سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 14 اسفند 1399
  • روز احسان و نيكوكاري
21 رجب 1442
    Thursday 4 Mar 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      ذهن شما مانند کارخانه است. افکار شما مدیر تولید آن و نظرات دیگران مواد خام این کارخانه می باشد. پرمودا باترا

      پنجشنبه ۱۴ اسفند

      پست های وبلاگ

      شعرناب
      کیومرث یزدانی
      ارسال شده توسط

      سعید فلاحی

      در تاریخ : شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۰۸
      موضوع: آزاد | تعداد بازدید : ۸۸ | نظرات : ۲

      کیومرث یزدانی
      شاعر آفتابگردان‌ها
      کیومرث یزدانی شاعر ایرانی بود. او متولد ۱۳۳۴ آبادان، که از زمان جنگ تحمیلی در اصفهان ساکن شده بود. او از جمله شاعرانی تجربه‌گرایی است که اشعارش از فرم و زبان متنوعی پیروی می‌کند. سوژه آثار او انسان و درونیات اوست و در شعر یزدانی طبیعت و اساطیر نقش مهمی دارند.
      از او فقط یک کتاب با عنوان «در کیهانِ من‌ درختانی روئیده» توسط نشر مایا در سال ۹۶ به همت رضا قنبری منتشر شده بود. کتابی که به نوعی گزینه‌ای از صدها شعر اوست. همچنین در مجلات ادبی و سایت‌ها نیز از او اشعاری منتشر شده است.
      او در ۸ آبان ۱۳۹۹ در پی ابتلا به تومور مغزی در ۶۵ سالگی درگذشت.
      - نمونه شعر:
      (۱)
      کمی زنده‌ام، فقط همین
      گاهی که هوا خوب باشد
      بسیار تدریجی تعجب می‌کنم
      و خاموشی
      جاذبه‌ بیشتری پیدا می‌کند.

      (۲)
      هوای پیراهنِ تو
      در پاسی از موی‌رگ‌های نزدیک به پائیز
      و چند برگِ زردِ دیررَسِ عناب
      بر سینه های تو
      در لابلای هایِ
      این بنفشه‌های بی‌حوصله
      چه می‌کند؟
      رو به فرسایشِ ارغوانی دارم
      که در آفتابی‌هایم مرور می‌کند
      و رنگی
      که از طیفِ پائیزِ تنم
      جدا می‌شود
      در سفرِ دُردانه‌های کاج
      که چشم ،
      به چشیدنِ این بنفشه‌ها دارند
      همه میراثِ من
      جای پنجه‌های توست
      و همه میراثِ تو
      این،
      هرکجا ، یک چند
              آفتابگردانی در میانِ غزل‌های سرخ
      به بوده‌های در یاد
      می‌گویم مهتاب
      تا شبی که از کهکشان تو
      چشمانی آمد
      و دستِ اعماقِ تاریکی‌ام را گرفت
      و عطشی ،
      که در اردیبهشتم
      فرشته‌ها را به آب‌تنی وا داشت...
      وسعتی به اندازه‌ی
      تمامِ شعرهای جهان
      در اندامِ تو بود
      تا وجود پراکنده‌ام را
      روحی پرورده کند
      که بتوانم با زوزه‌ی نورِ باریکی
      در قیامتی تاریک
      خود را به سطح دریا برسانم
      و شعر تو را بسرایم...
      بر یک فصل
      با تو اتفاق نمی‌کنم
      صدای پای کوچ کردن ستاره‌ها
      از آسمانم می‌آید
      هراسی ندارم بر این درگاهِ فراموشی
      چرا که می‌دانم
      سلول‌هایم در هواخوریِ گیسوانِ تو
      تجزیه شده‌اند
      من ،
      تمام هستی را
      ای بی‌نهایت ،
      آغشته به نفسِ تو کرده‌ام....
      آن‌سوی عادت‌های این جهان
      در میانِ قصیده‌های پائیز و باران
      به شمارِ شکوفه‌های دامن‌ات
      آغوش در من روئیده است...
      تردید نمی‌کنم،
      به شکرانه‌ی "نفسِ بعد از بارانم" که  مرا نام   نهادی  و سرشانه‌های تو
      در اقامتگاهِ گندم‌زارهای
      آن‌سوی مشرق
      در نمی‌دانم کجای این جهان
      در برهوتی
      که هیچکس نامی برای آن ندارد
      ارواحِ عاشقان را فراهم می‌آورم
      تا جهان،
                    در تنِ تو پوست بیندازد...
      آسمان زائل شود
      و دگرباره
      مسیحَ‌م/
                      از دامنِ تو بزاید.....
      (۳)
      مرده به دنیا آمدم
      تا زنده به گورم کنند!
      (۴)
      درختی در من بالا می‌رود
      تا کجا/ نمی‌دانم
      شازده کوچولو
      درسیاره‌ی من آفتابی نیست
      آفتابگردانم را به تو می‌سپارم...
      (۵)
      [بداهه‌ای در احتضار]
      گِرداگِرد مزارم 
      آفتابگردان بکارید 
      تا همیشه‌ی همیشه
      منم تو باشد
      تا بتوام 
      لای لای اندامت 
      لای لای ریشه‌هایت 
      مُردِگی کنم .ـــ
       
      برای مطالعه ی بیشتر اشعار به کانال تلگرامی شاعر به آدرس khabekabutar@ مراجعه شود.

      جمع‌آوری و نگارش:
      #سعید_فلاحی (زانا کوردستانی)

      ارسال پیام خصوصی اشتراک گذاری : | | | | |
      این پست با شماره ۱۰۵۰۰ در تاریخ شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ ۰۷:۰۸ در سایت شعر ناب ثبت گردید

      نقدها و نظرات
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ ۱۶:۱۸
      درود برشما
      که یاد انشاعر رازنده کردی
      وخداوند ارا همه درگذشتگان رابیامرزد
      انشااله روحش شاد.
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      آذر مهتدی
      يکشنبه ۱۱ آبان ۱۳۹۹ ۰۰:۴۵
      درود بر شما
      یادش گرامی روحش شاد
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0