سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

چهارشنبه 12 آذر 1399
  • تصويب قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، 1358 هـ ش
18 ربيع الثاني 1442
    Wednesday 2 Dec 2020
      شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند.پروفسور حسابی

      چهارشنبه ۱۲ آذر

      من و یار دبستانی

      شعری از

      مرضیه حسینی

      از دفتر شعرناب نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۳۱ شهريور ۱۳۹۹ ۱۸:۵۵ شماره ثبت ۹۰۳۸۴
        بازدید : ۱۷۵   |    نظرات : ۱۸

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر مرضیه حسینی

      شاد و خندان میرفتم
      دست در دست مادر
      توی دست دیگرم
      یک کیک پر شیر و شکر
      تویِ راه مدرسه
      بچه ها را دیدم
      گریه میکردند
      من به آنها خندیدم
      با خودم می گفتم
      من شجاع هستم
      نیستم بچه نه نه
      و این دخترها
      عجب لوس هایی هستن 
      در همین حال خود را
      پشت یک در دیدم
      یک در خیلی بزرگ
      و خیلی زود فهمیدم
      این در مدرسه است 
      لبهایم!
      مثل یک غنچه
      جمع شد، لرزید
       ناگهان اشک
      روی گونه هایم لغزید
      مادرم خندید 
      صورتم را بوسید
      و مرا برد با خودش تووی حیاط
      گیج بودم
      یکی میگفت:خانوم مدیر آنجاست
       دیگری می گفت
      پس ناظم کیست؟
       و مادرم خانوم معلم را نشانم می داد
      دستم را گذاشت توی دست آن خانوم
      دلم یک جوری شد
      لب و لوچه آویزان
      باز اشکم ریخت
      این بار معلم خندید
      صورتم را بوسید
      مادرم رفت
      و فقط یک آه شنید
      لحظه ای بعد تویِ کلاس
      بچه ها را دیدم
      دوست شدم
      دوستی را روز اول یافتم
      البته
      معنی دوستی را
      در کلاس اول آموختم
      بعد
      من و یار دبستانی
      روی نیمکت ها راه رفتیم
      رد پایِ کفشهامان را
      هر دو می دیدیم
      و معلم داد میزد:
      «حسینی» بس کن
       ورپریده کلافه ام کردی
      خانوم اجازه! ببخشید
       تورو خدا ببخشید
      روز اول طی شد
       پایانش از راه رسید
      من و یار دبستانی با هم رفتیم 
      راهیِ خانه شدیم
      و داد زدیم: خداحافظ تا فردا
       و من!حالا! می گویم با حسرت:
      کاش یک کلاس اولی بودم
      یا معلم کلاس اول خود را
      همین حالا می دیدم
      ۱۰
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۵۶
      درود بانو
      بسیار زیبا و خاطره انگیز بود
      دستمریزاد خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
       مرضیه حسینی
      مرضیه حسینی
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۲
      درود استاد استکی بزرگوارم خندانک
      ارسال پاسخ
      جمیله عجم(بانوی واژه ها)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۲۱:۲۵
      خندانک
      درودبرشما خندانک
      نوستالژیک وزیبابود خندانک خندانک خندانک
      خندانک خندانک خندانک
      حسن  مصطفایی دهنوی
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۷:۱۴
      درود ها بانو
      بسیار زیبا و دلنشین سروده اید
      پاینده باشید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
       مرضیه حسینی
      مرضیه حسینی
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۲
      درود استاد دهنوی گرانقدر خندانک
      ارسال پاسخ
      محمد قنبرپور(مازیار)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۸:۰۵
      با سلام
      نوستالژی زیبایی را یاد آور شدید
      می‌توانست خیلی خیلی بهتر هم شود خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
       مرضیه حسینی
      مرضیه حسینی
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۲۲
      درود جناب قنبر پور. ممنون از همراهی شما. بله درست میفرمایید خندانک
      ارسال پاسخ
      علی مزینانی عسکری
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۰۹:۴۰
      سلام و عرض ادب
      بوی مهر روزهای دبستان را به زیبایی در شعرتان آوردید
      دستمریزاد
      خندانک خندانک خندانک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      امید کیانی (امید)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۰:۵۷
      سلام ودرود بر شاعر زیبا اندیش🌹
      شادباشیدوشادی گستر🌹
      قلم سبزتون مانا👌👌👌👌👌👌 و لایک
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۱۲:۰۹
      خندانک
      ارسال پاسخ
      سینا خواجه زاده
      سه شنبه ۱ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۰۰
      کاش یک کلاس اولی بودم یا معلم کلاس اول خود را همین حالا می دیدم
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      درود بسیار
      سروده زیبایتان خاطراتی رو زنده میکنه.
      خندانک خندانک خندانک
      رامینه خوشنام
      شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹ ۲۳:۱۶
      و معلم داد میزد:
      «حسینی» بس کن
      ورپریده کلافه ام کردی
      خانوم اجازه! ببخشید
      تورو خدا ببخشید
      روز اول طی شد
      پایانش از راه رسید
      من و یار دبستانی با هم رفتیم
      راهیِ خانه شدیم
      و داد زدیم: خداحافظ تا فردا
      و من!حالا! می گویم با حسرت:
      کاش یک کلاس اولی بودم
      یا معلم کلاس اول خود را
      همین حالا می دیدم
      ای جااااان چقدر قشنگ بود مرضیه جانم
      خیلی دوسش داشتم
      یادش بخیرر حال و هوای مدرسه و دوستای مدرسه

      عذر تقصیر همیشه دیر میرسم به شعرات
      جات تو قلبمه آبجی جونم❤️❤️❤️😍
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      يکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹ ۲۲:۴۳
      سلام ودرود
      بسیار عالی وبینهایت خاطره انگیز
      وزیبا موفق باشید خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      نسرین حسینی
      حدود ۱ ماه پیش
      نوستالژی زیبایی بود

      درودها برشما بانو جان

      قلمتون مانا خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و تحلیل شعر شاعران

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0