سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 19 مرداد 1401
    14 محرم 1444
      Wednesday 10 Aug 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        چهارشنبه ۱۹ مرداد

        پست های وبلاگ

        شعرناب
        گایا
        ارسال شده توسط

        منیژه قشقایی

        در تاریخ : ۴ روز پیش
        موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۰۱ | نظرات : ۲۵

         
        درود بیکران 
        تا قبل از نظریه ی جناب لاو لاک استنادها به نظریه ی جناب داروین بود، جناب داروین هر موجود زنده ای را در حفظ بقا تنها می دانست ...اینکه باید تک رو و فردگرا می بود تا بشود زنده ماند ،دراین نظریه هیچ تاثیر متقابلی وجود نداشت ،جناب لاو لاک طی آزمایشات و پژوهشهای که انجام دادند و موجود است دریافتند زندگی دراین سیاره ی زیبا و قشنگ تحت اراده ی قدرت و شعوری والا قراردارد ،که به هر شکلی تناسب عناصر و مواد و سلامت سلولهای خود و اندام خود را حفظ می نماید و نام این نظریه را گایا نام نهادند ،گایا نام دیگر زمین در روایات اسطوره ای یونان است ، صرف نظر از تاثیرات جناب داروین از لحاظ جامعه ی انسانی ،حکومت ها ،مغزهایی که درراس قرار می گیرند و ایدئولوژی های ی که به وجود آمد این نظریه انسان را به عشق و همدلی فرا فرامین خواند ،این که هیچ کدام از اجزای این پیکره ازهم جدا نیستند ،ما تک نیفتاده ایم ما جدا نیستیم در وحدت با کل کیهان هستیم 
        برهم تاثیر می گذاریم و از هم تاثیر می پذیریم ، اما آنجاکه مسیر را فراموش می کنیم همان شعور برتر مداخله می نماید ،تا به راه آییم تا به عشق با دلها رفتار نماییم ، گاهی در قالب یک بیماری ،یک گاهی شرایط جوی ،،،
         

        ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
        این پست با شماره ۱۲۳۲۹ در تاریخ ۴ روز پیش در سایت شعر ناب ثبت گردید

        نقدها و نظرات
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        درود و عرض ادب محضر عزیزان و اساتید شاعر
        و با کسب اجازه از مدیریت محترم 🙏
        چنانچه مقدور هست به صورت نقد ارسال می نمایند با اجازه ی همه ی عزیزان .


        ما موجوداتی هستیم که تربیت شده ی ذهن هستیم
        ...این امر خود سبب به وجود د آمدن انواع کنش ها ،ناآرامی ها ،هیجانات ووو می شود ،ما امواج مغزی گوناگون نیز داریم ،در حالت عادی و روزمره امواج مغزی ما در حالت بتا هست ،بتا با نیمکره ی چپ در ارتباط می باشد ،دوئیت هاد،جدایی ها ،تفاوت و تبعیض و حق به جانب بودن ها را می نگرد ، اکثر ما انسان ها با این نیمکره شرطی شده این ،یعنی تمام حواس ما را درگیر می نماید،در سوی دیگر نیمکره ی راست و امواج مغزی آلفا می باشند که دقایقی قبل و بعد از خواب را در بر می گیرد ،این نیمکره در وحدت است با جهان هستی .

        حال یکی از موارد ی که می توان در مقابل استفاده نمودکمین کردن است ،نسبت به سایه ها و عادت ها ،مرحله اول مکث کردن می باشد ،ارام بودن و عکس العملی غیر از همیشه نشان دادن .

        دوستان عزیز تمام دنیای ما توسط انرژی ما خلق می شود و ادامه می باید،موارد بسیاری ست که ندانسته انرژی را هدر می دهیم ، و آنچه خلقت از آن شکل گرفته و هنوز هم در جریان است ،انرژی جنسی می باشد،انرژی جنسی نه به معنای عام وی آنچه در اذهان است ،،، جنسیت شامل تمام اجزا می باشد ،


        تعریف انرژی را می دانیم ،اینکه ازبین نمی‌رود از صورتی به صورتی دیگر تبدیل می شود و دونوع است ،انرژی جنسی پتانسیل ورود به انرژی های دیگر می باشد ،

        حال نادانسته به طرق مختلف هدر می رود ،یک مورد از آن کنجکاوی در امور دیگران ،پیگیربودن ،خصوصا سلبریتی ها و افراد معروف که هزاران انسان انرژی خود را ندانسته به آنان می بخشند ،حال این انرژی عظیم برای آن شخص قدرتی برای خلق و رسیدن به آرزوها می باشد .

        امیدوارم زیبا خلق نمایند حداقل

        مورد دیگری برای آزمودن خود ،
        آیا عکس العمل حرف و بیان من از عشق است
        ساده است ،عشق تصویری تفسیر و شکل و انتظار ندارد

        ومتشکرم خندانک
        شاهزاده خانوم
        شاهزاده خانوم
        ۲ روز پیش
        درود بانووو قشقایی مهربان خندانک
        در بند آخر به چه نکته اساسی اشاره کردید خندانک خندانک خندانک
        حال اگر این توجه و تمرکز به خواسته‌های قلبیمان باشد.. چه می‌شود خندانک خندانک
        اصلا دیگر چیزی بنام آرزو.. نمی ماند. خندانک خندانک
        در پناه نور و عشق الهی باشید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        سپاسگزارم ماه رو ی مهربان ،از لطف حضور ت از عشق جاری در وجودت ،در پناه عشق باشید همیشه خندانک
        شاهزاده خانوم
        ۴ روز پیش
        درود بانوووو قشقایی عزیز خندانک خندانک

        چه عالی بود خندانک از خواندن این مطالب لذت می برم و با روحیاتم جور است خندانک خندانک
        قسمت انتهایی نوشته مبنی بر اینکه ما روی هم تاثیر می گذاریم فقط گاه فراموش می کنیم رو خیلی قبول دارم خندانک خندانک
        احتمالا دومینو بر اساس این بینش.. طراحی شده باشه خندانک

        در پناه حق خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۴ روز پیش
        سپاس زیبا رو و زیبا روح بانو
        متشکرم از حضور ودرج نظرتان ،در پناه عشق باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        روح اله سلیمی ناحیه
        ۴ روز پیش
        درود بانو قشقایی بزرگوار
        بسیار عالی بود
        بسیار لذت بردم چون
        اما انتظار نداشته باش استقبالی از این همه زیبایی شود
        چون ما ایرانیان عاشق خرافاتیم تا حقایق زیبا
        منتظر نوشته های بعدی شما هستم
        🌹🌹🌹🌹🍀🍀🍀
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        سلام و سپاسگزارم جناب سلیمی ،به مهرخواندید
        ومتشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        ابراهیم کریمی (ایبو)
        ۳ روز پیش
        سلام بانو
        قطعاً ما انسان ها روحی در هم تنیده داریم و
        این چیز جدید نیست که فقط آقای فلان گفته باشد در حال حاظر نمود بارز آن در ذهنم گفته ی آشنای سعدی است که خودت بهتر می دانید
        بنی آدم اعضای یکدیگرند
        که در آفرینش ز یک گوهرند...
        خندانک خندانک خندانک
        چو عضوی به درد آورد روزگار
        دگر عضوها را نماند قرار
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        سلام جناب کریمی بسیار خوش آمدید
        درست می فرمایید کاملا،منظور توجه به زمین بود ،اینکه زمین نیز جان دارد،نفس می کشد،گذشته از این مورد که ما در قلب زمین یعنی ایران زندگی می کنیم ، و متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        ۳ روز پیش
        درودها، بله پیدایش زمین یکی از عجایب آفرینش است .
        فاصله ی این سیاره تا خورشید فاصله ای اعجاب انگیز است که اگر کمی نزدیک تر به خورشید بود چه اتفاقی می‌افتاد و یا اگر کمی دور تر از خورشید قرار گرفته بود چه اتفاقی برای زمین و موجوداتی که بر رویش سکونت دارند می افتاد .

        چند روز پیش یک نظریه در مورد اینکه اگر یک انسان با سفینه و یا بدون سفینه بخواهد وارد سیاره ی مشتری شود، می‌خواندم.
        که بسیار جالب بود .
        خلاصه مینوسم که وقت جنابعالی گرفته نشود
        انسانی بدون سفینه ۴۸ بار مرگ را تجربه میگرد و دست آخر هم بر روی سطحی از گاز مایه فرود می آمد .
        انسان با سفینه ۴۰ بار مرگ را تجربه می‌کرد و دست آخر هم بر بروی سطحی از گاز مایع فرود می آمد .
        این پیش آمد هم ممکن بود برای زمین و اگر در شرایط نامناسب قرار داشت.
        پدید آید .

        موفق باشید .
        کلیه ی مطالبی که عرض شد نظر شخصی بود .
        موفق باشید.
        خندانک

        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۳ روز پیش
        درود سپاس بیکران جناب خوشرو متشکرم از حضور و مطالبی که درج نمود ، خندانک بله واقعا شگفت انگیز است ، و این که مثلا میزان اکسیژن یا ...همیشه ثابت است ، یا به هر نحوی آنچه نیاز دارد در چرخه ای بازتولید می شود، در عرفان کهن گفته شده عالم کالبد خداست ،بازهم متشکرم خندانک
        ارسال پاسخ
        علیرضا شفیعی
        ۳ روز پیش
        درود بر شما سرکار خانم قشقایی گرامی
        و سپاس از درج این مطلب جالب
        با توجه به اینکه خلا مطلق به معنی نیستی می باشد و نیستی چیزی است که وجود ندارد پس فاصله فیزیکی بین همه پدیده ها همه کرات و همه کهکشان‌های هستی از عناصر یا پدیده هایی غیر از خلا تشکیل شده است و در نتیجه کل هستی بهم متصل و یکپارچه میباشد بطوریکه بال زدن یک پروانه در کل هستی موثر است این اثر می‌تواند بینهایت کوچک و نامحسوس باشد.
        برقرار باشید خندانک خندانک خندانک خندانک
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        سپاسگزارم جناب شفیعی از حضور و درج نظر ارزشمند‍تان
        در پناه حضرت دوست پایدار باشید خندانک
        ارسال پاسخ
        سید محمدرضا لاهیجی
        ۲ روز پیش
        سلام و درودها
        صبح سرکارعالی نکو
        بهره بردم، سپاسگزارم
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        سلام و سپاسگزارم استادلاهیجی ارجمند خندانک
        ارسال پاسخ
        سید محمدرضا لاهیجی
        ۲ روز پیش
        گاهی زبان محال از مکالمه با مجال پیش می افتد
        سوال این است که پیش بینی محال از مجال چیست؟
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        درود استاد لاهیجی ارجمند ،زبان محال و مجال یکسان نیست احتمالا ، تا تو را دیدم محالم حال شد، درک دیگری از مکان و زمان است ،محال فقط در عالم متا ممکن است ، البته متا نیز در دسترس هست نه برای همگان بزرگانی چند توانسته اند به محال دست یابند، اما وصل شدن به قدرت و شعور کل ممکن هست ، در عالم متا ،با مراقبت ، گذشتن از حجاب ها ،
        شفا ف و آشکار شدن کالبد اختری و خیلی موارد دیگه در باور عام نمی آید، اولین نتیجه ی ورود به عالم وحدت آرامش و شادیست ، اینکه میدانی مرگی نیست ، عشق به خود است و سپس دیگران را خود دیدن و در ادامه

        ستایشگری حقیقی شو
        حرف بزن ،سکوت کن ، گوش فراده
        پیامهااز همه جا می رسد
        در صدای یک پرنده
        در خنده ی یک کودک
        ...
        فقط عاشقانه پذیرا باش
        تا از انجام دهنده جدا شوی
        آن وقت نه غم نه شادی
        نه مرگ نه زندگی
        هیچ تاثیری ندارد


        سپاسگزارم از حضورتان
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        والبته اگر قرار هست پرشی هم انجام بگیرد لازمه اش بودن انرژی به حد مناسب است ، شناخت خود ،بدن ،انرژی ،منابع دریافت ، اینکه از چه طریقی نیروی ما به هدر می رود ،انرژی که میزان شد، فعالیت بدن و ذهن هماهنگ هست ،انگاه روح یا آگاهی شروع به ظاهر شدن می نماید...
        سید محمدرضا لاهیجی
        سپاس بیکران از بزرگواری و لطفِ پاسخ شما، به شرطِ اتمسفر حیات، نظرگاه و متن‌نوشتی در این باب که به موضوعِ گرامی پست شما نیز رجوع دارد بعداً ارسال می‌کنم تا سرنخِ گفتمانی باز شود جهت هم‌آموزی و هم‌اندیشی

        خدا را شاکرم از حضور افراد با مطالعه‌ای چون شما در جمهوری ناب
        منیژه قشقایی
        درود استاد لاهیجی ارجمند ،بزرگوار هستید و می آموزم از محضر اساتید و دوستان عزیز ،بسیار عالی باعث افتخار است و حقیقت نزد همگان است و زیبایی هم اندیشی ها و اشتراک آگاهی ست ، برقرار باشید و متشکرم
        ارسال پاسخ
        مجتبی شفیعی (شاهرخ)
        ۲ روز پیش
        سلام
        مجالی در زندگی برای درک محال نیست.
        البته برای انسان های عادی
        از این رو نفراتی که در مجال نمیگنجند با شکست سد های زمان و مکان محالاتی را درک میکنند و به ما میگویند
        حالا جهان چه مقدار مستعد ذیرش محالات است جای بحث دارد.
        ببخش که زیاده نویسی کردم
        منیژه قشقایی
        منیژه قشقایی
        ۲ روز پیش
        سلام و عرض ادب استاد شفیعی گرامی
        بسیار خوش آمدید و ممنون از درج نظر ارزشمندتان خندانک
        ارسال پاسخ
        منیژه قشقایی
        ۲ ساعت پیش
        وقت است که بنشینی و گیسو بگشایی

        تا با تو بگویم غم شب های جدایی

        بزم تو مرا می طلبد ، آمدم ای جان
        من عودم و از سوختنم نیست رهایی

        تا در قفس بال و پر خویش اسیرست
        بیگانه ی پرواز بود مرغ هوایی

        با شوق سرانگشت تو لبریز نواهاست
        تا خود به کنارت چه کند چنگ نوایی

        عمری ست که ما منتظر باد صباییم
        تا بو که چه پیغام دهد باد صبایی

        ای وای بر آن گوش که بس نغمه ی این نای
        بشنید و نشد آگه از اندیشه ی نایی

        افسوس بر آن چشم که با پرتو صد شمع
        در اینه ات دید و ندانست کجایی

        آواز بلندی تو و کس نشنودت باز

        بیرونی ازین پرده ی تنگ شنوایی


        در آینه بندان پریخانه ی چشمم
        بنشین که به مهمانی دیدار خود آیی

        بینی که دری از تو به روی تو گشایند

        هر در که براین خانه ی آیینه گشایی


        چون سایه مرا تنگ در آغوش گرفته ست

        خوش باد مرا صحبت این یار سرایی

        استاد هوشنگ ابتهاج

        روحتان لبریز از نوروسرورباد🙏✨
        اميرحسين علاميان(اعتراض)
        ارغوانم آنجاست
        ارغوانم تنهاست
        سایه بی سایه شد...
        شعر، بی سایه شد خندانک
        روح استاد هوشنگ ابتهاج شاد🙏

        درود خواهرم منیژه قشقایی
        بعد از مدتها آمدید
        نبض قلمتان سبز 🌿
        همیشه به آگاهی و شعر بمانید خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد رضا خوشرو (مریخ)
        ۲ ساعت پیش
        مرگ در هر حالتی تلخ است
        اما من
        دوستتر دارم که چون از ره در اید مرگ
        درشبی آرام چون شمعی شوم خاموش
        لیک مرگ دیگری هم هست
        دردناک اما شگرف و سرکش و مغرور
        مرگ مردان مرگ در میدان
        با تپیدن های طبل و شیون شیپور
        با صفیر تیر و برق تشنه شمشیر
        غرقه در خون پیکری افتاده در زیر سم اسبان
        وه چه شیرین است
        رنج بردن
        پافشردن
        در ره یک ‌آرزو مردانه مردن
        وندر امید بزرگ خویش
        با سرود زندگی بر لب
        جان سپردن
        آه اگر باید
        زندگانی را به خون خویش رنگ آرزو بخشید
        و به خون خویش نقش صورت دلخواه زد بر پرده امید
        من به جان و دل پذیرا میشوم این مرگ خونین را
        خندانک

        هوشنگ ابتهاج خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0