سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

دوشنبه ۲ ارديبهشت

صفحه رسمی شاعر جمیله عجم(بانوی واژه ها)


جمیله عجم(بانوی واژه ها)

جمیله عجم(بانوی واژه ها)



ارسال پیام خصوصی
مرا دنبال کنید

تاریخ تولد

:
بدون اطلاعات

برج تولد:

برج حوت

گروه

:
افراغ اندیشه

جنسیت

:
زن

تاریخ عضویت

:
شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۳

شغل

:
بدون اطلاعات

محل سکونت

:
استان خراسان رضوی

علاقه مندی ها

:
بدون اطلاعات

امتیاز

:
۱۱۳۱۹۸
تا کنون 1584 کاربر 11397 مرتبه در مجموع از این پروفایل دیدن کرده اند.


درباره من

:
دنیای من دنیای شاعرهاست دنیای عشق ودفتروخودکار بنشین برایت واژه دم کردم فنجانی ازاحساس من بردار! ********* درشعرمن دردها هم آوازمی خوانند!! مرامی توانید در وبلاگم هم بخوانید بانام(وقتی که تنهایی حرف می زند)] واما قصه ی تخلصم که خیلیا درموردش کنجکاوند ومی خواهند وجه تسمیه اش رابدانند!! سوالی که بارها خودم دراشعارم پاسخگویش بوده ام................. این تخلص را خودم انتخاب نکرده ام این تخلص را استادان ودوستانم هم انجمنی ام دریک شب شعر برام انتخاب کردند باتقدیم شعری با نام بانوی واژه ها ودیگه برام موند ! وخودم هم دوشعردارم باهمین مضمون که اگرخوب مطالعه کنید به معنای بانوی واژه ها بهتر پی خواهید برد! اولین شعرم اینه *** درست نمی دانم کجا وکی به عقد واژه ها درآمدم اما این پیوند مقدس را عاشقانه دوست دارم وقتی تمام شعرهایم بوی عشق می دهد بوی تورا که پاک ونجیب در ذهن قلمم جاودانه شده ای! واینم دومین شعرم ********** واژه ها در بند من من در حصار واژه ها بی صدا جامانده ام در انحصار واژه ها چون هجا یانقطه ای درزیر خط فاصله بی توهردم می شوم حالا شکارواژه ها می رود عمرم ولی من غافلم ازقافله دلخوشم تنها به حرف واقتدار واژه ها خسته همراه قلم درجمله ها گم می شوم من زنی ازجنس درد او ازتبار واژه ها شاعرم ،خلوت نشینی شغل امروزم شده نقشی ازغم میزنم برروی دارواژه ها واژه می بافم اسیر دفترم همواره من روزوشب می چرخم اینجا بر مدار واژه ها گوشه ای کز می کنم گاهی غزل هم می پزم بی تو من بانوی شهر بی قرارواژه ها می نویسم می نویسم می نویسم تاابد کاش برگردی به شعرم ای بهارواژه ها ************** بانوی واژه ها یعنی کسی که تنها همدمش واژه هاست !! ناگفته نماندکه بعضی ازشعرام درسایت به دلیل کمبود تمرکز گاهی اشکالات ریزی دارندکه اصلاح شده شان در وبلاگ شخصی ام هم قراردارد ومی توانید آنجاهم مطالعه کنیدش..

اشعار ارسال شده


سیاه شد روی بهار ازاین همه درد! ...
این شعر را ۵۹ شاعر ۱۲۸ بار خوانده اند.
سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، رُز (فعل عراقي) ، شهرام مودب ، احمد نصرتی ، سکینه احمدوند ، کبری یوسفی ، ابوالحسن انصاری (الف رها) و ۵۱شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۷۲۱۳۴ در تاریخ حدود ۱ ماه پیش    نظرات: ۵۳

امروز درقوری چای هم شعردم کردم! ...
ثبت شده با شماره ۷۱۵۹۶ در تاریخ سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷ ۲۳:۴۹    نظرات: ۸۴

کی به پایان می رسد این قصه این کابوسها! ...
ثبت شده با شماره ۷۱۳۹۰ در تاریخ سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷ ۱۸:۵۲    نظرات: ۱۲۰

مجنون من تاکی فقط لیلا ببافم! ...
ثبت شده با شماره ۷۰۵۹۳ در تاریخ سه شنبه ۲۵ دی ۱۳۹۷ ۱۳:۱۱    نظرات: ۱۸۰

دردبی مرحم این مردم را تاکی آخربزندشاعرجار!  ...
این شعر را ۹۱ شاعر ۲۵۴ بار خوانده اند.
سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق) ، محمدرضا کوزه گر کالجی ، سعید فلاحی ، کبری یوسفی ، ایرج محرم پور ، فرياد فرهمندي ، فائزه طاهری(تنها) و ۸۳شاعر دیگر این شعر را خوانده اند.
ثبت شده با شماره ۶۹۹۶۵ در تاریخ يکشنبه ۲ دی ۱۳۹۷ ۲۳:۵۳    نظرات: ۱۵۱

مجموع ۲۰۰ پست فعال در ۴۰ صفحه

مطالب ارسالی در وبلاگ شاعر جمیله عجم(بانوی واژه ها)


نصف شبی هوس نوشتن به جونم افتاده بود نمی دونی اونم چه جور
پریدم جلوی کامپیوتر وتوهمون تاریکی شروع کردم تند تند به نوشتن.
نمی دونی چه حالی میداد هرچی دلم خواست صغری کبری چیدم.
صفحه رو
پنجشنبه ۲۷ شهريور ۱۳۹۳ ۰۱:۲۳    نظرات: ۲۸

دوستان عزیزی که این متن را می خوانند توجه داشته باشن که این نوشته اصلن به معنای تاییدی مطلق بر افکار ونوشته های دکتر شریعتی نیست من خودم هم نمی دانم چی به چیه دوست دارم تا همه راجع به عشق نظر بدین وحر
دوشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۳ ۱۴:۳۷    نظرات: ۴۶

یکی از دوستانم ازمن پرسید؟
ببینم دخترتو دوست ودشمنی نداری که این قدر از تنهایی می نویسی؟
خندیدم وگفتم چرانداشته باشم .
منم مثل تمام آدم ها هم دوستان زیادی دارم هم دشمنان بسیار
اما
چهارشنبه ۵ شهريور ۱۳۹۳ ۰۱:۲۳    نظرات: ۱۷

پرده را کنار می زنم یکدفعه صدای بال بال زدن دوپرنده ی زیبا توجهم را به خود جلب می کند.
پنجره را باز می کنم وای اینجا چه خبره اول سالی چندتا مهمون ناخونده برام آومده
 
بود که توی د
يکشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۳ ۰۱:۲۵    نظرات: ۱۰

اینجا کسی خانه می سازد
فقط یک طبقه
وای چه بناهای جوانی چه با شوق کار می کنند!!
زندگی در نگاهشان موج می زند
مثل این است که عجله دارند
 انگار امروز عروس هم آورده اند
چهارشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۳ ۰۱:۰۶    نظرات: ۲۲
مجموع ۹۰ پست فعال در ۱۸ صفحه
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.