سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

جمعه 22 آذر 1398
    17 ربيع الثاني 1441
      Friday 13 Dec 2019
        زبان ارزشمندترین میراث یک ملت است .شوپنهاور

        جمعه ۲۲ آذر

        خاک را عرشیان

        شعری از

        علی معصومی

        از دفتر روزی که غزل های مرا فاش نمودی نوع شعر غزل

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۸ شهريور ۱۳۹۸ ۱۴:۱۷ شماره ثبت ۷۶۶۷۱
          بازدید : ۵۲   |    نظرات : ۷

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه

        خاک راه عرشیان

        آن که در عهد ازل مست شرابم کرده بود
        در سر پیمانه ای مجنون خطابم کرده بود
        من چه میدانستم از اقبال نافرجام خود
        از کدامین باده ای لبریز جامم کرده بود!
        وقتی آگه گشتم از خبط ندانم کاری ام
        روبروی خوشه ای گندم جوابم کرده بود
        داستان راندن ما را ملائک خوانده اند...
        در هوسهائیکه ابلیس انتخابم کرده بود
        رفته بودم تا بنوشم طعم شیر و شکّرش
        ای دل غافل بهشتی را سرابم کرده بود
        یارب این آوارگی ها کی به پایان میرسد
        نامی از خوبان به تدبیر صوابم کرده بود
        در همانروزی که خون بر گردنم انداختند
        یک بیک اسرار خود را در کتابم کرده بود
        روزگارانی که گشتم رهروی از عرشیان
        خالق هر دو جهان بِه ز آفتابم کرده بود
        روی دوشم بار سنگین امانت بود و من
        اندک اندک جلوه ای در التهابم کرده بود
        با همان عهدی که بستم از سر نادانی ام
        از دل شوریده نقش لوح قابم کرده بود
        باید از نو چاره سازم با پر بشکسته ای
        آسمانی را که روی سر خرابم کرده بود
        در همین منزل که معصومی سراغم را گرفت
        مثل مرغی روی آتش دان کبابم کرده بود
        ۲
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۱:۳۵
        درود بزرگوار
        غزلی ناب و زیبا بود خندانک
        محمد باقر انصاری دزفولی
        شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۰:۱۵
        سلامی از ته دل حضور شاعر گرامی
        بسیارعالی و زیباسرودی بود
        لذت بردم
        طبعتان روان
        دلتان لبریز از شادی
        درودبر افکار نابتان بزرگوار
        خندانک خندانک خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۱۸:۱۲
        درودتان جناب استاد معصومی دوست فرزانه و گرانقدر
        بسیار زیباااا
        قلمتان جاری
        خندانک خندانک خندانک
        فائزه ناظر
        شنبه ۹ شهريور ۱۳۹۸ ۲۳:۴۵
        درودها بر استاد غزل
        مانا باشید خندانک
        مسعود میناآباد ( مسعود م )
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۰۱:۱۱
        سلام :


        دوباره
        عطر حضورت گرفته صحرا را
        به جشن این همه لاله ،تویی که مهمانی
        بیا و
        بر سر چشم ترم قدم بگذار
        بیا و رد شو از این کوچه های بارانی__ ) ؟؟ )
        ___________________________________ خندانک

        آسمان بار امانت نتوانست کشید
        قرعه ی فال بنام من دیوانه زدند


        درود جناب معصومی عزیز
        زیباست و فاخر
        مسيحا الهیاری
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۲:۴۰
        سلام استاد محشره
        جواد  رفیعی  (جواد)
        يکشنبه ۱۰ شهريور ۱۳۹۸ ۱۷:۵۷
        درودتان باد استاد
        دستمریزاد
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        تازه ترین نقدها

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0