سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 30 مهر 1398
    24 صفر 1441
      Tuesday 22 Oct 2019
        مردم زماني به دانايي شما اهميت مي دهند كه بدانند به آنها اهميت مي دهيد. جان ماکسول

        سه شنبه ۳۰ مهر

        کفشهایم

        شعری از

        مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون

        از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ ۱۲ روز پیش شماره ثبت ۷۷۷۸۱
          بازدید : ۴۶   |    نظرات : ۹

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
        آخرین اشعار ناب مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون

        هر شب کفشهایم
        جلوی در اطاق
        جفت میشوند
        و مرا به رفتن میخوانند
        به فرار
        به گم شدن
        اما احساسم به خانه
        زنجیر شده
        و دل بیچاره ام
        فقط نگاه میکند
        آن کفشهای
        جفت شده را...!
        م.ف
        ۵
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        ۱۰ روز پیش
        درود بانو
        غمگین و زیبا بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        ۱۱ روز پیش
        بداهه ای تقدیم شما
        شعر ایت در دل ما نور ماه وخورشید است
        شعر توست که نورش دردل خندانک خندانک ما تابیداست
        مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
        شرمنده و سپاسگزارم از اینهمه لطف🙏
        ارسال پاسخ
        سیف اله فاتحی
        ۱۱ روز پیش
        درود

        جسارتا بداهه ای تقدیم به شما
        خواهرم آن کفشهایت را رها کن
        دل بده، من پا برهنه می روم
        خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک
        خندانک
        مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
        رنجم احساس زنجیرشده ام است وگرنه کفش و پابرهنه توفیری ندارد...!
        سپاس🙏
        ارسال پاسخ
        بهروز عسکرزاده
        ۱۰ روز پیش
        خندانک خندانک
        مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
        🙏🌹
        ارسال پاسخ
        اکبرامرایی
        ۱۰ روز پیش
        درود بانوی فرهیخته
        گاهی که خسته می شوم
        ازلجاجت وسرسختی ات
        زل می زند نگاهم به عکس هایت
        که چه عاشقانه بر تمام دیوارهای شهرنقش بسته اند
        ........می ترسم نکند ناز کنم
        قهرکنی
        نکند باز کنم آغوشم
        وتو صبرکنی.........
        دوباره نفس هایم تندتندمی شود
        دوباره بایدعاشقت شد
        دوباره باید چمدان را بردارم
        و بالای کمد بگذارم........(اکبرامرایی)
        مینافیروزبخت میناازکرمان خاتون
        سپاس دوست ارجمند🙏
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0