سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

تمام پلیدیها در خانه ای قرارداده شده و کلید ان دروغگویی است. امام حسن عسكري(ع)

جمعه ۱۰ اسفند

صفحه رسمی شاعر بهمن بیدقی


بهمن بیدقی

بهمن بیدقی



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
شنبه ۸ بهمن ۱۳۴۵

برج تولد:

برج دلو

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
مرد

تاریخ عضویت

:
چهارشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۸

شغل

:
مهندس عمران

محل سکونت

:
تهران

علاقه مندی ها

:
طراحی - نقاشیخط - صنایع دستی چوبی شامل نقش برجسته و مجسمه - نقاشی رنگ روغن -عکاسی- سرودن شعر - نوشتن داستان کوتاه

امتیاز

:
۱۰۴۸۰
تا کنون 341 کاربر 1497 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
برای مشاهده ی آثار هنری دیگر (ازجمله طراحی ، نقاشی ،خط ، صنایع دستی )درصورت تمایل میتوانید به گوگل و وبلاگ اینجانب در سایت صدهنر مراجعه فرمائید . یا اینکه درگوگل به فارسی بهمن بیدقی را تایپ فرمائید

لیست دفاتر شعر


۱


اشعار ارسال شده

دولت فخیمه !!! شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر ترانه

آتش است هیمه هیمه ...
ثبت شده با شماره ۱۳۶۱۳۱ در تاریخ ۳ روز پیش    نظرات: ۴

میخواستم بَرنده باشم ، دل را باختم  ...
ثبت شده با شماره ۱۳۶۱۰۷ در تاریخ ۴ روز پیش    نظرات: ۴
نقاشِ مست شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

بهر اینکه مست شوم ، پیاله ای شراب ، زعشق ترا ، سرمیکشم  ...
این شعر را ۲ شاعر ۴ بار خوانده اند.
بهمن بیدقی ، بهــاره طـــلایـی زیدی
ثبت شده با شماره ۱۳۶۰۷۴ در تاریخ ۶ روز پیش    نظرات: ۰

مگرمیتوان ترانه بود اما ، تو را نسرود ؟  ...
این شعر را ۴ شاعر ۵ بار خوانده اند.
محمد باقر انصاری دزفولی ، بهمن بیدقی ، شیدا بیان (فریاله) ، سحر یوسفی
ثبت شده با شماره ۱۳۶۰۴۶ در تاریخ ۷ روز پیش    نظرات: ۲
مگه میشه ؟ شعری از بهمن بیدقی از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

مگه میشه از تو جدا شد ؟ ...
ثبت شده با شماره ۱۳۶۰۲۴ در تاریخ ۸ روز پیش    نظرات: ۸

مجموع ۱۶۵۲ پست فعال در ۳۳۱ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر بهمن بیدقی


بدنبالِ بهانه هایی برای خنده ولبخند
 
چند سال پیش رفته بودیم مجلسِ ولیمه ای بمناسبتِ آمدنِ حاجی از مکه . اسمِ او فیروز بود .
یه نفر بی آنکه قصد و غرضی داشته باشد هنگام خداحافظی گفت
سه شنبه ۲۴ آبان ۱۴۰۱ ۱۱:۴۹    نظرات: ۱۴

ارابه ای بسوی مرگ
 
ارابه دو اسب داشت ، که درجاده ای خاکی راه می پیمود .
درون ارابه مادر و کودکی بودند که کودک ، تازه بلد شده بود چهار دست و پا به پیش برود .
پدر درجایگاهِ سور
دوشنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۱ ۱۷:۱۶    نظرات: ۱۰

اسم خیلی مهمه
 
توو خیابون راه میرفت که دوستشو دید .
اسکندرگفت : سلام آقای عباسقلی خان . جزیره هاوایی تشریف داشتید ، آب وهوایی عوض میکردید ؟
عباسقلی گفت : سلام ، اسکندرِمقدونی
سه شنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۱ ۱۲:۵۰    نظرات: ۶

بیچاره دنیا
 
درمیانِ این مرگِ شگفت انگیز که زندگی اش میخوانیم ، زندگیِ ناتمامی ست که هیچگاه نمی میرد و آن زندگی ای ست که مرگش میخوانیم .
وبه این فلسفه است که من هیچگاه، برجنازه ام
يکشنبه ۱ آبان ۱۴۰۱ ۱۴:۳۷    نظرات: ۲


اشتباه ، شُغلمان شده
 
غرق درشب و، غرق در افکار و، غرق در یادِ خداوند ، حالی به من دست داد که لااقل  با خودم  صادق شده بودم و به خدا میگفتم : بارالها مرا برای تکرراشتباه
دوشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۱ ۱۱:۳۳    نظرات: ۲
مجموع ۱۵۰ پست فعال در ۳۰ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
2