سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 12 خرداد 1399
    10 شوال 1441
      Monday 1 Jun 2020

        ورود به کارگاهها

        یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

        دوشنبه ۱۲ خرداد

        4-4

        شعری از

        فرزانه افروز(فرزانه)

        از دفتر شعرناب نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۸۵۳۵۶
          بازدید : ۲۳   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر فرزانه افروز(فرزانه)
        آخرین اشعار ناب فرزانه افروز(فرزانه)

        سیلی خورده ی دست روزگارم
        گل پرپرشده ی همین دشت ودیارم
        که پرپرشده ام به دست باغبانم
        قصه ی تلخ خویش راچنین می نگارم
        ازوقتی کودکی ام رابه یاددارم
        محبوب وعزیزخانه بودم
        مادرم می خواست که شجاع وقوی باشم
        سرترازتمام کودکان باشم
        دائما می نمودتحسین وتشویقم
        مبادابگذرم اندکی ازحق وحقوقم
        می گفت که دغلکاری نوعی هنراست
        آدم زورگوازهمه داناتراست
        گل هرباغچه ای بهرچیدن است
        مادرم خواست هرکه رادیدم بگویم عیب وایرادش
        دائم بدهم دستوروفرمانش
        گرکسی به  من گفت که نه ونکن
        باتکبربشکنم من احترامش
        نگه ندارم حرمت موی سپیدش
        یک روزمعلم دادتعلیمم  
        گفت ازشعوروانسانیت برایم
        مادرم گفت که اینهاهمه مال قصه هاست
        کاربردش هنگام تملق ازقوی ترهاست
        دنیامحل زورگفتن به ضعیف ترهاست
        مادرم گفت که این حرف هارابایدازبرکرد 
        ذهن مردم فریفت وظلم خودرارواترکرد
        افسوس که مهربانی رابه من یادنداد
        راه  ورسم زندگی باشرافت رابه من هدیه نداد
        به یاددارم آن همه ظلمی که کردم
        آن آدم هاکه دلهاشان شکستم
        همه جمع گشت وشدندروی هم انبار
        به یکدفعه مثال یک آوار
        یاشبیه پتکی محکم وجبار
        به سرم  خوردوافتادم بی اختیار
        بخوردم سیلی محکمی ازدست روزگار
        که نشانه ای بودازخشم پروردگار
        پابه  سن گذاشته ام واندکی گشته ام هشیار
        ولی هیچ نمی کنم احساس بزرگی وافتخار
         
         
         
        امام علی (ع)می فرمایند:هرکس عزت راباظلم وباطل طلب کندذلت نصیبش می شود.ظلم وتجاوزانسان رازمین میزندمرگ هارانزدیک می کندوهرکه ستم کندستم می بیند          غررالحکم ودررالحکم
        اما م صادق (ع)می فرمایند:هرکه ظلم کندبه سبب آن ظلم درجانش یامالش یافرزندانش گرفتارمیشود
        پیامبر(ص)می فرمایند:ازنفرین مظلوم بترسیدحتی اگر کافرباشد        نهج الفصاحه
         
        (رفتارهای توهین آمیزوبی احترامی هایی که درجامعه  افرادنسبت به یکدیگرداشتندتوصیه های غلطی که بعضی مادرهابه بچه هاشون می کنندافراد هوسران (چه خانم چه آقا)که بافریب دادن دیگران بااحساسات وزندگی آنها بازی کردندوآخرعاقبت افرادگستاخ ومکاررادرجامعه مشاهده کردم تحت تاثیرقرارگرفتم واین شعرراگفتم واقعا بارکج به مقصدنمی رسه وانسان ظالم درهمین دنیابه سزای اعمالش می رسدهیچ سیاستی بالاترازداشتن ادب وفرهنگ ،ورعایت اصول و مقررات نیست 
        افرادباادب  برخلاف تصوربعضی مردم اصلاساده لوح نیستندچون به همان میزان که آداب ومقررات اجتماعی رارعایت
        می کنندبه همان اندازه هم ازدیگران  توقع دارندکه آداب اجتماعی رارعایت کنندبه همان اندازه که ظلم نمی کنندبه همان اندازه هم زیربارظلم نمی روند
         آموزش   ادب واحترام، الزام به رعایت هنجارهای اجتماعی والزام به  اخلاق مداربودن  ومسئولیت پذیری  بچه راپخته فهمیده وخویشتن داربارمیاره  بچه ای که لوس وبی ادب باربیادخویشتن دارنباشه و هرحرفی دلش خواست بزنه هرکاری دلش خواست  انجام بده هرچی دیگران داشتندودلش خواست فوراوبه صورت افراطی براش فراهم بشه (حسودوگستاخ باربیاد)بعدهادرجامعه مردم تحملش
        نمی کنندوخردوتحقیرش می کننداتفاقااین افراداصلاقوی ودانانیستند عصبی وکم تحمل وبی منطق  هستند.
        زمان طلایی تربیت بچه وشکل گیری بنیادشخصیت ومسیرهای عصبی مغز بچه ازسن هفت سالگی تاسن چهارده سالگیه بعدازاون  دیگه تربیت کردن تاثیرچندانی  نداره چون مسیرهای مغزی وشالوده ی شخصیت شکل گرفته وباگذرسن  آن تیپ شخصیتیِ  شکل گرفته تکامل می یابد(ولی به تیپ شخصیتی دیگرتبدیل نمیشود)
        ودرآخر به قول اصفهانی ها بچه اگه عزیزه تربیت ازبچه عزیزتره وترکه ی درخت  تا ترهست میشه شکلش دادوقتی سفت شددیگه نمی شه )
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر
        ۱ شاعر این شعر را خوانده اند

        فرزانه افروز(فرزانه)

        نقدها و نظرات
        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        اشعارمیناجونبخش بانام مستعارفرزانه افروز(فرزانه)

        شعرمسیرعاقلانه:
        درغروب دلگیریک روزپاییزی
        زیرنم نم باران وبارش حس دلتنگی
        قدم می زدم کنارجاده ای خیس وتکراری
        جاده ای بی سرانجام وپرازحس خستگی
        درآن ازدحام وشلوغی ونابسامانی
        فکرمی کردم به انسان واین دردسنگین تنهایی
        این آدم ها گرچه ظاهرا قلبشان سنگی است ویخی
        درونشان غوغایی ست ازنیازبه تاییدوهمدلی
        بهرارضای این نیازوفرارازغم تنهایی
        مصمیم به ازدواج وفرزندآوری
        عده ای می رویم درمسیردانش وهنرافزایی
        عده ای به دنبال ثروت وشهرت وخودنمایی
        عده ای هم به غلط می روندمسیراشتباهی
        به دنبال بزهکاری وقلدری وگردن کلفتی
        یاکه غرق شهوتندوعشق های پوشالی
        می شمرندفتح قله هاراازسرتوانایی
        عده ای هم درگیر روابط بی سرانجام عاطفی
        می شوندخام عشق یاهوسی که جلوه کرده به شکل عرفانی
        دل هرکس دارداندکی غم ونابسامانی
        گربگوییم ازغم ونج وتنهایی
        رفته رفته میشویم شیداویک بیمارروانی
        هرکه درمسیری دلش می شودپرازشادمانی
        هرکه درمسیری داردهنروتوانایی
        درمسیری بایدرفت که شویم غرق شکوفایی وغرق بی خیالی
        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        شعر برگی ازدفترخاطرات:
        درسکوت یک شب آرام ومهتابی
        درمیان گیرودارفکرواستدلال وبی خوابی
        خاطرات دفترزیبای ذهن کردم مرور
        برگی ازآن خاطرات روزهای دوردور
        یک زمانی روزگاری
        شدم ساکن میان مردمانی
        که بااندوه وسختی
        می گذراندندروزهای پرملال زندگانی
        خانه هاشان همه کوچک وقدیمی
        بارفاهی اندک وامکان جزیی
        شغل هاشان کم درآمدوفصلی
        روزهاشان می گذشت باتلخکامی
        گه گداری هم به ندرت همره سروروشادمانی
        قلب آنهاهیچ نبودبایکدگرگرم وصمیمی
        پرازخشم وکدورت وپرازنامهربانی
        دائمابایکدگردرحال دعواکردن وناسازگاری
        عده ای هم بینشان مجرم وخاطی
        طبق فرهنگ آن کوی وحوالی
        توهین ونزاع وبی احترامی
        نشانگرهوشیاری بودوتوانایی
        مسیری بودبرای خودنمایی
        برای کسب مقام وافتخاری
        افسوس که نداشتم آن توانایی
        که ازتاریکی دهم آنهارارهایی
        به خودمی گویم من هرازگاهی
        ای کاش همه داشتندامکانات برابر
        هبچ درختی نبودتکیده ونابارور
        گرکه نیستی اهل احسان ونیستی دادگر
        به دیده ی حقارت هم به آنها منگر
        گرتوهم داشتی شرایط محروم وپردردسر
        رفتارتوهم نبودازآنهابهتروزیباتر
        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        شعرماه ومهتاب:
        ماه ومهتاب
        چه زیباوچه تابناک
        سایه انداخته برخاک
        سکوت شب چه دلخواه وچه آرام
        دل اهل زمین رامی کندرام
        وسحرگاه نسیمی نوازشگرودلخواه
        مژده می دهدکه صبح دگری هم هست درراه
        پس فراموش کنید هرغم وهرغصه وهرآه
        وهرازگاه
        چرخ ایام می زندبانگ
        همه آگاه
        که درعالم دنیا
        نفس خوش طینت ووالا
        باهمت بالا
        گشته پیروزوکامروا
        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        شعرنصیحت مادری به فرزندش وتوضیحاتی درموردآن:
        مادری نصیحت می نمودفرزندش
        چنین بودمتن کلام واندرزش
        کای فرزندخام وبی ریا
        روددنیاگذران است عمرماروبه فنا
        فرصت ازکف می رودبرق آسا
        مکن عمرگران راصرف اهداف هبا
        گرپی پیمودن مسیرعشقی
        مشوهمسفرهرمست ورندی
        کزشورغرایز اینچنین مجنون وشیداست
        لحظه ی دلزدگی هم بی دلیل ازتوجداست
        آن دل نازک وآن احساس پاک
        برنجدازدرختی که دوانده ریشه درخاک
        نه ازهرگل پابوته وهرجاهل ناپاک
        هردرختی قدربالندگی اش می افکندسایه براین
        کشاورزعاقل وکاردان
        بهربذری می کشدزحمت گران
        که دهدمحصول ارزنده وشایان
        پس توهم درزمین ذهن وافکار
        درمیدان عمل وکار
        دانه وبذرگیاهی رابکار
        که برایت بشودنهالی پربار
        میوه اش هم خدمتی باشدبه این خلق گرفتار



        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        شعرکودک وتوضیحاتی درموردآن:

        کودک است وشیطنت وجنب وجوش
        کودک است وریخت وپاش وحرص وجوش
        کودک است پرحرف وپرخروش
        کودک است شیرین همچون شهدونوش
        ای پدر ای مادر
        ازهمه مهربان ترودلسوزتر
        کودکان هم مثل مادارندنقاط ضعف وقوت
        پس بپرهیزیم ازتحقیروملامت
        اندکی صبروشکیبایی ورافت
        اندکی گذشت وآموزش وصحبت
        اندکی درک ودرایت وعطوفت
        تاکه شیره ی جان شمع کاشانه ی ما
        همه دارایی وسرمایه ی ما
        حاصل عمر گرانمایه ی ما
        برسدبه سن تشخیص وشناسایی وفهم
        آن وقت سنجیده شودهرسخن ورفتارش

        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        شعرخزان وشعرنامه به خدا:
        ودراین ظلمت وتاریکی شب
        ودراین غرش بادوسوزوسرماوتگرگ
        برتن پاک درختان سترگ
        دل من هم هم نوابامرغ شب
        می سرایدپرده ی جوروجفارا
        ای خدایا
        تابه کی بایدببینیم سوزوسرمای خزان را
        خشکی وبی باری وبی حاصلی را
        بارلها
        ازسررحمت بریزان کاخ ظلم دیوظالم زمان را
        کاخ ظلمی که همه خشت وگلش
        ازخون وفغان دل خلق بینوا
        شده برپاومحیا
        سرکشیدست تابه افلاک وثریا
        سایه ی سیاه وتاریکش به اجبارگرفته همه جارا
        بارلهاتوبزن پس پرده ی جوروجفارا
        وبتان برسرماآفتاب صلح وعدالت وفارا
        بده هدیه به همه مردم دنیا
        قلب پرمهروباصفارا






        به تومی نویسم نامه ای خدا
        نامه ای پرزگلایه هاودلتنگی ها
        گفته اندکه ازرگ گردن نزدیکتری به ما
        گفته اندکه زمادرمهربان تری خدا
        گفته اندکه عادل وتوانایی
        به صلاح همه بندگان تودانایی
        پس چراهست درجهان این همه ظلم وجفا
        می شودضایع حقوق انسان ها
        چه گناه کرده اندکودکان بی نوا
        که شوندقربانی بی عدالتی ها
        پس کجایی خداعدالتت کجاست
        آسمان ازغبارظلم ناپیداست
        فرزانه افروز(فرزانه)
        ۱۳ روز پیش
        زندگی کوتاه وگذرا
        جوانی روبه زوال وفنا
        پیری ومرگ جان مامی گیردفرا
        خاطرات خوب وبدازمامی ماندبه جا
        بعضی خوب می فهمند این واقعیت را
        اصل هررفتارشان میگذارندشرافت را
        ولی افسوس ودریغا
        به حال خفتگان دنیا
        گرهزاران پیش چشمانشان روندازدنیا
        بازهم درنیابندمعنی زندگی را
        همچنان ادامه دهند
        مسیرعداوت وکجروی را
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

        نظرات

        مشاعره

        گفتگوی کارگاهی

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0