سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        اشعار دفتر شعرِ ۱و۲و۳وتا بینهایت شاعر بهرام معینی (داریان)

        بهرام معینی (داریان)

        چه ها کردی بحال زارم امشب شعله عشقت سراسیمه بسان موجی های آشفته در وجودم سر ریز خواهد شد
        ۴۱۰ بازدید     ۱۹ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        پس انگاه ، صدا میزنم نام تو را درمیان دو کوه بلند تاشاید پژواک نام تو چاره آرامشم باشد
        ۵۹۷ بازدید     ۴۲ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        من بی خبر زخویش و تو بی خبر زخود مانده براه حیران دست در گریبان و خسته ای
        ۳۶۳ بازدید     ۲۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        باورم نا باوری است اسمان هم همراه با احساس من است نم نم باران وان گل های سرخ
        ۳۶۴ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        دخترکی شوخ وبی خبر ، زیر آواری که نامش را زندگی گذاشته اند تنهاودل گرفته! زان خنده های طرب زای م
        ۶۴۳ بازدید     ۱۸ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        طبق یک رسم و رسوم، سبزه در آب روان ! تخم مرغ رنگی به بچه های کوچک فامیل ، وبقیه نیز هریک بنوعی ،
        ۴۲۸ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        دویدم تا بینهایت تا دیگر مرا آنجا نبینی ، ومن نیز همواره باچشم باز می خوابم شاید از شبنم دیدارت
        ۴۳۲ بازدید     ۱۶ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        ومن تا دور ترین نقطه سایه ات را بدرقه خواهم کرد ! وبا طنین خدا حافظیت تصویر در ایینه فضا خواه
        ۴۷۲ بازدید     ۲۰ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        من از نظاره روزانه خورشید می ایم از آفتاب یک دست واز حرارت روزانه اش در تک وتابم اندرونم تنها
        ۵۷۸ بازدید     ۱۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        نان خشکی هرچه خواهی میخری ! سفره خالی زنانی هم دارم میخری ؟
        ۳۳۸ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        صبح کارش دلنوازی کردن است دلبران را مهربانی کردن است
        ۴۹۴ بازدید     ۱۰ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        بگذار تا ببو یم ات ای گل سرخ آتشین ! بگذار تا بنوشم ات ای قهوه تلخ وای شهد شیرین زندگی ! مگذا
        ۴۲۹ بازدید     ۱۴ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        جاده پر پیچ وخم است گاه کوتاه وگهی طولانی گاه هموار و گهی سر بالا جاده وسوسه می انگیزد جاده
        ۵۷۰ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        این اسمان: در تاب وتب ، می غرد وسیلاب وار انگار جام اسمان ، یک با ره گشته واژگون آرام باش ای
        ۴۸۷ بازدید     ۱۱ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        در تماشای باد ، وعریانی درختانی که : خونابه می بارند ، در غم ورسای پاییز ، وسوز سرمای کشنده زمست
        ۴۷۹ بازدید     ۵ نظر

        ادامه شعر

        بهرام معینی (داریان)

        هر دانه که به شوق دیدن تو سر برون کند زخاک ، باشعله ونور تو برقصد و غوغا کند بی محابا وبر امید ،
        ۴۲۸ بازدید     ۶ نظر

        ادامه شعر

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        3