سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 4 آبان 1400
  • اعتراض و افشاگري حضرت امام خميني -ره- عليه پذيرش كاپيتولاسيون، 1343 هـ ش
21 ربيع الأول 1443
    Tuesday 26 Oct 2021

      بیشترین مخاطب

      بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی ، بنویس تا زنده بمانی.احمدی زاده (ملحق)

      سه شنبه ۴ آبان

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      هدف از قالب های جدید شعری
      ارسال شده توسط

      محمد علی رضاپور

      در تاریخ : يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۱۹
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۳۰۴ | نظرات : ۹

      فایده ی قالب های ابتکاری نگارنده چیست؟
      از آن جایی که بسیار اشخاص با انگیزه ها و شیوه هایی مختلف، این سؤال را پرسیده اند، می پرسند و خواهند پرسید،
      اکنون، دوباره و در واقع، چندباره پاسخگو هستم.
      در مقدمه، این را عرض کنم که خودِ نگارنده هم از قالب های بی اساس که ساخته 
      می شوند به دست برخی افراد غیرمتخصص، ناراضی و معترض است  و امیدوار به این که مخاطبان گرامی، همه را با یک چوب نرانند و برای تشخیص سِرِه و ناسِرِه و جواهر و بَدَل، قدری حوصله به خرج بدهند.
      و اما درباره ی آنچه نگارنده، سبک #شعر_پیشرو نامیده است:
      نخستین گونه ی بارز آن را در #سه_گانی جناب دکتر #علیرضا_فولادی می بینیم
      و #شعر_آمیزه و احتمالا #غزل_پست_مدرن را، هم بتوانیم در این سبک، قرار دهیم و این جانب نیز  گونه هایی دیگر از آن را به ارمغان آورده ام
      (همچون #سروش، #سه_گلشن، #شعرسبز_یا_چندآهنگ
      و #شعر_تک).
      فایده ی سبک شعر پیشرو بطور خیلی خلاصه، بهره مندی از گلچین امتیازات هر دو 
      سبک سنتی و نو است و پیش تر، شعر پیشرو را بعنوان فرزند شعر سنتی و نو،
      معرفی کرده ام. 
      سبک پیشرو، قالب ها یا (به دلایلی بهتر است بگوییم:) 
      گونه هایی دارد و هر گونه ی آن، 
      زیرگونه هایی. 
      فایده ی گونه ی شعری #سروش بطور خلاصه، 
      دستیابی به شعری زیبا، کوتاه (و گاهی پیوسته)، کوبشی، باز  و پذیرای انواع زاویه های دید و حداکثر تنوع پردازی
      و ترجیحا برخوردار از آرایه های ادبی است. 
      در #سه_گلشن به دنبال ساخت گونه ای بوده ام که هر سه بخش آغازگر، بَدَنه و پایانبخش را بطور جداگانه در خود داشته باشد ‌و بتوان آن را به صورتی شبیه غزل (و دیگر شیوه های سنتی و نو) به کار برد اما بیرون از محدودیت های
      دست و پاگیر غزل باشد.
      در #شعرسبز (یا #چندآهنگ) درپی دستیابی به گونه ای زیباتر و البته 
      قاعده مندتر از سپید بوده ام بویژه این که هرج و مرج فراوان در سپید و همه گیر و کم ارزش شدن شاعری به واسطه ی آن واقعا آزارم می داد.
      همچنين زیرگونه هایی از شعر سبز، به شعر سنتی، گرایش بیش تری دارند و در آنها هم علاوه بر تنوع وزنی و کاربرد واژه هایی که در وزن رسمی نمی گنجند، تغییر فضای عاطفی شعر دراثر تغییر وزنی هم ممکن می شود. 
      #شعر_تک را در حال کار با تلگرام و به علت محدودیت تعداد واژه در حاشیه ی تصویر، دریافته و پس از ویرایش هایی، آن را کوتاه ترین گونه ی شعری ممکن در کل زبان ها اعلام کرده ام.
      مطلب دیگر، این که: بی گمان، ارائه ی مثال شعری در این زمینه، بسیار لازم بوده اما برای عدم طولانی ترشدن کلام، از آن صرف نظر شده است.
      امیدوارم مخاطبان علاقمند، 
      با اندکی جستجو، به مثال های مناسب، دست یابند! 
      و مطلب آخر، این که: شعر نیمایی و سپید - با همه ی امتیازات شان - تا حدود زیادی برپایه ی الگوبرداری از شعر غربی به فارسی وارد شده اند.
       گونه های شعر پیشرو، بومی سازی ادبی قوی تری دارند  و نگارنده، امیدوار است  با همراهیِ پژوهشگران و سرایندگان گرانقدر بتوان در چنین گونه هایی و بویژه در سروش و شعر تک، اشعار ارزنده و پرتعداد به انگلیسی و دیگر زبان ها سرود و همچنان که هایکو، ارمغان ادبیات ژاپن است، صندلی زبان پارسی در  گونه های شعر معاصر جهان، خالی نمانَد. 
      این پاسخی بوده بر پرسش هایی پی در پی، 
      سپاس، 
      #محمدعلی_رضاپور (#مهدی)
       

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۷۵۷ در تاریخ يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۱۵:۱۹ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      اميرحسين علاميان(اعتراض)
      سه شنبه ۲ دی ۱۳۹۹ ۲۱:۱۴
      سلام
      متن جالب و قابل بحثي ست
      اما لازم به ذكر است كه بگويم
      مثل تمام زمينه ها در اين دنيا كه واردات و صادرات داره
      و بايستي گونه هاي فرامرزي اش هم كشف شود و جنبه هاي مثبتش بكار برود
      شعر هم پيرو اين واقعيت محض حركت كرده و خواهد كرد
      لزوما اشعار كلاسيك ما و قواعد سنتي براي زبان آن دوران بي نقص نبوده و همه چيز نيست
      و براي برون رفت از مكررات و كليشه هايي خشك كه قرنها روي كاكل ٤،٥ شاعر بود
      نياز است به سمت شعر فرامرزي غرب برويم تا اساسا بفهميم و ببينيم
      چند چنديم، بالاخره سبك شرقي يا غربي؟ يا فقط جمهوري اسلامي؟! چون به غير از كمي فردوسي من تو شاعران ديگر كمتر ديدم به زبان فارسي توجه شده باشد و اينكه شعر را محكوم به قافيه و دستورات قواعدي (كه اتفاقا از ادبيات اعراب و هند و تلفيقي از كمي ادبيات پارس) بوده، مكتب گونه و ديكته شده ي پيشينيان نكنيم
      اصلا درست نيست،واردات وارداته و خارج خارجه يعني عرب و هند و عراقي كه صده ها سبك عراقي و هندي لطمه زده و كم وكان هم اثارش هست جزو خارج نيست؟! منشاء و تمام بدبختي هاي زبان مهجور مان و بينواييِ اش از اشعار نيمي عربي و نيمي فارسيِ مولانا و حافظ و عراقي و دهلوي و...ازين قبيل اساتيد بزرگ است، قصدم كوبيدن اين شاعران نيست اصلا...زمانه ي ان دوران به گونه اي رقم خورده كه به هرحال تفكر اسلام جايگزين شده بوده، و خيلي چيزها از جمله زبان و ادبيات وام دار و تحت تاثيرش قرار گرفتند.
      خاستگاه خيلي از هنرها اونور ابهاست مثلا هنر صدا و تصوير
      و خوب البته بسياري هم از مشرق زمين
      روانه ي اروپا و امريكا شده، شعر ازاد و نو باهر اسمي
      چه سپيد،نيمايي،حجم،پيشرو،فرانو موج نو و پسا مدرن و پساكرونا و....
      چون دريچه اي تازه رو به حيات ادبيات باز ميكند چون خون تازه و پويا تزريق ميكند
      قابل توجه و البته لازم است
      منكر اين نميشوم زيست ما،فرهنگ ما،رسوم ما، با انها متفاوت است،اما وطنيزه كردن كاريست كه نشان داده ايم انصافا خوب بلديم.
      نميشود در زمينه هاي فني و علمي و تكنولوژي، پيشرفته اجتماعيي اقتصادي و غيره
      رجوع به غرب شود ولي در مورد هنر گاردِ بسته باشد،و برچسب غربگرايي به ان بزنيم
      چه بسا كه اگر درباره ي تياتر و سينما هم گاردها بسته بود الان اينجا نبوديم،و نمايش هاي تخت حوضي و هرچقدر هم با اصالت،زيبا،فاخر، پارسي مكتب، به شكل متنوع و همگاني استقبال نميشد و از چشم مي افتاد،( جامعه ي جهاني چه بخواهيم چه نخواهيم به سمت عوام فهمي و گستردگي مخاطب در تمام مسائل ميرود و رفته است) جالبه راجب خيلي چيزها مثل اينترنت و الكل هم كم و بيش صحبتهايي شد و كرونا ثابت كرد كه هرچيزي كه از غرب وارد ميشه لزوما مسموم نيست
      البته در مورد اين اخري (الكل) بايد بگويم رازي كشف كرده و خوب مال خودمان بوده است.
      هميشه گفتم البته برخلاف عده اي از دوستان كه عقيده دارند شعر به اندازه كافي به گوناگوني قالب و سبكش پرداخته شده،من فكر ميكنم كه هنوز راه هاي بيشتري در جاده ي شعر هست كه بايد طي شود و اشتراكات خوبِ ادبيات جهان با ادبيات پارس را بهتر است پيدا كنيم،
      پيشنهادم پرداختن و مطالعه راجب شعر پست مدرن و نوگراي غربي ست، كه اگر كمي اين
      نگاه از بالا به پايين شعر كلاسيك(غزل) به مثلا سپيد كنار گذاشته شود
      پي ميبريم براي مانور در لايه هاي دروني شعر براي اعتراض ،براي تاثيرگذاري
      براي پرداخت صريح به مشكلات اجتماعي و سياسي
      براي هر نوع سليقه عام،بدون ژستهاي مخاطب خاص گرفتن....
      سپيد سرايي و نوگرايي موهبتي ست كه وارد ادبيات مان شده و بايد
      ممنونِ جاده صافكن هايي چون:نيما،شاملو،براهني،رويايي،سهراب،مختاري،اخوان و... باشيم، همچنين سبكهاي اين دو دهه ي اخير كه اسامي زيادي هم دارد
      فضاي بسته ي شعر كلاسيك و سنتي كه در گذشته بود را وسعت داده و رنگ تازه اي
      به ادبيات تكراري ان سالها بخشيد با جا انداختنِ غزل پست مدرن،كه البت امروزه هم باز نيازمند هرچه بيشتر نوگرايي هستيم و باور كنيد ساختار شكني و فاصله گرفتن و دست برداشتن از شولاي بسيار پوشيده شده
      و عدم پيروي از عرفان سنتي، حال و احوالات صوفيانه
      عزيزان و بزرگان قرن ها به زير خاك خفته بد نيست. (اساطير و تاريخ اسلام هم الي ماشاالله )
      باور كنيد هنوز خيلي جاي پرداختن داره شعر امثال شاملو،براهني،مختاري، و كدكني كه به دوران ما نزديكتر هستند،نسبت به قبل از نيما، و به دليل مسائل سياسي و اجتماعي (گرايشات چپي و راستي)و ازين قبيل...بعداز انقلاب، واقعي و منصفانه راجب دگرگوني شعر فارسي بحث نشده و جايگاهش در سالهاي حساس تاريخ ايران بالا و پايين شده، بد نيست شخصاً روي اين شاعران تامل كرده و بيشتر رجوع كنيد.صرفا پيشنهادم به شماست كه دغدغه ي اين مبحث را داريد.
      در اخر بايد بگويم قصدم فاصله گرفتن و نپرداختن به قالبهاي كلاسيك نيست،بلكه اتفاقا براي ادراكِ و اصلاح هرچه بهتر شعر پارسي و تاثيرگذاري زبان پارسي بر جوامع ديگر موثر است،
      البته من سبكي كه در چند شعرتان بود كه عنوان شعرسبز را دارد موافقم و بحثي ندارم، صحبتم
      بيشتر راجب بخش پاياني مطلبتان بود و اينكه مدتهاست ميخواستم پيرامون اين مطالب نظر شخصي خودم را بگويم،كه وبلاگ شما سبب شد.
      به هرحال بايد بتوانيم به روز باشيم وگرنه تكرار اخرش به عدم شناخت منتهي ميشود.
      ببخشيد طولاني شد، موفق باشيد دوست بزرگوار 2:
      محمد علی رضاپور
      محمد علی رضاپور
      چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹ ۱۹:۵۷
      سلام و درود
      و سپاس از توجه و دغدغه خاطر ارزشمندتان،
      مطالب ارزنده ای مطرح فرموده اید.
      بسیار سپاسگزارم خندانک
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۱۶:۳۲
      درود برشما جناب رضا پور عزیز
      عالی بود
      یلدا مبارک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      طوبی آهنگران
      يکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹ ۲۰:۲۲
      سلام جناب رضا پور
      متن بسیار یبایی
      سروده اید
      یلداتان مبارک
      محمد علی رضاپور
      دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹ ۱۵:۵۷
      سلام و درود و سپاس خندانک
      مهرداد مانا
      چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹ ۱۴:۰۸
      سلام
      و
      دست مریزاد خندانک
      محمد علی رضاپور
      محمد علی رضاپور
      چهارشنبه ۳ دی ۱۳۹۹ ۱۹:۵۶
      سلام و درود و سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      ابراهیم آروین
      جمعه ۵ دی ۱۳۹۹ ۰۲:۰۳
      سلام
      و درود بر شما بزرگوار
      زیبا نگاشتید
      خندانک خندانک خندانک
      محمد علی رضاپور
      محمد علی رضاپور
      يکشنبه ۷ دی ۱۳۹۹ ۲۱:۵۹
      سلام و درود و سپاس خندانک
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0