سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 29 دی 1398
    25 جمادى الأولى 1441
      Sunday 19 Jan 2020
        * «تا زمانی که حتی یک کودک ناخرسند روی زمین وجود دارد، هیچ کشف و پیشرفت جدی برای بشر وجود نخواهد داشت.»آلبرت انیشتن

        يکشنبه ۲۹ دی

        می توان استاد بود و دم نزد

        شعری از

        محمدعلی جعفریان(عاشق)

        از دفتر برای با تو بودن(ما برای با تو بودن کوچکیم) نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۸ ۱۴:۳۳ شماره ثبت ۷۷۳۰۷
          بازدید : ۵۱   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمدعلی جعفریان(عاشق)

         مي توان استاد بود و دم نزد 
         
         
         
         
        مي توان استاد بود و دم نزد 
        همچو سرو آزاد بود و دم نزد
         
         
        مي توان در بيستون عاشقي
        همچنان فرهاد بود و دم نزد
         
         
            مي توان آتش گرفت و شعله شد 
        سر به پا فرياد بود و دم نزد
                   
         
         مي توان چون بوم سبز خاطره
        خاطره آ باد بود و دم نزد
          
         
         مي توان گرم وصال دلبري
        درشب ميعاد بودودم نزد
         
         
        ياچومجنون برمزارعشق خود
        آرزوبرباد بود ودم نزد
         
         
         مي توان باچشم گريان خنده كرد 
           شاد شاد شاد شادبود و دم نزد
         
         با قلم چون ذوالفقار حيدري 
        ضد استبداد بودودم نزد 
         
         
         
         برصف رندان زدوبا منطق 
        هرچه بادا بادبودودم نزد
         
         
         مي توان درشهرپرخدعه هنوز
         روستائي زا د بودودم نزد
         
         مي توان دريا شد وشد بيكران 
         
         
                محمدعلی جعفریان (عاشق)
         
        ۴
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۲۲:۲۳
        درود استاد عزیز
        غزلی بسیار زیبا و ناتمام بود خندانک
        مالک گرانمایه
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۰۹:۳۲
        خندانک خندانک
        محمد علی سلیمانی مقدم
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۱۹:۵۶
        درود بر شما!
        بسیار عالی
        👏👏🌷👏👏
        محمد باقر انصاری دزفولی
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۲۲:۴۴
        سلام شاعرگرامی
        احسنت به قلم ماهرانه وطبع شاعران و زیبای
        شما ادیب بزرگوار
        درود درود
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عبدالامیر الهی(مسکین)
        سه شنبه ۲ مهر ۱۳۹۸ ۲۳:۳۸
        درودها نثارتان باد
        بسیار عالی
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسيحا الهیاری
        چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۰:۵۳
        سلام استادم
        نسرین حسینی
        چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۱۶:۲۱
        زیبا بود
        درودها برشما
        قلمتون نویسا خندانک خندانک خندانک خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        چهارشنبه ۳ مهر ۱۳۹۸ ۲۱:۰۷

        سلام :
        بگذار ســــــر به سینه من تا بگویمت
        اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
        بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
        عمریست در هوای تو از آشیان جداست

        دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
        خواهــــم که جاودانه بنالم به دامنت
        شاید که جاودانه بمانی کــــــنار من
        ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت
        ـــــــــــــ خندانک خندانک خندانک ــــــــــ فریدون مشیری
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0