سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        خوشه انگور

        شعری از

        عماربرمو

        از دفتر شطرنج بس است نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۵۴ شماره ثبت ۷۶۷۱۴
          بازدید : ۴۷۸   |    نظرات : ۱۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        خوشه انگور مستم میکند 
        وقتی با دستان تو چیده شود
        مست شدم نفهمیدم ، کدام دست تو را چید.
        #عماربرمو
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۳۵
        درود گرامی
        بسیار زیبا و جالب بود خندانک خندانک
        الهام امریاس
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۳۷
        درود جناب آقای عمار برمو گرامی

        شعر کوتاهتان تصاویر زیبا و دل انگیز و غم انگیز ی در خود دلشت

        هی فلاتی زندگی شاید همین باشد
        یک فریب ساده و کوچک
        آنهم از دست عزیزی که برایت هیچکس چون او گرامی نیست

        اخوان عزیز


        خندانک خندانک
        عماربرمو
        عماربرمو
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۱۲
        ســـــــــــلام ودرود فراوان تقدیم شاعر گرانقدر خانم الهام امریاس
        -------------------------------------------------------------

        قدردان حضور سبز و سخاوت دیدگان مهربانتان هستم

        آسمان آبی بیکران ، زلال افکارتان سرشار از عشق و آرامش

        شاد و پیروز باشید بسیار سپاسگذارم. خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۰۶
        سلام :
        _________________________________. خندانک
        طاعت از دست نیاید ،
        گنهی باید کرد
        در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
        نه همین صف زده مژگان سیه باید داشت
        به صف دلشده گان هم نگهی باید کرد
        __________________________ نشاط اصفهانی

        درود عمار عزیز
        بسیار زیباست
        عماربرمو
        عماربرمو
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۱۶
        دوست گرامیم جناب مسعود میناآباد با عرض سلام و ادب

        سپاسگذارم از شما

        روزگارتان به شادی ؛ قلم زیبایتان زرنگار خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        علی کلان
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۰:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        امیر مسعود شفیق
        امیر مسعود شفیق
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۱۹
        خندانک
        ارسال پاسخ
        علی کلان
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۲۰:۱۸
        بسیار زیبا سرودید
        درود . خندانک خندانک خندانک
        عماربرمو
        عماربرمو
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۰۹:۳۳
        سلام جناب کلان گرامی
        سپاس از حضور و دریافت نظر گرامیتان خندانک

        بسیار سپاسگذارم خندانک
        ارسال پاسخ
        امیر مسعود شفیق
        امیر مسعود شفیق
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۳:۱۹
        درود شاعر
        خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        عماربرمو
        عماربرمو
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۱۹:۵۰
        سلام دوست گرامی اقای شفیق


        بسیار سپاسگذارم از یک لحظه نگهاتون به کلبه درویش بنده خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        دوشنبه ۱۱ شهريور ۱۳۹۸ ۲۲:۲۵
        درودتان
        زیبااااا خندانک
        قلمتان جاری خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1