سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

سه شنبه ۱۵ آذر

پست های وبلاگ

شعرناب
آرامش پس از گریه
ارسال شده توسط

عسل ناظمی

در تاریخ : شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۴
موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۲۱۹ | نظرات : ۰

آمده بود کنار خیابان می گفت من هر روز تعطیلی میایم کارناوالها و دسته های موسیقی را تماشا می کنم و لذت می برم. در این چند هفته گروههای شادی و رقص زیادی دیدم. از ال جی ال بی ها تا رقاصان سالسا و جشن ها و روزهای کشورها و هفته قبل هم جشن و رقص هندی ها و و کارائیب ها را تعریف می کرد.‌
 پرسید شما  کجایی هستید؟ و جشن  شما چه روزی است؟   
گفتم  من ایرانی هستم. ما جشن ها و مراسم  زیادی داریم و تمدن ما قدیمی است و آیینهای زیادی داریم اما متاسفانه بصورت کارناوالی که شما دیدید خیلی کم انجام‌میشه. ماه گذشته جشن تیردادگان را داشتیم. 
اما امروز  یه مراسم خاص و آیینی داریم که خاص یک کشور نیست! خاص یک  دین و مذهب است.‌ و گروههای عزاداری شیعیان از همه کشورهای اسلامی نزدیک می شدند با طبل و شیپور و سنج و همخوانی ها و ... سینه زنان و زنجیر زنان و مثل خود ایران و کشورهای همجوار مثل افغانستان و عراق و ترکیه و لبنان و... اینجا مراسم داشتند. 
منم همراه آنها گریه می کردم و یواش به سینه ام‌ می زدم.  
پرسید چی هست این کارناوال و چرا همه سیاه پوشیده اند و بر سر و سینه می زنند. و یا با اون زنجیر بر پشت شانه های خود.  
برایش میگفتم که دیدم‌ چندین‌ نفر دیگر هم‌ مشتاقانه به حرفهایم گوش میدهند و از چهره های منقلب آنها فهمیدم‌ تحت تاثیر قرار گرفته اند با صدای بلندتر توضیح دادم :
 که این یک مراسم مذهبی است که به پاس بزرگداشت امام‌ حسین و یارانش که ۱۴۰۰ سال پیش در عراق شهید شدند هست و چگونگی دعوت و وقایع کربلا و شهادت او و یارانش از ابوالفضل گرفته تا علی اصغر ۶ماهه  را برایش توضیح  دادم.  دیدم اشک در چشمانشان جمع شده و گفتم‌ میخواهید گریه کنید تا سبک شوید با توضیحات من در مورد شهدای کربلا و فرزندان امام حسین  و رشادتهای ابوالفضل و رفتن برای آوردن آب برای خیمه ها  و نحوه ی شهادتش 
دیدم از من بروشور یا کتاب  و ... میخواهند تا بیشتر آشنا شوند.‌ اون‌ گفت کاش همیشه این‌مراسم ها بود ما را یاد عیسی مسیح یکشنبه ها در کلیسا می اندازد.
 گفتم کمی صبر کنید و اگر خواستید شما هم سینه بزنید. تا افرادی هستند در کنار این دسته ها کتاب و بروشور توزیع و صحبت در مورد این ‌مراسم‌ می کنند، به ما نزدیک شوند که خوشبختانه یکی از آنها را دیدم و صدایش کردم اومد طرف ما و به انگلیسی سلام کرد و تشکر که آمدید تماشا و بفرمایید در خدمتم اگر توضیح میخواهید؟
 به فارسی گفتم‌ سلام چند تا کتاب یا بروشور از فلسفه قیام‌ امام‌حسین و... اگه داری برای اینها میخوام‌ خودم‌ توضیحات  را داده ام و علاقه مندی را در چهره های اونها ببین.‌ اون خانم  محجبه  با خوشحالی منو بوسید و گفت شما ایرانی هستی؟ خواهرم‌ ممنون، خیلی کمک کردی. اجرت با امام حسین.‌ و مقداری بروشور و چند کتاب که یکیش ترجمه نهضت حسینی شهید مطهری و چند کتاب دیگر  به زبان‌ انگلیسی و فرانسوی بود را بهم داد.
 تشکر کردم و گفتم به زبان ایتالیایی هم‌ دارید گفت خیر مترجم نداریم.‌ و امسال نتوانستیم  کتاب وارد کنیم. گفتم من تا حدودی بلدم. اما شوهرم مترجم زبان‌ایتالیایی است و الان ایتالیاست. دعا ‌کنید کارهایش درست بشه و ما دوباره بهم برسیم. حتما ترجمه  به زبان ایتالیایی کتابهایی در مورد امام حسین با ما. آدرس مرکز و شماره تلفنش را داد تا برای همکاری داشته باشم. در حالی که دور میشد.‌ منم‌ کتابها و بروشورها و نشریات را بین  تماشاچی ها پخش می کردم.‌
 و این‌ لحظات چقدر زیبا بود. مثل توزیع نذری و غذای امام حسین در سالهایی که در ایران بودم. 

ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
این پست با شماره ۱۲۳۳۰ در تاریخ شنبه ۱۵ مرداد ۱۴۰۱ ۱۱:۵۴ در سایت شعر ناب ثبت گردید
۳ شاعر این مطلب را خوانده اند

عسل ناظمی

،

حسین رضایی(آشنا)

،

روح اله سلیمی ناحیه

نقدها و نظرات
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

مشاعره

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0