سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

اعضای آنلاین

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 11 خرداد 1403
    24 ذو القعدة 1445
      Friday 31 May 2024
      • روز جهاني بدون دخانيات
      مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خظ قرمز ماست. اری اینجاسایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

      جمعه ۱۱ خرداد

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      سمیه فلاحی شاعر مهرانی
      ارسال شده توسط

      لیلا طیبی (رها)

      در تاریخ : شنبه ۱۱ تير ۱۴۰۱ ۱۷:۴۱
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۴۲۸ | نظرات : ۰

      بانو "سمیه فلاحی" شاعر و مترجم کورد ایلامی، زاده‌ی سال ۱۳۶۱ خورشیدی، در شهر مهران است.
      او از برگزیده‌‌گان چهارمین دوره دوسالانه‌ی شعر کوردی کودک "منال" در سال ۱۳۹۹ است.
      از او تاکنون کتاب‌های زیر چاپ و منتشر شده است:
      - من تلخترین قهوه‌ی عمرت بودم - نشر آنیما - مهر ۱۳۹۷ - ۵۸ صفحه.
      - دری که مرگ کلیدش را گم کرده (ترجمه شعرهای کوردی علی الفتی به فارسی) - نشر باشور - ۱۳۹۹.
      - اتوبوس‌ها تا ابد در قلبم آتش گرفته‌اند (ترجمه شعرهای کوردی محمد مرادی‌نصاری به فارسی) - نشر باشور -  ۱۳۹۹. 
      - جه‌نگەڵ ئەلفبێ - ۱۴۰۰.

      ▪︎نمونه شعر:
      (۱)
      یک نفر با مرگ در خوابم تبانی می‌کند 
      قرن هفتم در اتاقم ایلخانی می‌کند 
      روزها در قتل عامی دائمی جان می‌دهم 
      نیمه‌شب یک بوسه قلبم را نشانی می‌کند 
      ترکتازی‌های تاریخی به موهایم رسید 
      نسلی از تاتار این‌جا حکمرانی می‌کند 
      تلخی بادام در چشمان من جامانده است 
      رد این بیگانگی من را روانی می‌کند 
      پادگانی در سرم مارش نظامی می‌زند 
      کودکی در خواب‌هایم نغمه‌خوانی می‌کند 
      خواب دیدم بعد مرگم دست‌هایم سبز شد 
      شاعری انگار در من ماه‌بانی می‌کند.
      (۲)
      شهری که میان کوه‌ها محبوس است 
      انگار که از رهایی‌اش مایوس است 
      ایلام که شهر روشنایی بوده
      در گرد و غبار مرز بی‌فانوس است.
      (۳)
      بیمار تو را ندیدنم باور کن 
      در حسرت پر کشیدنم باور کن 
      چندی‌ست که چهره‌ات غبار آلوده‌ست 
      سخت است نفس کشیدنم باور کن.
      (۴)
      تا شانه به شانه دست در دست شدیم 
      از غیرتمان دوباره سرمست شدیم 
      هەڵپەرگە میان جنگ بر پا کردیم 
      چوپی‌کش مرزهای بن‌بست شدیم.
      (۵)
      هر چند از آسمان فقط غم بارید 
      در باغچه‌هامان گل حسرت رویید 
      یک بار خزانه‌ی خدا خالی شد 
      وقتی که به مشهدش رضا را بخشيد.
      (۶)
      وقتی که گره به کار و بارم افتاد
      غم شعله کشید و در تبارم افتاد
      هر چند تمام راه‌ها بسته شدند 
      عکس حرم شما کنارم افتاد.
      (۷)
      یک شهر غریب و بی‌نشانی زهرا
      با این همه مرکز جهانی زهرا
      مادر نشده، مادر بابا بودی
      تو معجزه‌ی پيمبرانی، زهرا.
      (۸)
      زن، پنجره‌ای رو به سکوت و آوار
      بستند بر او راه نفس راه فرار
      آتش شده و به جان در افتادند 
      باید فدکيه خواند بر این دیوار.
      (۹)
      تا عشق خروشید و در و بام گرفت 
      طوفان شد و عقل و هوش در کام گرفت 
      ماهی دلم خسته و سرگردان بود
      در برکه‌ی سبز کوثر آرام گرفت.
      (۱۰)
      بر چهره‌ی خود نقاب شب چسبانده
      زیر لبش آواز عجیبی خوانده
      می‌ترسم از این خانه نرفته باشد 
      دزدی که صدا و سایه‌اش جا مانده.

      گردآوری و نگارش:
      #لیلا_طیبی (رها)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۲۲۴۹ در تاریخ شنبه ۱۱ تير ۱۴۰۱ ۱۷:۴۱ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0