سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 14 آذر 1399
    20 ربيع الثاني 1442
      Friday 4 Dec 2020
        شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

        جمعه ۱۴ آذر

        سود و زیان

        شعری از

        حسن مصطفایی دهنوی

        از دفتر دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی نوع شعر قصیده

        ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۹۱۶۹۱
          بازدید : ۳۶   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر حسن مصطفایی دهنوی

        « سود و زيان »
        خداکی با بَدان بد بود،بدان را می دهدشان سود          
        کز  اول  قدرت دنیـا  ، به  دست  مردم  بد  بود
        بدی  در  هر نفر  باشد ،خدا  آن  را  دهد  سـود          
        مداماً  سود  این  دنیا ،  به  دست  مردم  بد  بود
        خدا  توفیر1  نیک و بد، جدا  نـاکرده  در  دنیـا            
        زیان در سود دنیایس،کس اَر جمع آوری بنمود
        زیان و سود  این دنیا ، همین  از  قدرت  دنیاس          
        خداپیش از وجود ما،خودش درعین شوکت بود
        زیان در قدرت دنیاس ، نه  اندر  قدرت  معبـود          
        خدا  از  قدرت دستش، همین قدرت به ما بنمود
        خدارا کی توان دیدن،که این مطلب کنم عنوان          
        ولی  معنای  این مطلب ،در آن اول  به ما  بنمود
        جهان پیر رعنـا2  را ، زِ اول  قدرتش   بپرسیدن          
        که بر بدها ظفر بخشد و بر  نیکان بِدان  بد  بود
        الا  ای مرد سنگین دل، زِ دنیا گرکنی صد سود          
        هم از اول  هم از آخر ،همه کارت به ما  بد  بود
        بهـار  نوجوانـی  را  غنیمـت  بـشمر   ای   دانـا          
        که  دنیـا  سر  به سر  ،  جوانـی   تو  را  فرسـود
        جوانا  پند  پیران   را ،  شنو   از  گفته ی  معبود          
        که  رسم  و راه این دنیا، در این معنا و معبر بود
        کس اَر3 این نکته نشناسد، نداند نه زیان نه سود          
        که  در  جهل  ابد  ماند ،سعادت را   نداند سود
        خدا  را  با چنین  مردم ، نـباشد  گفتگو  یکدم         
        که حرفش هرکه نشناسد،به درگاهش بُوَد مردود
        خدا با ما به گفتارس، تو را  در سجده ره بنمود          
        که  اندر سجده آن گوید،بگو  یا هو  و یا معبود
        حَسن  از قدرت یزدان ، تو را دست  قلم4 باشد          
        تو بنوشتی نصیحتها،که این پند از تو خواهد بود
        ٭٭٭
          1- تفاوت – جدايي – فرق      2- دلكش – زيبا       3- اگر        4-  قدرت  قلم
        حسن مصطفایی دهنوی
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        سارا شیخ محمدی ( دیانا )
        حدود ۱ ماه پیش
        درود استاد
        بسیار عالی خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        ☹️👍🌷🌷🌷🌷
        حسن  مصطفایی دهنوی
        درود ها بانو
        لطف دارید
        پاینده باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        حدود ۱ ماه پیش
        درود برشما خندانک خندانک خندانک خندانک
        حسن  مصطفایی دهنوی
        درود ها استاد انصاری
        لطف دارید
        پاینده باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        سیاوش اسفندیاری
        حدود ۱ ماه پیش
        درود

        زیبا سرودید .

        خداکی با بَدان بد بود،؟بدان را می دهد او سود
        کز اول قدرت دنیـا ، به دست مردم بد بود!
        حسن  مصطفایی دهنوی
        درود ها استاد
        لطف دارید
        پاینده باشید
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و تحلیل شعر شاعران

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0