سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 2 بهمن 1399
    8 جمادى الثانية 1442
      Thursday 21 Jan 2021

        پر نشاط ترین اشعار

        در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده. ایمانوئل كانت

        پنجشنبه ۲ بهمن

        روزهای بی بازگشت

        شعری از

        حسین کیانی

        از دفتر روزهای بی بازگشت نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۳۴۶۴
          بازدید : ۷۱   |    نظرات : ۱۱

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسین کیانی

        قسمت ششم :
        مـش عـلی محمـــد بـزرگ شمســیـان
        مش حسین و مش حسن از پشت آن
        مش حسـن ، دانـا و با تـدبیـر بود
        مش صفر با جعفر ، او را پور بود
        مش عزیز از مش حسین زنده یاد
        میــرزا عبــاس بود مـردی بـاسـواد
        از بزرگانی که رفت از بین ما
        یـادتـان کردن بـؤد آییــــن ما
        هم ذبیح ، اصغر ، برادر با ولی
        بوده ایشـان از تــقـی نـاطـقـی
        مشتی اسد ، مش ماشالله کله گیو
        کـار ما وارونـه شد چـون کـار دیـو
        اکبر و اصغر ، علی از مشت اسد
        شوخی های او به ذهنـم میـرسد
        گویم از شیرازی ها ، مش صحنعلی
        بـــهروم واسـکنــــدر مشـتـــی عـلی
        مش امیر و مش رضا ، جعفرقلی
        با حیــاتــقـلی زنسـل صحـــنـعـلی
        هم ز اسکندر علی ماند وجـواد
        احمـدرضا مانده و مشتی قبـاد
        احمد و محمود ومحمد این سه تن
        بـه همــا رفتـن ز نســل مم حســـن
        ماهمه اینجا پر. از درد و غمیم
        کو خلیـل و محمد مشتی کریم
        باقــر کیمــاس و ایـن روزای سخــت
        این چنین برگشته از طاهر چو بخت
        از بزرگی چون خـدارحم شهریار
        مصطفی ، منصور و اصغر یادگار
        داستـان تـا کـاویـانی می بـریـم
        اوستا حمزه ، عیدی عبدالرحیم
        قسمت هفتم :

        زیر قبرستان شده مسجد خراب
        زحمت میــرزاحسین رفته بر آب
        جنگ تحمیلی تو را در خون کشید
        احمـدت در مرز بـوکـان شد شهیـد
        مش کیـومرث آرمیده زیر خـاک
        داغ ابـراهیم کردش سینه چـاک
        عـلی حسیـن و جـواهــــر هـمسـرش
        عزت اینجا ، رحم خدا رفت از برش
        یاد درویش ، زاده ی سید ماه طلا
        سیـــــــدی از نســـل پـاک انبـیـــــا
        تـات ممـــــد ، ذلـقی دارد نهــاد
        محمد و محمود از او دارد نژاد
        علیــرضا ، احمـــــد و مش مصطفی
        مـش ممـــرضــا ، کـنـارش مرتــضی
        همــــه فـرزندان مـش غـلامرضا
        کـــو فلـک مـلا منـــــاف بـاوفـــا
        شوخی های او همیشه ماندگار
        آصـــفی چـون او ندارد یادگــار
        محمد و مسلم ، جلیل است وخلیل
        روح تو شاد است ای میــرزا عـقیل
        ای دعــــای تـو شفـــای کـودکـان
        کاش میمـاندی هـمیشه جـاودان
        مش غلامحسن ، همیشه زنده ای
        تا ابـــد در قـلـب مـردم مانـده ای
        تعـــــزیه های تو را یـادم نـرفت
        یاد ابوالــــحسن دل ما شکـست
        اوکه نیکزاد است ، خواجه میرقلی
        از صفـاتـش بود ، پـاکی ، خوشــدلی
        مشتـی عبــداله ، فتـح اله ، نعمتـی
        یـاد عیـــزالله کــه بودش شرکـتــی

        قسمت هشتم :

        ای صد افسوس از عباسعلی امیر
        نیست در دنیـا کسی هرگـز نمیـــر
        بود او را مش صفر، میرزا ولی
        ممــدعلی ، از نبـات قربونعــلی
        مندلی و حاج علیمردان و سام
        از ملاحسیـــن مــردی با مــرام
        آن خدابخشت که پر از جنب و جوش
        وان دل از مــرگ سیــاوش پر خـروش
        ابوالقاسم ، امری و مشتی رحیم
        از علی اکبر که خود مردی کریـم
        مش ابوطـالـب که مردی تند بود
        سایـه ی عمرش دریغــا کنــد بود
        مم حسن در جاده خوابش می برد
        مرگ او را ســوی خاکــش می بـرد
        داغ بر دل شد رضــا و احــمدی
        هم شفیـع کامی نبرد از زنــدگی
        مش علی اصغر تو را ماتم گرفت
        در عزاشان قلب ما را غــم گرفت
        حسن آقا حیدر آقا ، مش عزیز
        کاه علی آقا نصیـرت شد شهید
        روستا ویرانه شد از جنگ و داد
        کو یـدالله ، کو دگر کاصیـد مراد
        کاسه عمـر فتــح الله شد تمام
        زندگی بر احمـد و ممــد حـرام
        از دویستی فتحعلی آن مرد پاک
        حسینقــلی زیر خــرواری ز خـاک
        حیاتقلی نام نیکویش به جاست
        غیـرت مـردان ازنــایـی کجاست؟
        مـرد و نامـردی همـیـشه با هم است
        قصه ی مردان در این دنیا کم است
        از کله نـادیــست آ جعفـرقـلی
        بـوده از او نـاصــر و نـادرقــلی
        غلامحسین ، غلامحسن ، بهروم است
        مـمـــــد از جـعـفـرقـلی در یـادم  است
        هم ز حیــب الله جواد است و ولی
        آ مصـــول و آرضـا از میـت قـلی
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا بود
        اگرجای شما بودم به صورت شجره نامه اسامی را تنظیم مینمودم خندانک
        فاطمه کیانی(میترا)
        فاطمه کیانی(میترا)
        حدود ۱ ماه پیش
        احسنت بر شما خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        متشکرم استاد استکی عزیز ، کاملا درست فرمودید ، بارها به ذهنم خوزو اما گفتم شاید خیلی طولانی بشه و خسته کننده ، این سرگذشت روستایی است در الیگودرز لرستان که ساکنانش همه مهاجرت کردند ، من به نوعی میخاستم تاریخ این روستا رو برای آیندگان زنده نگه دارم ، اما از اینکه در متن همه ی اشعار به دقت و از دید یک شاعر توانمند نگاه میکنید واقعا جالب و ستودنی است خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        بهروز ابراهیمیان
        حدود ۱ ماه پیش
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و دلنشین بود خندانک خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        ارادتمندم استاد گرامی جناب ابراهیمیان خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        محمد باقر انصاری دزفولی
        حدود ۱ ماه پیش
        بداهه ای تقدیم شعر زیبای شما

        ای شاعر زیبا کلام
        ای دوست با مرام
        شعر ناب سرودی
        می کنم بر تو سلام
        خندانک خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        سپاسگزارم استاد گرانقدر جناب انصاری ، زندگی به کامتان و لحظه لحظه ی زندگیتان مملو از شادی خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        اعظم قارلقی
        حدود ۱ ماه پیش
        چقد جالب... خندانک خندانک خندانک
        عااااااالی عاااااالی عاااااااالی
        خندانک خندانک خندانک
        منم شعرِ این شکلی از بعضی از مردمِ روستامون نوشتم، منتها چون اسمِ اهالی رو به طنز آوردم فعلاً منتشرش نکردم.
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        حدود ۱ ماه پیش
        سپاسگزارم بانو قارلقی از وقتی که گذاشتید ، کاملا درسته خود من هم بعد از معرفی کسانی که در روستا بودن ، قسمتهایی از شعرم رو به خاطرات و طنزهای اهالی اختصاص دادم اما بعدا به ذهنم رسید شاید به دید بچه ها یا نوه های آنها خوش نیاید و موجب دلگیری شود ، شما هم سعی کنید این قسمتها رو برا خودتون نگه دارید و بقیه شعرتون رو حتما ادامه دهید . انشالله در آینده حتما از شعر زیبایتان استفاده خواهیم کرد ، مانا باشید خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        فاطمه کیانی(میترا)
        حدود ۱ ماه پیش
        آفرین بر قلم سبز و به طبع سخنت خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسین کیانی
        حسین کیانی
        ۲ هفته پیش
        سپاس بیکران از شما خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0