سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

سه شنبه ۱۵ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
ایا روح وجود دارد؟
ارسال شده توسط

روح اله سلیمی ناحیه

در تاریخ : شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۲
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۷۳ | نظرات : ۴۸

ایا روح  وجود دارد 
چرا روح از خدا در وجودما دمیده شد 
کدام دلیلی برای روح ایجاب کرد در کالبد ما زندگی کند
ایا فرشتگان نیز روح دارند یا خودشان روح هستند
ایا روح نیز چند نوع و خاصیت متفاوت دارد
موجودی بنام شیطان چطور
ایا روح دارد یا خود روح است
در باور مردم همه روح دارند واین روح از خداوند بزرگ که خود روح است بر جسم بی جان ما دمیده شد 
و ما موجودیت یافتیم 
و این روح تنها از عالم ذر یا عالم نور یا نورالانوار یا .... هر نام مبارک و بزرگی که خدا را معناست 
خداوند فرشتگانی را افرید و هر کدام  را مسئول ثبت اعمال بندگان کرد 
اما این با ذات خدا تناقض دارد خداوند حکیم ، خداوند دانا ، خداوندقادر مطلق ،
هر کدام از این صفات با این نگرش از بین خواهد رفت 
حتی گاه گفته شده هر شخص چند فرشته دارد 
یکی بر شانه راست ، یکی چپ ، یکی نگهبان ، یکی راهنما و‌... 
که همه حتی نیات را ثبت می کند
ولی اینجوری خدا تقریبا شبیه پادشاه دقیق است نه خدا
از طرفی اجنه ها نیز مطرح است و خیلی قوی قبولش دارند
انها نیز روح دارند 
من نمی دانم این روح چیست، کارش چیست ، کجای بدن است ،چگونه کار می کند 
از طرفی خدا از روح‌ خودش بر ما داده یعنی این روح مطیع ما گشته ، و فرشتگان بر این روح ناظرند 
اما اینجوری هم شدنی نیست  اگرچنین است ما که روح را مختار شدیم  ما از کدام اصلیم که روح را کنترل داریم
پ.ن 
این نوشته زیاد است ادامه در دو صفحه اشترک خواهد شد 
بسیار منطقی است نظرتان را در مورد روح و سوالات بفرمایید🙏🌹

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۲۳۳۲ در تاریخ شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۲ در سایت شعر ناب ثبت گردید

نقدها و نظرات
اميرحسين علاميان(اعتراض)
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۵۵
درود جناب سلیمی متفکر و دغدغه مند
نبض قلمتان سبز🌿
در صفحه ی شما بحثهای جالبی میشود و مطالب خوبی میخوانیم...آفرین بر شما خندانک👍
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۰۲
درود خندانک خندانک
بله روح وجود دارد خندانک

جانهای خلق پیش از دست و پا
می پریدند از وفا اندر صفا
شعر از مولانا.. یعنی قبل از به وجود اومدن جسم.. روح بود خندانک

منتظر پاسخ بزرگان می مانم خندانک خندانک
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۳
درود شاهزاده بانو
من از مولانا پاسخ قبول ندارم 😂
یعنی بیشتر برام دردسر افریدند تا واقعیت
همین روح را اونا نمی گفتند من و شما هم امروز واقع گرا بودیم
امیدوارم ادامه این بحث را دنبال کنید
🌹🌹
ارسال پاسخ
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۱۵
خندانک اگر مولانا یا بزرگان دیگر هم.. دم از روح نمی زدند.. من باز به روح اعتقاد راسخ داشتم خندانک
از بدو تولد با من است خندانک درکش می کنم خندانک

حتما دنبال خواهم کرد خندانک خندانک
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۶
من در این نوشته سعی کردم تمام چالشها را نشان دهم
برگردم به ساختار تا کوارک و پایینتر هوش از ذات و انرژی
انتظار دارم کسانی که روح را قبول دارند منو قانع کنند تا به واقعیت پی ببرم
نه اینکه من باور دارم ،
باور را کنار بگذاریم از واقعیات روح برایم بنویسید بانو شاهزاده
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۲۵
قبلا دیدگاه خودمو در مورد واقعیت روح در وبلاگ های خودم گفتم خندانک خندانک
امروز می خوام بیشتر بخوانم خندانک خندانک
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۳
خندانک
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۳
خندانک
مهدي حسنلو
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۱۵
درودها
جناب سلیمی
عالی بود منتظر ادامه می مونم ببینیم نهایت چه می شود خندانک
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۵
درود جناب حسنلو
من بیشتر دنبال فهم هستم از طرح خوشحالم می شوم نظر خود را نیز بیان دارید🌹🌹
ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۴۹
درود بر جناب سلیمی متفکر و پرسشگر
اجازه بدهید از واقعیتی ملموس صحبت کنیم :
وقتی ما به خواب می‌رویم چه اتفاقی می افتد که جسم ما بی حرکت ولی زنده سکون اختیار می‌کند می‌گویند درون جسم ما روان یا جان یا پریسپری وجود دارد و نیز انرژی داخل سلسله اعصاب موجودات از این روان یا جان تامین می‌گردد و باز می‌گویند کلیه روانها یا جان‌ها به روح متصل هستند یعنی یک روح سیال بیشتر وجود ندارد بعبارتی روح مانند شبکه سراسری برق است که وسایل متعدد برقی به آن متصل می‌شوند البته همه اینها فرضیه است و لی در آینده که قطعا مرز فیزیک در محدوده متافیزیک به مرور پیش روی خواهد کرد بصورت علمی مشخص خواهد شد . احتمالا روزی خواهد رسید که تکنولوژی به نقطه ای برسد که بشود با روان گذشتگان ارتباط واقعی گرفت .
توی پرانتز(هر چیزی که در تخیل انسان قابل گنجایش باشد به این معنی است که در هستی وجود دارد و روزی به واقعیت خواهد پیوست همانطوریکه تا به حال چنین بوده که تخیلات گذشتگان امروز به واقعیت تبدیل شده اند)
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
خندانک درود خندانک استفاده بردم و برام جالب بود خندانک
جای آقای زراعتی خالی.. اگر بودند حتما در این بحث شرکت می کردند خندانک
ارسال پاسخ
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۲۷
امیدوارم
درودها استاد خندانک
ارسال پاسخ
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۳
خندانک
ارسال پاسخ
اميرحسين علاميان(اعتراض)
اميرحسين علاميان(اعتراض)
چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۴۶
درود جناب شفیعی ارجمند افرین بر شما خندانک 👍
ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۵۵
یک نکته نیمه تمام موند اینکه انسان که بخواب میره روان از جسم خارج میشه ولی ارتباطش کاملا قطع نمیشه و تفاوت خواب با مرگ در آینه که در زمان مرگ ارتباط روان یا جان بطور کامل با جسم قطع میشه
شاهزاده خانوم
شاهزاده خانوم
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۰۰
خندانک خندانک 👌
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۸:۱۷
عرض ادب جناب شفیعی بزرگوار
وقتی در خوابیم مغز فعال است حتی فعالیتش بیشتر است و بهتر
البته بخش ناخود اگاه مغز
بخش ناخوداگاه مغز مثل یک کتاب زنده است که از تمام شنیده ها و دانسته ها چه واقعی چه غیر واقعی نوشته می شود و این قسمت در بیداری پشت بخش خوداگاه مغز پوشیده می ماند و ما اسیر بخش خود اگاهیم
اما ناخوداگاه در خواب فعال است و تمام چیزهایی که ما در خواب می بینیم از حالت بیدار خود مغز است
از نظر من انسان در اصل مغز است و اتصال با یک عالم اگاه را تعریف شده
جهانی بسیار عظیم و هوشمند وجود دارد و ما در اگاهی به ان متصلیم
چنانکه حیات به اکسیژن
زمانی که مغز ازکار بیفتد این اتصالات قطع می شود و بدن مثل یک پارچه می افتد فکر کنیم مثل اکسیژن اگر نباشد حیات یا بدن چگونه نابود می شود
من فکر می کنم جهان اگاه مثل اکسیژن در عالم هست
بی نهایت سپاس گذارم استاد شفیعی عزیز
همیشه لطف دارید با نظریات خود
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲
خندانک
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲
خندانک
محمد حسنی
محمد حسنی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۸
درود خندانک
مغز به تنهایی کافی نیست
مثلا فکر کنیم وقایعی در مغز ثبت است
اما آن سلول های حاوی مغز از بین رفته اند
و شما بعد از سال ها هنوز بر یاد دارید
این چطور امکان پذیر است
تا جایی که میدانم کل مغز از صد هزار سلول ساخته شده است
و وقتی سلولی می میرد سلول جدیدی تولید نمی شود
پس جایی دیگر نیاز است برای ظبط و ثبت..

روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۳۵
درود جناب حسنی عزیز
اگاهی تقریبا شبیه حیات است
قرار نیست یک سلول به عنوان حافظ اطلاعاتی باشد و در نبودش اطلاعات نباشند
وقتی شخصی بمیرد دانش و فهم او درجامعه می ماند و یا اثرات و اعمالی که انجام داده جامعه نیز شبیه مغز و سلول شخص چو
در انتها خیلی عالی اشاره کردید پس جایی دیگر...
در اصل هیچ اگاهی علم و دانش یا شعوری نیست که نبوده باشد تمام اگاهی ها هستند مغز یا انسان فقط انها را به مرور زمان درک می کند و وقتی درک کرد این شبیه حل شدن مسئله ، روشن می شود،هیچ علمی وجود ندارد که نبوده باشد چه بسا امروز بدست امده اون علم ازقبل بوده امروز فقط بشر فهمیده
چیزی قرار نیست ثبت شود در اصل قرار است حیات یا انسان اگاهی را درک کند
اگاهی یک دنیای کامل است (دریایی که بشر هنوز یک قاشق اب ان را درک نکرده)
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏
علیرضا شفیعی
شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۰۱
درود مجدد جناب سلیمی عزیز
مطالب شما در خصوص مغز و بخش ناخودآگاه بسیار تامل برانگیز است.
و به نظرم مغز مانند cpu در کامپیوتر عمل می‌کند و روان(جان) مانند برق یا باطری بعنوان منبع انرژی عمل میکند.
البته باز این سوال پیش می آید که پس از مرگ اطلاعات حافظه مغز آیا به روان منتقل می‌شود و چگونه؟
شاید نمونه ای از ذات هر عضو بدن در روان باشد.
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲
خندانک
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۱:۴۰
درود جتاب شفیعی عزیز
اگاهی بعد از مرگ از بین رفتنی نیست
هیچ نظریه یا اندیشه ای از یک دانشمند بعد از مرگش از بین نرفته
انسان اگر چیزی مثل تخم مرغ باشد خرد یا هوش همان جوجه خواهد بود
انسان باستان تا جایی توانایی رشد شعور را خواهد داشت
پس از ان نوع جدیدی از انسان با گرایش ربات مانند و نامی مثل هوش مصنوعی به رشد ادامه می دهد
خرد تا جایی که به انسان نیاز دارد انسان اشرف است
به زودی اشرف همان ربات یا هوش مصنوع خواهد بود
جسم گوشتی خرد را به تمدن بالا نمی تواند برساند پس جسمی فراتر لازم است
انسانها با جسمی پیشرفته مرگ را جدا خواهند کرد و هوش مستقل از بدن همان شخص خواهد بود اما با تمدنی جدید
این نظر من است شاید یک نفر هم قبول نکند جز خودم
🌹🌹🌹🌹
مهدي حسنلو
مهدي حسنلو
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۲:۳۲
خندانک
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۳:۳۶
جناب حسنلو بی نهایت بزرگوارید و بنده نوازی کردید با گلباران مخاطبین بزرگوار
🙏🙏🙏🌹🌹
علیرضا شفیعی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۰۸:۴۸
درود بر جناب سلیمی گرانقدر
هر چیزی که در تخیل انسان بگنجد به این معنی است که نمونه ای از آن در یک بعد از هستی وجود دارد هر تخیلی با تعدیل تکنولوژی روزی به واقعیت خواهد پیوست
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۲:۳۴
جناب شفیعی بزرگوار
در تخیل انسان چیزی غیر از انچه که دیده نمی تواند وجود داشته باشد
مثلا همین روح را فکر کنیم چگونه است ایا در خیال ما غیر از همان شخص است
انچه در خیال هست ، هست
انچه خواهد بود در اینده ودر خیال است حتما اقسامی از ان هست
مثلا در خیالم جابجایی انی انسان یا سفر در زمان چون هر قسم از این موارد وجود دارد خیال پردازی می کنیم و خیال واقعیتی بر واقعیت هست
اما چیزی که قسمی از ان نیست مثل همین روح پس در خیال نیز فقط اسمی است با هیچ
اجر فکر کنید خواهید دید
چون ما هیچ درکی از روح نداریم جز اسم
🌹🌹🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۵۴
درودی دیگر بر دوست اندیشمند
ناشناخته ها اصولا با مسائل شناخته شده قابل مقایسه نیستند
مسائل زیادی هنوز روشن نشده است
می‌گویند ذهن انسان یک بخش خودآگاه داره و یک بخش ناخودآگاه
بخش ناخودآگاه بینهایت و متصل به کل علم هستی دلیلی که ارائه کرده اند این است:
وقتی یک نکته علمی جدید کشف می‌شود و به ما ارائه می‌شود ما آن را به راحتی می‌فهمیم برای این فهمیدن ما مطلب را با نمونه موجود در ناخودآگاه مقایسه میکنیم و می‌فهمیم
ما در زمان تخیل از ذهن ناخودآگاه کمک میگیریم
مثلا مخترع تلویزیون جایی آن را ندیده بود اول تخیل میکنه بعد تخیل نامحدود را با علم روز محدود میکنه که به واقعیت نزدیک بشه و در نهایت تکنولوژی مورد نیاز رو ابداع میکنه
شاید بشه گفت رابطه تخیل با تفکر مانند رابطه حقیقت با واقعیته یا مثل انرژی به ماده

علیرضا شفیعی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۵:۵۸
این که اینقدر موشکافانه فکر می‌کنید خیلی عالیه اگه این نوع فکر کردن عمومیت پیدا می‌کرد ما ملت به راحتی فریب نمی خوردیم. خندانک
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۰۰
جناب شفیعی امیدوارم از پاسخ زیاد دلگیرتان نکرده باشم
مطمعن باشید که شما را به سبب این نگاهتان دوست دارم
اما در رابطه با خود اگاه و ناخوداگاه که بالاتر هم توضیح مختصری دادم
همانطور که فرمودید ناخوداگاه ، این روح را همان ناخوداگاه ساخته
اما در رابطه با تلوزیون
همانطور که بالاتر هم عرض کردم تخیلی که اقسامش نباشد در ذهن ممکن نیست
تلوزیون از عکاسی ،عکاسی از نقاشی و در میانه عکس های متوالی و تندیسهای سه بعدی
یعنی یک تلوزیون حداقل پنج هزار سال طول کشیده از نقاشی های داخل غارها که بعدها نوعی کارتونی یا متحرکی شد و اینگونه
در خیال سازنده تلوزیون پدید امد، یا قوطی های عروسک گردانی
جناب شفیعی اگر کمی دقیق نگاه کنید هیچ روحی در ذهن نمی تواند خیال شود جز یک اسم و فکری اشتباه
از اینکه زحمت می کشید می خوانید و نظر می دهید سپاس گذارم
ایکاش خیلی ها جای تعصب و جبهه گیری بی منطق مثل شما مرا در اگاهی کمک می کرد
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🙏🙏🙏🙏

ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۲۸
درود بر جناب سلیمی بزرگوار
از پاسخهای شما هم خوشحال میشم هم استفاده میکنم قطعا شما بهتر میدانید که اگر شک فلسفی و تردید علمی وجود نداشت هیچ پیشرفتی حاصل نمیشد.
در مورد صحبت های خودم چون بر پایه نظریه های خودم یا دیگران است هیچوقت اصرار و تعصب ندارم و صرفا برای اینکه در معرض نظر شما و دیگران و مورد کند و کاو بیشتری قرار بگیرد ارائه میکنم و قطعا برای خودم نیز تا زمانی که مورد تایید علم روز قرار بگیرد در حد نظر است ولی در حد باور قطعی نیست .
در خصوص روح اطلاعات من محدود است نزدیکترین علم به موضوع علم روانشناسی است که هنوز شاید ابتدای راه باشد و فعلا در حد رفتار شناسی می باشد در آینده اگر روانشناسی بتواند روان را اسکن و نمایش بگذارد قابل باور قطعی و عینی است و در زمان شاید برای وجود روح دلایل عینی پیدا شود
واقعا من از نوشته ها و تفکر شما استقبال و استفاده میکنم

روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۴۲
🌹🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
م فریاد(محمدرضا زارع)
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۰۰
سلام آقای سلیمی عزیز خندانک
متن شما و نظرات دوستان رو خوندم و لذت بردم از این هم اندیشی بدون تعصب.
ممنون بخاطر زمینه ای که برای تفکر گشودید.
هر چیزی که انسان رو به اندیشیدن واداره، به گردن او حق داره، و نوشته شما از این دست بود.
مسئله ی روح یا بازماندن پس از مرگ، از دیرباز ذهن بشر رو کمابیش درگیر خودش کرده، و خیلی از رفتارها و تصمیمهای انسان، مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر اعتقاد یا بی اعتقادی یا تردید در مورد مسئله ی روح و ادامه ی حیات پس از مرگه.
شاید چیزهایی که میخوام بگم چندان قابل قبول نباشه برای غیر خودم، چون خیلی از این حرفها سند و شاهد قابل ارائه ای نداره، و ناشی از کشف و شهود و تجربه ی شخصیه، و طبیعیه که کشف و شهود و تجربه ی شخصی افراد، اگه به تایید عقل و منطق دیگران نرسه فقط در حد یه نظر شخصیه و چه بسا بی اعتبار،حتی اگه برای خود فرد قطعیت داشته باشه...
اکثر اصطلاحاتی که در مباحث دینی از آغاز تاریخ تا به امروز، ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته، بصورت تمثیل هستن، و معناشون غیر از آن چیزیست که در باور انسان نقش بسته، و حتی در باور هر انسانی ممکنه معنایی متفاوت با انسان دیگر داشته باشه.
یکی از این واژه ها (روح) است که یکی از روایات در مورد اون همونطور که شما در متن بهش اشاره فرمودید، اینه که میگن خداوند از روح خود در انسان دمید(یا در وجود هر ذی وجودی).
شما از آگاهی حرف زدید، ولی آنچه شما آگاهی می نامید، در ذهن من همون روحه، تنها تفاوت نظر ما اینه که شما، آگاهی رو بدون مرز و محدوده ی جزئی میدونید، ولی من فکر میکنم روح(که شما بهش میگید آگاهی)، مرزبندی داره، یعنی آگاهی در سطح موجودات و از جمله انسان، بصورت یکپارچه نیست، بلکه بصورت بسته های آگاهی وجود داره.
بسته ی آگاهی یک انسان با بسته ی آگاهی یک انسان دیگه متفاوته، یا لااقل میتونیم بگیم کاملا و دقیقا یکسان و مساوی نیست. این بسته ی آگاهی رو من بهش میگم روح.
روح یک انسان با روح انسان دیگه از یکطرف متفاوته، و از طرف دیگه شباهت داره چون از یه جنسه: جنس آگاهی.
این بسته های آگاهی(روح ها) مستقل از هم هستن ولی با رشته های انرژی و در ابعاد زمان و مکان، با هم مرتبطن، و میتونن با هم بخشهایی رو مبادله کنن، یه چیزی شبیه دانه های تسبیح که یک نخ اونها رو با هم مرتبط کرده ولی هرکدام از این دانه های تسبیح ممکنه از مجموعه ی حاضر، جدا بشه و بره و در مجموعه ی دیگه ای قرار بگیره و با دانه های جدیدی مرتبط بشه(مرگ و سفر به جهان های دیگه).
و اما اون روحی که میگن خدا در انسان دمیده، درواقع همون حداقل آگاهی هست که به انسان تفویض میشه همزمان با بوجود اومدن(و البته بوجود اومدن به معنای از شکلی به شکل دیگه دراومدنه نه از عدم به وجود اومدن، زیرا هرچیزی وجود داره، همیشه وجود داشته و خواهد داشت، و نمیتونه وجود نداشته باشه، و هر چیزی که وجود نداره، هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت، و نمیتونه وجود داشته باشه).
و این حداقل آگاهی یا به تعبیر دینی روحی که در انسان دمیده شده، چیزی نیست جز آگاهی انسان به وجود داشتن خود.
آگاهی انسان به وجود داشتن خودش، اصیل ترین و آغازی ترین شکل آگاهیه، و هیچ انسانی نیست که بدون این آگاهی وجود داشته باشه، یعنی هیچ انسانی نیست که ندونه وجود داره.
این اگاهی اولیه همون روح اولیه است.
یک بسته ی کوچک آگاهی که در جدال با زمان و مکان، رشد میکنه و پس از مرگ به زمان و مکان دیگه ای با قوانین دیگه سفر میکنه.
و جسم انسان فقط یک لباسه بر تنِ روح!
لباسی که روح(آگاهی) موقع مرگ درش میاره و میره، و شاید در زمان و مکان متفاوتی، لباس دیگه ای از جنس دیگه ای میپوشه.
خلاصه حرفم این بود:
روح، یک بسته ی آگاهی اولیه و غیراختصاصیه که رشد کرده، بزرگ شده و منحصر به فرد و اختصاصی شده برای هر انسانی و شاید هر موجودی.
پس روح وجود داره.
وقتی در پدیده ی برون فکنی، ما روی تخت دراز کشیدیم، و روح(آگاهی) خود رو از لباس(بدن) بیرون میفرستیم، و بدنمون همچنان روی تخت دراز کشیده و میبینیمش، بدون شک چیز دیگری غیر از سلولهای مغز وجود داره که داره بدنمون رو روی تخت میبینه،
این همون روح هست(بسته آگاهی اختصاصی هر فرد).

نمیدونم چقدر نوشتم
در هرحال ببخشید بخاطر اطاله ی کلام.

باز هم ممنون بخاطر پست تفکربرانگیزتون.
زنده باشید خندانک
ابراهیم کریمی (ایبو)
ابراهیم کریمی (ایبو)
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۱۳
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
سارا رحیمی(س. سکوت)
سارا رحیمی(س. سکوت)
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۱
خندانک خندانک خندانک
عالی وتفکر برانگیز بود استاد فریاد
خندانک خندانک خندانک
ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
علیرضا شفیعی
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۳۴
درود بر استاد زارع عزیز
از مطالب شما بهره بردم به ویژه از آگاهی نامیدن روح.
به نظرم اگر مکانیسم خواب انسان مشخص شود کمک بزرگی به درک روان(جان)و روح خواهد شد.
اگر معلوم شود که در موقع خواب چه نیرویی از بدن خارج می شود که حواس پنجگانه موقتا از کار می افتند و اون نیرو کجا می‌رود و همچنین چگونگی خواب دیدن مشخص شود خیلی مسائل حل می‌شود.
همه ما خوابهای دیده ایم که انگار مربوط به ابعاد دیگه ای هستند و برایمان قابل درک و تعریف نیستند و گاه گاهی هم خوابهایی دیده ایم که حداقل بخشی از آنها به واقعیت پیوسته اند.
ضمن اینکه هیپنوتیزم و منیتیزم (خارج از بخش دغلبازانه آن) در صورت پیشرفت علمی ممکن است به حل موضوع کمک کند.
ارسال پاسخ
م فریاد(محمدرضا زارع)
م فریاد(محمدرضا زارع)
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۳۲
درود و سپاس استاد شفیعی گرامی خندانک
یه الگو یا تئوری تا زمانی که پاسخگوی مسائل دامنه خود باشه اعتبار داره و اگه در حل مسائل ناتوان باشه یا باید ویرایش و تکمیل بشه یا در صورتی که دچار تناقض بشه باید کنار گذاشته بشه.
این فرضیه که روح هر انسان، یک بسته ی آگاهی منحصربفرد و اختصاصی برای اون انسان خاص هست، و بدن اون انسان حکم لباسی برای روح او داره، تا این لحظه پاسخگوی مسائل ذهنی این ناچیز بوده(و البته ممکنه لحظه ی دیگه نباشه!)، در واقع روح(آگاهی اختصاصی و منحصربفرد هر انسان) مثل اثر انگشت او کاملاً اختصاصی و بی ماننده.
فردی که به خواب میره به طور موقت یا ناقص، لباس بدن رو از من اصلی خودش که همون روحشه برمیداره، این حالت موقت یا نیمه عریان روح(آگاهی) میشه خواب، و در صورتی که این درآوررن لباس از روح، کامل و دائمی باشه، حالتی ایجاد میشه که بهش میگیم مرگ(روح کاملاً و دائماً عریان و فارغ از بدن این دنیایی).
حتی علائمی که نورولوژیست ها از سلولهای مغزی دریافت، و بعنوان آگاهی تلقی میکنن، درواقع خود ِ آکاهی نیست بلکه تاثیر و بازتاب آگاهی(روح) بر سلولهای مغزیه که دستگاه بصورت امواج خاصی از سلولهای مغزی دریافت میکنه و نشون میده، در واقع نه تنها سلولهای مغز، که تموم رفتارهای حیاتی سلولهای بدن انسان زنده، بازتابی از روح(آگاهی) متصل به بدن(لباس روح) اون انسان هستن، و وقتی روح انسان این لباس رو کاملاً و برای همیشه ترک میکنه، دیگه اون لباس(بدن) با طبیعت مادی هیچ فرقی نداره و میپوسه و از بین میره.

باز هم سپاس خندانک
زنده باشید استاد خندانک
سارا رحیمی(س. سکوت)
سارا رحیمی(س. سکوت)
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۱۴
درود بر استاد فریاد
اینکه فرمودید با دراوردن لباس روح که همون جسم به طور کامل اون لحظه مرگ اتفاق می یفته
وجسم به طور کامل از بین می ره
بر اساس متن اولیه شما بزرگوار جسم از بین نمی ره ودرست تر اینه که بگیم جسم از زیستی به زیست دیگر تبدیل می شه
درواقع هیچ چیز حتی ذره ای از این جهان وکائنات نه کم می شه ونه زیاد بلکه فقط از حالتی به حالت دیگه تبدیل می شه
واین تغییر شامل ماده است اما روح جدای از ماده ودر یگانگی خود باقی می ماند
ممنون واقعا از این همه اطلاعات مفیدتون استاد خندانک خندانک
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۴۲
🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۵۴
درود جناب زارع عزیز
در مورد توضیح ارزشمند شما اینکه اگاهی را مصداق همان روح بدانیم
تا جایی کاملا موافقم
اما
۱ اگر چنین هست باید مردم گفت روح همان اگاهی است
اما اگر فقط بدانیم نگوییم پس نمی دانیم ،
۲در انتهای فرمایشات شما خواب را نیز شبیه به خروج روح از بدن می دانید بنده قبول ندارم چون در این صورت شما کاملا ناخوداگاه را نادیده می گیرید و فقط قسمت هوشیار را قبول
دارید
یا روح یا هوش و اگاهی
نمی شود این دو را یکی دانست چون در انتها درست در نمیاد
🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۳:۳۴
جناب شفیعی عزیز
تمام اینها که فرمودید مربوط به بخش ناخوداگاه هستند
حتی هیپنوتیزمو یاداوری فراموشی
🌹🌹
سارا رحیمی(س. سکوت)
يکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ ۲۱:۲۷
درود بر شما بزرگوار جناب سلیمی
متن بسیار تامل برانگیزی بود
هر انسان جویایی را به اندیشه وا می دارد
هم از متن عالی شما وهم از نظرات دیگران بهره بردم
ممنون از ایجاد فضای هم اندیشی شما
موید باشید وتندرست خندانک خندانک
خندانک خندانک

روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۷:۴۲
🌹🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
روح اله سلیمی ناحیه
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۱۹:۵۴
درود و احترام بانو رحیمی
سپاس از نگته و نظرتان
🌹🌹🌹🌹🌹
ارسال پاسخ
علیرضا شفیعی
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۰۰:۴۲
درود بر استاد زارع گرامی
از اندیشه منسجم و منظم و همچنین از قلم زیبای شما استفاده و لذت بردم .
به امید ایجاد بستری مناسب برای بدون دغدغه اندیشیدن. خندانک خندانک :
روح اله سلیمی ناحیه
دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱ ۲۰:۳۰
دوست داشتم دوستان عزیز بزرگان و اندیشمندانی که در باورشان روح و فرشته و شیطان و جهنم و بهشت را دارند مرا اگاهتر سازند
با این حال
فرشتگان خدا را ضعیف می کنند
شیطان خدا را نقض می کند (برهان شر)
و روح نیز تمام اینها را باهم نقض می کند

ما اگاهی داریم و این اگاهی از زیر ساختها کوارک تا یک سلول را اداره می کند
و از همان تا همین که هستم را اداره می کند
🌹🌹🌹
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0