سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 23 تير 1399
  • گشايش نخستين مجلس خبرگان رهبري، 1362 هـ ش
24 ذو القعدة 1441
    Monday 13 Jul 2020
      الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾به سخن گوش فرامى‏ دهند و بهترين آن را پيروى مى كنند اينانند كه خدايشان راه نموده و اينانند همان خردمندان (سوره الزمر

      دوشنبه ۲۳ تير

      درد عشق

      شعری از

      محمد عرفان خانی

      از دفتر عندلیب نوع شعر نیمائی

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۹ ۱۴:۰۰ شماره ثبت ۸۶۰۹۷
        بازدید : ۲۵   |    نظرات : ۳

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر محمد عرفان خانی

      صدای ساز می‌آید
      صدای مرغ در پرواز می‌آید
      صدایش از کجا؟ از راه دور است
      صدایش از ته اعماقِ گور است
      دمادم در دلم غوغای شور است
      ولیکن دل صبور است
      تنم چون بید می‌لرزد
      تمام من به یک ارزن نمی‌ارزد
      ولی قلبم سراسر مهر می‌ورزد
      ولی او از من دیوانه می‌ترسد
      تمام من خلاصه می‌شود در او
      در آن آغوش و آن بازو
      در آن گیسو
      نوازش می‌کنم در ذهن خود مویش
      به بینی می‌کشم بویش
      روانم در دل جویش
      دوانم بر سر کویش
      دو چشمانم نمی‌بیند بجز رویش
      نگاهش می‌کنم هر دم
      نگاهم می‌کند یک دم؟
      نگاهش را ز من دزدید
      تنم لرزید
      صدای آهِ دل را گوش بشنید
      صدایش در تمام جان او پیچید
      و او از آه من رنجید
      به اشک و آه من خندید
      دلم ناگه به تنگ آمد
      سَرَم با دل به جنگ آمد
      تو گویی سمتِ شیشه ، تکه سنگ آمد
      لبانم را فرو بستم
      دمی با خویش بنشستم
      دگر این من، نه من هستم
      ز دل فریاد سر دادم
      خدا بانگ دلم بشنید
      و عرش از شدتش لرزید
      بگفتا: چیست این آوا
      چگونه نغمه‌اش می‌آید این بالا
      یکی گفتش صدا از دل رسد مولا
      بگفت: از کیست این دل
      بگفتش: ز عاشقی کاهل
      به آواز بلندی گفت:
      بخوانیدش به سوی من
      بشوییدش به جوی من
      بیاریدش به کوی من
      که این دل جایش آنجا نیست
      فرشته ناگهان بگریست
      بگفتا عشق عجب دردی است
      بگفتا عشق عجب دردی است
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      بسیار زیبا و خوش آهنگ بود
      دستمریزاد خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹ ۱۰:۰۶
      بداهه ای تقدیم شما
      شعر وسخن را کردی بیان
      ا ی شاعر شیرین زبان
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      ایمان اسماعیلی (راجی)
      چهارشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۹۹ ۱۵:۰۸
      درود شاعر گرامی
      بسیار عالی بود
      زنده باد 🌹🌹
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0