار روح به دیداررفت
        عشق تو رفتی ما عاشق بیدل شدیم
        نکته به عشق کاشتی کاربه اتمام رفت
        پرتو خورشید عشق روز تدارد به سال
        ماه نتابد به روز کیست که از خانه رفت
        نوربه قلبم شتافت درپس دیوارصبر
        کیست که چون سابه ای از بردلداررفت
        من به همه عمر خودبا تو به آرام دل
        حاصل عمربا تو باد باقی ایام رفت
        هرکه ندارد غمی یا که ندارد طبی
        عشق ندارد بکام خام ز دنیای رفت
        من کرم از درکنم در طلب یارخود
        دل بشود راهی و از براقدام رفت
        همت آدینه بین در پی عشقش چنین
        می چوبه میخانه بردعقل به دیداررفت
        شاعر : .......
        پ ن ؛
        "سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز "
        مرده آن است که شعر ِتو به سرقت نبرد
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۹۵۶ در تاریخ يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۰۴:۳۵ در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        شاهزاده خانوم
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۱:۳۸
        خندانک خندانک
        ما که نفهمیدیم چی شد.. خندانک خندانک
        درود..🙈
        سامان سولقانی
        سامان سولقانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۴۱
        درود
        انگار جناب سعدی علیه الرحمه شعر یکی از دوستان رو که اینجا ثبت شده و هنوزم توی صفحه اول هست و قابل مشاهده به طرز نامحسوسی کپی برداری کرده ! . شعر بالا از شیخ اجل سعدی ست و بظاهر شعر پایین که انگار خیلی هم عجله داشتن از شیخ عجله ی مذکور هست که بعنوان "دلارام" توی همین سایت ثبت شده .
        ارسال پاسخ
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۲۹
        حالا فهمیدیم چی شد.. خندانک
        سی‌پاس.. خندانک

        شاید جناب سعدی توجیهی برای این کار داشته باشند..😎
        باید یک عدد تماس روحی با ایشان برقرار کرد تا رود انصاف ما را در سبق..😎 خندانک
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۰۷
        سلام جناب سولقانی ارجمند
        اوه اوه سعدی‌دوستان احتمالا شما را بنوازند😅
        موفق و محفوظ باشید خندانک در پناه حق
        سامان سولقانی
        سامان سولقانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۲:۳۰
        سلام علیکم
        آقا ما که تشنه ی نوازشیم خندانک به فرموده حضرت صاٸب ؛

        "آن نخل ناخلف که تبر شد زما نبود
        مارا زمانه گر شکند ساز می شویم"

        خندانک
        ارسال پاسخ
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۴۵
        زنده باشید آقا سامان جان خندانک
        مزاح کردم، به هرحال روش جالبی بود👍دم شما گرم
        چی بگم والا، امان از دست این شیوخ عجول!
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۳:۱۰
        خندانک خندانک
        سامان سولقانی
        سامان سولقانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۵:۲۸
        خندانک خندانک خندانک سپاس
        ارسال پاسخ
        عارف افشاری  (جاوید الف)
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۱۷:۳۲
        خندانک
        سامان سولقانی
        سامان سولقانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۲۲:۲۰
        خندانک خندانک تشکر
        ارسال پاسخ
        مریم کاسیانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۲۰:۰۳
        درود بر شما
        چه قدر زیبا اشاره به سرقت ادبی کردید
        متاسفانه هنوز حذف نکرده اند
        امید که مدیریت سایت نادیده نگیرند

        دو مورد از خانمی در همین سایت دیدم که پای یکی از پست هایشان اعتراض کردم و با تذکر خانم نسرین حسینی عزیزم و آقای مسعود آزادبخت ،اون پست رو حذف کردند
        اما دیگری که این بیت بود

        سبز میپوشی کویر لوت جنگل میشود 
        عاقبت جغرافیا را هم تو عاشق میکنی ....

        هنوز هم به نامشان ثبت است

        امید که دیگر شاهد ،شعرربایی نباشیم خندانک

        سامان سولقانی
        سامان سولقانی
        يکشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۱ ۲۲:۳۱
        سلام و سپاس از همراهیتون
        بله یک وقت هست که این تکرار و یکشکلی سهوا رخ داده که طبیعیه و ممکنه برای هر کس به وجود بیاد اما اینکه شعری رو بگذاری پیش روی خودت و با عوض کردن چند تا کلمه و بعبارتی با سلاخی کردنش بنام خودت ثبت کنی دیگه قابل اغماض نیست و حکمش کم از محاربه با ادیبات نمی تونه باشه . واقعا توی این دوره زمونه شاعر بودن اصلا سعدی بودن هم مگه فضیلتی محسوب میشه که بعضیا اینقدر اصرار به ادیبنمایی دارند خب همین وقتو انرژیو در راستای شارلاتانیسم اگه صرف کارهای اقتصادی و سیاسی بکنن قطعا موفق تر و مشهورتر خواهند شد خندانک
        ارسال پاسخ
        جواد کاظمی نیک
        سه شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۱ ۰۲:۵۳
        دورد برشما زیبابود🌺🌺🌺🌺
        فرشید ربانی (این بشر)
        پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ ۱۷:۳۸
        درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک

        من هم این قطعه را فی البداهه این‌جا تقدیم حضورتان می‌کنم:


        سعدی شکّر شکن سارق اشعار شد
        شاعر آینده‌ای داد ز کف اعتبار!

        دزد شدی سعدیا؟! در گذر قرن‌ها؟!
        هفت سده کم نبود تا ندهی این شعار؟

        مرد نکو نام را نام دهی آن کسی
        کو نبرد گفته‌ای از دگران با خیار؟

        مو نزند شعرتان، حال که پیشین‌تری
        آمده‌ای از زمان، راز بکن آشکار!

        چون ز تو خوانم غزل هوش سرم می‌رود
        ساغر سینه شکست از غم هجران یار!

        ۱۴۰۱/۱۱/۱۳ - ۱۷:۳۵

        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0