سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 7 بهمن 1399
    13 جمادى الثانية 1442
      Tuesday 26 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        جایی که دوست داشتید بمانید و نتوانستید بمانید بدانید که هنوز توازون در تعقل ندارید.احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۷ بهمن

        روزهای بی بازگشت

        شعری از

        حسین کیانی

        از دفتر روزهای بی بازگشت نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ ۱۳ روز پیش شماره ثبت ۹۴۴۸۰
          بازدید : ۴۷   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسین کیانی

        قسمت هفدهم :
        چشمه پهنه این دلم سیراب شد
        اِستهِـل ، کهریز چون بی آب شد
        از دراز دره نمــی آیـــد کـسـی
        از گلاشکن قصه ها دارم بسی
        باغ خواجه ، باربنـد و پَس گَـله
        ناگهان با خاک یکسـان شد همه
        تنگ سوره چون که میرفتی بهار
        از کنـار چشـمــه می کردی گــذار
        از علف چشمت سیاهی میگرفت
        از کمــا و تـَـره می ماندی شگفت
        خشک گردیده همه دشت و دمن
        جای آن آمــد گــَــوَن روی گَـــوَن
        چون گذر کردم من از کـاخ بلال
        دیدم آنجا پر شده از ایل و مال
        درتنــم لرز عجیـبــی در گرفت
        کی قلم هرگز تواند غم نوشت
        تنـگ سوره، برف اندامت گرفت
        بعد ما مال آمد و خاکـت گرفت
        ای گـلالـی آب پاکت نوش جان
        تا خورند سیراب گردند دیگران
        ای تمـنــــــدر روزگـــار مـــا گذشــــت
        همه به ده ،دشمن نهادیم، هم به دشت
        روزها مردم به فکر کشت وکار
        شب در ازنا فکر جنگ وکـارزار
        کــاش میــشد با دلـی از غـم بـزرگ
        در فراعون ، چشمه زهرا ، گله گرگ
        دانه ای گنــــدم زنــو می کاشتیـم 
        هیچ کس را دشمن نمی پنداشتیم
        تنگــه بـالا جـای پـای مـا هنــوز 
        مانده روی خاک تو با آه وسـوز
        پیر زوبیده بغض دارد این گلـو
        کاش میشد باز می گشتیم زنو
        کاش باسنگی که کردیم شیرجوش
        در کنـــار گـلــه می کـردیــم نـــوش
        یا که در تخت علی شیر آرمید
        تا که قلبـم میشد آنجا پر امید
        چـاه کُلیخون به قــدری آب داشــت
        زیر مزغون گله ای در خواب داشت
        در قلتین باز شمعی می گذاشت
        یا نگــاه از ماهیــانش بـرنداشت
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۰ روز پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و جالب بود
        خندانک
        مجتبی شهنی
        ۱۱ روز پیش
        درود فراوان
        بر شما
        بسیار بسیار
        عاااااالی

        قلمتان توانا
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        ۱۱ روز پیش
        سپاسگزارم استاد شعر و ادب جناب شهنی عزیز ، ممنون که دنیال میکنید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهنود کیمیائی
        ۱۱ روز پیش
        خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        ۱۱ روز پیش
        ممنون از لطف شما بهنود جان بزرگوار ، خوش تشریف آوردید خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۱۱ روز پیش
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما
        زیباست شعرهایت
        زیباست غزل هایت
        زیباتر است اما
        قلم توانایت
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        ۱۱ روز پیش
        مثل همیشه شرمنده کردید استاد انصاری بزرگ ، ممنون بابت دلگرمی هایتان خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        ۱۱ روز پیش
        سلام جناب استاد
        کیانی
        واقعا رقس قلمتان
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        ۱۱ روز پیش
        سپاسگزارم بانوی توانمتد شعر استاد آهنگران عزیز خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        حسین کیانی
        ۱۱ روز پیش
        توضیحاتی در مورد قسمت هفدهم:

        1- چشمه پهنه ، استهل، کهریز، گلالی : نام چشمه و کهریزهایی در آبادی

        2- دراز دره ، گلاشکن ، باربند ، پس گله ، تنگ سوره ، فراعون ، چشمه زهرا ، گله گرگ، تنگه بالا، پیر زوبیده ، تخت علی شیر، کلیخون و مزغون : از جاهای دیدنی و زیبای روستای ازنا مهلمک از توابع الیگودرز لرستان

        3- کاخ بلال : کاخی سنگی و قدیمی از خشتهای سنگی به جا مانده از 3000 سال پیش مربوط به پادشاهی به نام بلال ، که بقایایی از این کاخ موجود است.

        4- قلتین : قناتی بزرگ به جا مانده از زمانهای قدیم که برای ارامنه مقدس بود و آنجا حیواناتی قربانی میکردند ، این آب بوسیله دالانی سنگی به اتاقکی سنگ چین شده منتهی میشود که آب از همه ی دیواره های آن به داخل حوضی میریزد در آن دو ماهی با طوق سبز از سالهای قدیم وجود دارند ، داخل اتاقک برای نیاش شمع روشن میکرده اند و هنوز هم این رسم از 4000 سال پیش تا کنون پابرجاست

        5- شیر جوش : کاسه ای شیر که در صحرا از گوسفندان میدوشیدند و سنگهایی که در آتش قرار داده بودند داخل آن شیر می ریختند تا به جوش آید

        6- تخت علی شیر : جایگاهی در دامنه کوه تمندر که علیمردان خان چهارلنگ که عزم فتح تهران را داشت چند شب در آنجا اردو زده بود
        بهروز ابراهیمیان
        ۹ روز پیش
        سلام ودرود شاعرگرانقدرشعرزیبایی سرودیدقلمتان همواره پرتوان باد خندانک
        فاطمه کیانی(میترا)
        ۶ روز پیش
        مرا به کودکیم مادرانه دعوت کن
        به قصه های شبی کودکانه دعوت کن

        مرا که اشک نخشکیده سالهاست هنوز
        به بوسه های شبی محرمانه دعوت کن

        درختهای اناری که دست داده به هم
        به میهمانی رقصی شبانه دعوت کن

        کبوتران پیام آور زمانه ی خوش
        به جشن کوچک این آب و دانه دعوت کن

        بباف زلف پریشان ،ببند با گل سرخ
        به خنده های دلی دخترانه دعوت کن

        لباس زرد طبیعت تکیده زیر درخت
        بهار را به حضور جوانه دعوت کن

        همیشه منتظرم چشم بر نمی دارم
        دوباره چشم مرا عاشقانه دعوت کن
        #میتراکیانی
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0