يکشنبه ۱۷ فروردين
اشعار دفتر شعرِ وقتی همه خوابن شاعر صمد نجفی
|
|
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهش
|
|
|
|
|
آری خورشید ثابت کرد :
حتی طولانی ترین شب
نیز با اولین تیغ درخشان نور به پایان می رسد ،
حتی
|
|
|
|
|
✔️ماهی من از اول عید۱۴۰۲ تنها شد
تنها درون تُنک در اتاقم هر روز منتظر من هست.
تا لامپ اتاق را
|
|
|
|
|
اشتباه نکن!
دور و نزدیک بودن آدم ها به تو به فاصله شان تا تو نیست،
نزدیک ترین آدم به تو آن کسی است
|
|
|
|
|
خوشبختی دیگران
از خوشبختی تو کم نمیکند …
و ثروت آنان، رزق تو را کم نمیکند
و صحت آنان، هرگز
|
|
|
|
|
نسیمی جان فضا می آید بوی کرب و بلا می آید
بی تابی این نوکر در دیدار ارباب به سر آمد
و این بنده گن
|
|
|
|
|
- خواب بد دیده اَم ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی بدنم جان دارد ..
|
|
|
|
|
و آن کسی را که دوست داری؛
نصف دیگر تو نیست
او تویی اما جایی دیگر..!
|
|
|
|
|
گاهی یک لبخند فردی را دیوانه میکند
گاهی یک لبخند فردی را ویران میکند
گاهی یک لبخند فردی را امیدوار
|
|
|
|
|
✔️ماهی من از اول عید۱۴۰۲ تنها شد
تنها درون تُنک در اتاقم هر روز منتظر من هست.
تا من لامپ اتاق را ر
|
|
|
|
|
تولد فقط بهانه هست
با تولد میشه فهمید چکسانی تو را برای خودت قبول دارند
|
|
|
|
|
احساسات مان را مخفی میکنیم اما یادمان میرود که چشمانمان حرف میزنند
|
|
|
|
|
زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی
که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتنش را از بین میبرد
|
|
|
|
|
سوگند میخورم که شهیدان راه عشق
با دست بسته هم گره از خلق وا کنند
|
|
|
|
|
داریم با حسین حسین پیر میشویم
خوشحال از این جوانی از دست داده ایم
|
|
|
|
|
به سینه هرکه تمنای کربلا دارد
همیشه در دل خود روضهای به پا دارد
کسی که عشق تو دارد دگر چه کم دارد
|
|
|
|
|
تولد تکرار امیدواری خداوندی است
یادآوری این تکرار بر شما گرامی باد!
|
|
|
|
|
نظری کن، که به جان
آمدم از دلتنگی
گذری کن، که خیالی
شدم از تنهایی
|
|
|
|
|
به دنبال تو می گردم
به دنبال تو می گردم نمی يابم نشانت را
بگو بايد کجا جويم مدار کهکشانت را
ت
|
|
|
|
|
بهار امسال برایم از پاییز غم انگیز تر است..
بی تو چقدر پاییز دل انگیز تر است..
|
|
|
|
|
علی زیباترین نام جهان است
علی ذکر لب صاحب زمان است
به کوری دو چشم اهل انکار
فقط حیدر امیر مؤمنان
|
|
|
|
|
اینکه هر روز بیایم تو مرا عفو کنی
بروم باز خطا پشت خطا خسته شدم
|
|
|
|
|
من از غم تو هر روز دوصد بار بمیرم
تو از دل من هیچ خبردار نباشی
|
|
|
|
|
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی تا چند
تا چند ورق خواهد خورد؟
|
|
|
|
|
تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
بغضم امان نداد و خدا…
در گلو شکست
|
|
|
|
|
چقدر عبرت در این عروسکهاست،
و ما از عروسک کمتریم…
آنها مرده بودند و زندگی میکردند،
ما زند
|
|
|
|
|
من بعد تو سالهاست خانواده تک نفره هستم..
|
|
|
|
|
بهترین نوحه ما هست «غریب مادر»
صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟
|
|
|
|
|
می شود سخت ترین مساله آسان باشد
پشت هر کوچه ی بن بست خیابان باشد!
|
|
|
|
|
امشب چه نازدانه گلی در چمن رسید
گویی بساط عیش مداوم به من رسید
نور ستاره ای در شب تولدش
انگ
|
|
|
|
|
عشق یعنی امکان انتخاب به معشوق دادن.
برای آنکه کسی یا چیزی را بدست آوری، رهایش کن!
|
|
|
|
|
لا اقل کاش دمی شکرگزارت بودم
من از این لال زبانی به خدا خسته شدم
|
|
|
|
|
من ویرانه ام تو ویرانتنم نکن
|
|
|
|
|
من تو رو هیچ دوست نداشتم که
و چون برای فراتر از دوست داشتن واژه ی نبود
من گذاشتمش هیچ دوست نداشتمت
|
|
|
|
|
ن تو را به خاطر این که سرت شلوغ است سرزنش نمیکنم
من زمان را به خاطر این که بسیار آهسته حرکت می کند
|
|
|
|
|
دلتنگی
عین آتش زیر خاکستر است
گاهی فکر میکنی تمام شده
اما یک دفعه
همه ات را آتش میزند
|
|
|
|
|
آیا تو میپذیری ، عشق خدائیم را؟
تا این که بر نتابی ، دیگر جدائیم را
|
|
|
|
|
اون فردی که با آبروی این خانم بازی کرد و روح و روان ایشون رو ریخت به هم.
خیالش راحت و آسوده باشه خا
|
|
|
|
|
سال نو مبارک.
آغاز قرنی که توش میمیریم..
|
|
|
|
|
دیدم کوچه ی تنگیست که چراغش چشم است
چشم ما گوش بود و عقل ما حرف سرکوچه و بازار
|
|
|
|
|
سر درد.
سپیدی موها..
بی انگیزه..
گریه های نیمه شب..
شاهعباسی دو نفر نه یک نفر..
|
|
|
|
|
وقتی که یه مرد گریه میکنه،یعنی زندگی اش همچون زلزله کرمان *بم* شده است..
|
|
|
|
|
آن قدر دلتنگم
که می توانم هزار دریا را
به شوق دیدارت وارونه شنا کنم
و آن قدر بی رمق
که گاه ِ رسی
|
|
|
|
|
من که "شاعر " نیستم اما به عشق او چنین
در میان دوستان " شاعر نمایی" میکنم!!!
من به اعجاز "غزل" بر
|
|
|
|
|
نیست از عاشق کسی دیوانهتر
عقل از سودای او کورست و کر
|
|
|
|
|
بر من دل بیرحمی صیاد نسوزد
از گریه اگر سبز کنم چوب قفس را..
|
|
|
|
|
عشق یعنی آن صدای سازها
بهترین سمفونی آوازها
جشن خوب لحظه ی آغازها
رقص لام و بایی از دلبازها
|
|
|
|
|
عاشقانه
از تو می نویسم
و شخص دیگری
در من آفریده می شود.
تو، او را ما می نامی؛
او م
|
|
|
|
|
من که گفتم حاصلش دل بستگیست!
آخرش دیوانگیست..
|
|
|
|
|
نفس های که در سینه حبس بود
قلبی که بخاطر تو در سینه حبس بود
شکستن قلب بسیار سخت بود
قلبی که
|
|
|
|
|
دیگر از تنهایی خسته شده ام
به کلاغ ها زیر میزی میدهم
تا قصه ام را تمام کنند
|
|
|
|
|
جمعه ها دلگیر نیست
شاید دلمان پیش کسی هست
که نیست..
|
|
|
|
|
جمعه را با غزلی،چای و کتاب شعری
میشود بود اگر تنگی دل ، بگذارد..
|
|
|
|
|
ثانیه های که همچون سال می گذرد
و تولدی که
نفس
می گیرد
|
|
|
|
|
عشقت چرا اینگونه کرد؟
عشقت مرا آشفته کرد
عشقت مرا ویرانه کرد
دلم را با دلم بیگانه کرد
تو چرا احس
|
|
|
|
|
بیقرارند عاشقانت ای وطن.
عهد بستم محکم از آنان شدم..
|
|
|
|
|
آه می کشم از فردایی که همیشه دیر است..
|
|
|
|
|
بر خلاف حرف آقای ایرج جنتی
هر چه تبر زدی مرا زخم نشد جوانه شد.
ولی تو
هر چه تبر زدی مرا زخم
|
|
|
|
|
الهی واسه تو بمیرم که هرکسی منو دید.
نفرینت کرد..
|
|
|
|
|
درخموشی های من
فریادهاست..
|
|
|
|
|
" آقلاما گوزلَرم قِسمَت بیمِش.."
|
|
|
|
|
این شناسنامه باطلم کرده..
|
|
|
|
|
حال من خوب است..
حال خوبان چگونه ست؟
|
|
|
|
|
و چه واژه های نابی
غروب
نم نم باران
ای دل ، غریب گیر آوردنت..
|
|
|
|
|
با رفتنت در یک لحظه مُردم.
با بودنت هر لحظه میمُردم..
|
|
|
|
|
سندرم دل بی قرار برای دستت دارم..
|
|
|
|
|
با غم انگیزترین حالت ممکن چه کنم..
دلم گرفت از بسته شدن درهای حرم..
|
|
|
|
|
از برکه
به دریا بزن!
تنهاییاَت
بزرگ شده است مرد
|
|
|
|
|
برو زندگی کن بزارم کنار..
|
|
|
|
|
باد هم آگهـــی مرگ مرا خواهد برد
بنویسید که: "بد بودم" و جارم بزنید..
|
|
|
|
|
من گریزانم از این شکل حیات
|
|
|
|
|
دست به دامن خدا که میشوم..
|
|
|
|
|
همین چند ماه قبل پارسال بود..
|
|
|
|
|
تو هر شهر دنیا که بارون بیاد
خیابونی گم میشه تو بغض و درد
تو بارون مگه میشه عاشق نشد؟
تو بارون
|
|
|
|
|
عشق غریب و مسته
غربت دیگه بسه
عاشق دل شکسته
سکوت..
|
|
|