سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        من از سایه بیزارم

        شعری از

        لیلا رشیدی

        از دفتر زمزمه نسیم نوع شعر سپید

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۷ خرداد ۱۳۹۸ ۱۸:۲۱ شماره ثبت ۷۴۴۳۴
          بازدید : ۴۳۲   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر لیلا رشیدی
        آخرین اشعار ناب لیلا رشیدی

        من از سايه بيزارم.
        من سايه بودم و سايه با من بود و همين است که از سايه بيزارم.
        دستم به ماه آسمان نمي رسيد،
        ماه حوض خانه ي مادربرزگ را در دست مي گرفتم.
        دستانم زير آب و ماه روي دستانم بود
        و دلخوش به نقش ماه بودم.
        دستم به ابرهاي آسمان نمي رسيد،
        تن خسته ام را به نم نم باران مي سپردم.
        ستاره هاي آسمان دور بود
        حسرت چيدن ستاره ها از دامن شب بر دلم مي ماند
        و من فقط از دور برايشان دست تکان مي دادم.
        دريا آن دوردستها بود،
        و من دلم را به رود کوچک شهر مي سپردم.
        قصه نمي گويم،
        خيال نمي بافم.
        تو همان ماه بودي،
        تو ابر بودي،
        تو ستاره ي آسمان بودي،
        تو همان دريا بودي
        و تو چه دور بودي،
        تو آنجا بودي، من اينجا بودم.
        از آنجا تا اينجا فاصله بسيار بود.
        ميان تو و من فاصله بسيار بود.
        دستم به تو نمي رسيد و خيالت با من بود و من با خيال تو خيال مي بافتم.
        تو خورشيد بودي و من سايه،
        و از خورشيد تا سايه فاصله بسيار بود.
        حال مي بيني من سايه بودم و سايه با من بود.
        من از سايه بيزارم.
        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عليرضا حكيم
        شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ ۰۹:۵۱
        درود بر شما
        خندانک
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۸ ۱۱:۵۱
        خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ ۰۰:۴۸
        درود
        زیبا بود خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        يکشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۹۸ ۱۷:۰۵
        خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1