سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 15 خرداد 1399
  • قيام خونين 15 خرداد، 1342 هـ ش
  • زنداني شدن حضرت امام خميني -ره- به دست مأموران ستم شاهي پهلوي، 1342 هـ ش
13 شوال 1441
    Thursday 4 Jun 2020

      ورود به کارگاهها

      یا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِکرُهُ شِفاءٌ . ای آن که نامش دوا و یادش شفا است

      پنجشنبه ۱۵ خرداد

      نشانی

      شعری از

      آرزو نوری

      از دفتر با تو نوع شعر سپید

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸ ۰۹:۰۳ شماره ثبت ۷۸۶۲۶
        بازدید : ۱۳۳   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه

      تازه­ ترین عکس ات را بفرست
      چشمهایت پیدا باشد
      و دست­هایت
       
      به پستخانه برو
      عکس را در پاکتی بگذار
      و آن را
      به عطر تن ­ات
      آغشته  کن
       
      بگذار این عکس
      از شهرهایی که بین ما است بگذرد
      بگذار فاصله را
      پشت سر بگذارد
      و وقتی به دست من می­ رسد
      نشانی تو را داشته باشد
      ۹
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۸:۴۱
      درود بانو
      بسیار زیبا و جالب بود خندانک
      سعید فلاحی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۰۶:۲۴
      درود و ادب
      احسنتتان
      خندانک
      موفق اشید
      خندانک
      منوچهر فتیان پور (راد)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۴۱
      با سلام
      شاعرگرامی سرکارخانم آرزو نوری
      خندانک
      سارا وطن زاده  ( بوتیمار)
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۱۴:۵۷
      زیبا بود خندانک
      محمد باقر انصاری دزفولی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۲۳
      سلام وعرض ارادت
      مانند همیشه زیبا سرودی بود
      درود شاعرگرانقدر
      خندانک خندانک خندانک
      وهب رنجبرکلیبی
      چهارشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۸ ۲۰:۳۷
      بسیارزیبابوداحسنت خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمد شمس باروق
      جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸ ۱۵:۰۲

      بایزید بسطامی

      نقل می کنند که بایزید در کنار دجله نشسته بود ندایی از حق آمد که بایزید می خواهی که دست تو را رو کنم بایزید گفت خدایا تو هم می خواهی من دست تو را رو کنم و به خلق حد بخشندگی تو را فاش کنم و بندگان دست از عبادت تو بدارند ندا آمد ای بایزید نه تو دست مارا روکن و نه من دست تو را

      الاغ گمشده

      شیخ ابو سعید ابوالخیر در کلاس درس رو به شاگردانش گفت چه کسی هست در کلاس عاشق نشده باشد همه گفتند که ما عاشق شده ایم جز یک نفر که گفت استاد من تاکنون عاشق نشده‌ام... در همین حین دهقانی وارد کلاس شد و گفت الاغ من گمشته شما آن را ندیده اید شیخ بی درنگ گفت الاغت این جاست بیا ببرش.

      بو علی

      می گویند ابو سعید ابوالخیر شیخ بزرگی بود که بوعلی سینا در عمر خود یکبار موفق به دیدن او شد
      ازابو سعید پرسیدند بوعلی را چگونه دیدی
      گفت آنچه را من می بینم او کوری است که با عصای خود لنگان لنگان می آید
      بو علی در مورد عارف بزرگ ابو سعید گفت
      آنچه را که ما می دانیم اومی بیند
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد کامل شعر یا اثر

      نظرات

      مشاعره

      گفتگوی کارگاهی

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0