شنبه ۴ اسفند
|
دفاتر شعر مجیددرگاهی(میم دال)
آخرین اشعار ناب مجیددرگاهی(میم دال)
|
دردِ تنهایی مرا، با گریه خوابم می کند می برد میخانه ام غرقِ شرابم می کند
می زنم من پشت هم پیمانه ها را پُر زِ مِی هرچه می نوشم ولی، بازَم جوابم می کند
همچو شمعی از درون سوزم به پایِ درد خود غصه هایِ بی کسی هر لحظه آبم می کند
عاشقم دیوانه ام پروانه ام اما چه سود کو کسی قَدرم بداند این کبابم می کند
تا که خواهم اندکی بر زخم خود مرهم نهم فکر تنهایی مرا بازَم خرابم می کند
گفته بودم بی کسم اما خطا گفتم سخن تا زمانی غم مرا هر دم سلامَم می کند
می کشم پایِ غمَم را در غزل های خودم او مرا در شاعری روزی به نامَم می کند
مجیددرگاهی، میم دال
|
|
نقدها و نظرات
|
سلام و عرض ادب به استاد عزیز و بزرگوارم، سپاس بابت تبریک و تمجید و نقد شما، سپاس از نگاه پر از مهر شما، بله مرا میتواند اضافه باشد ولی زیاد به چشم نمی یاد فکر کنم، مثلا فکر تنهایی مرا خرابم می کند باز، البته جای تامل دارد، فقط استاد عزیزم، این شعر به سبک غزل است، اگر قافیه تغییر کرده دیگر غزل نیست متاسفانه، کجا قافیه شعر تغییر کرده لطفا بهم بگید سپاس | |
|
درود فراوان، بلعه کاملا درست استاد عزیزم، ممنون خیلی سپاسگزارم، هر چی که نمیشه گفت دل تنگ خواهد، قافیه تنگ آید شاعر به جفنگ آید  ، سپاس فراوان استاد، دیگه شاگرد بازیگوشی نمیشم،موفق و سربلند باشید و بهترین ها رو براتون خواستارم از خدای مهربان | |
|
سپاس _____________________ | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.