سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 25 ارديبهشت 1400
  • روز بزرگداشت فردوسي
5 شوال 1442
    Saturday 15 May 2021

      پر نشاط ترین اشعار

      کانال رسمی شعرناب

      بار پروردگارا، دلهاي ما را به باطل ميل مده پس از آنکه به حق هدايت فرمودي و به ما از لطف خود رحمتي عطا فرما، که تويي بسيار بخشنده (بي‌منّت). آل عمران آیه ۸

      شنبه ۲۵ ارديبهشت

      یاد آن ایام باد...

      شعری از

      مبین قربانی

      از دفتر شعرناب نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۹ ۱۱:۱۶ شماره ثبت ۹۲۱۰۱
        بازدید : ۵۱   |    نظرات : ۱

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مبین قربانی

      یاد آن ایام باد
      روزگار کودکی
      من دبستانی بودم
      روشن و صاف؛ چنان برف زمستانی بودم
      در سرم یک گنـــج بود
      قلب من بی رنـــج بود
      دو با دویم پنـــج بود
      حس میکردم آب را
      سر میکردم من به فارغ بالی شب ها خواب را
       
      زندگی با دیده ای عریانی می دیدم
      خدای را پیچکِ ایوانی می دیدم
      خودم را در میانِ پیچ و تابِ سبزِ آن قربانی میدیدم
      کویر خشــــک را بارانی میدیدم
      چو مینو بود دنیایم بهاران و
      به تابستان نگاهم سبزه باران
      بود یک خورشید تابان
      در دل گنجشککی و
      یاد آن آلوچه های دزدکی و
      کودکی و کودکی... 
       
      بر تلالوی خیالِ ساده لوحم
      بود وصلِ مهــــربانی با مراد مردمان!
       
      هر زمانی روی میداد یک امید و آرزو در مغز پرکارم
      و بر دیواره های قلب افکارم
      خیالی خوش
      چو تابستان و تعطیلات شیرینش
      بهار و ماه فروردینِ رنگینش
      دبستانی بودم من
      با کتاب و با مداد و دفترِ چل برگ و
      پرگارم بدست و
      یک دلِ همّیشه مست و
      جامه ی تن پینه بست و
      اینچنین ساده، چنان سخت
      کنـــجکاوی های من را مثل حالا هیــــچ تاریکی نبود و
      هیـــــچ بن بستی نبود و
      انتهایش سبــــز بود... 
      هیچ زخمی از خیانت ها نبود از مردم دوران به روی دل، درآن پیشینه ام
      قلبی سالم بود در این سینه ام
       
      هیچ شرمی بر دوچشمانش نبود آیینه ام، وقتی که نقشِ صورتم را بر دوچشمانم نوازش؛ میـــ داد
      یاد باد
       
      یاد باد آن روزگاران،
      کاش باز آن روزگاران
      کاش باز
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر
      ۲ شاعر این شعر را خوانده اند

      عباسعلی استکی(چشمه)

      ،

      سحر غزانی

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۹ ۱۱:۰۲
      درود بزرگوار
      بسیار زیبا و خوش آهنگ بود خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقدو تحلیل شعر شاعران سایت

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0