سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 1 مرداد 1398
    22 ذو القعدة 1440
      Tuesday 23 Jul 2019
        هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

        سه شنبه ۱ مرداد

        لباس فاخر می خواهم

        شعری از

        محمدرضا دماوندی

        از دفتر بربام دل من نوع شعر شعرناب

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۸ ۱۷:۰۹ شماره ثبت ۷۲۹۷۳
          بازدید : ۵۸   |    نظرات : ۸

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر محمدرضا دماوندی

        بنگر به لباس فاخر شان 
        برازنده هست بر تن شان 
        بنگر که چه لباسی دارند شدن چو شاهان 
        مانده ام در حسرت و اندوه چنین لباسی 
        می خواهم لباس فاخر چو آنان 
        بیاور لباس فاخر برای مان 
        این گونه لباسی را می خواهم 
        لباس ساده را نمی خواهم 
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸ ۲۰:۰۰
        درود بزرگوار
        بسیار زیبا و مبین مشکلات جامعه ما بود خندانک
        همایون طهماسبی (شوکران)
        پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸ ۰۷:۱۱
        خندانک خندانک خندانک
        کبری یوسفی
        پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸ ۱۱:۰۴
        سلام شاعر بزرگوار
        زیبا سروده اید موفق باسید ودرپناه خدای مهربان
        خندانک خندانک خندانک
        مهرداد عمران
        پنجشنبه ۲۹ فروردين ۱۳۹۸ ۱۱:۵۲
        آنان که لباس نو به نو میدوزند
        خیاط محله را لباس نو می پوشند
        سرمایه اگر به کار آید خوب است
        نه آنچه که بانکهای ما میگویند
        شهرام مودب
        جمعه ۳۰ فروردين ۱۳۹۸ ۱۱:۰۳
        درودتان،
        مانا باشید خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        جمعه ۳۰ فروردين ۱۳۹۸ ۱۴:۰۴
        درود بر شما.... خندانک خندانک خندانک
        م فریاد(محمدرضا زارع)
        جمعه ۳۰ فروردين ۱۳۹۸ ۲۱:۳۱
        درود آقای دماوندی گرامی خندانک
        بقول استاد سخن_سعدی شیرازی_:
        تن آدمی شریف است به جان آدمیت
        نه همین لباس زیباست نشان آدمیت خندانک

        صدايت مي زنم هرچند دير است
        اگرچه واژه در بغضم اسير است

        صدايت مي زنم همچون گياهي
        كه خشك و تشنه در چنگ كوير است

        لباس مردم اينجا تازيانه
        تن نامردمان غرق حرير است

        چه بسيارست اينجا قلبهايي
        كه پرپر گشته ي فصلي حقير است

        چه بسيارست اينجا سروهايي
        كه سر ببريده در پاي امير است

        بسي مي لرزد اينجا شير چون بيد
        در اين جنگل سگ و روبَه دلير است

        دلم خون است از دست كساني
        كه پشت خنده هاشان هفت تير است

        دلم خون است كاينجا عقلها هم
        براي كشتن انسان اجير است...

        مگو فرياد با نامحرمان راز
        كه دل را محرم دل دستگير است...(م. فریاد)
        یادش بخیر این غزل رو چند سال پیش به دوست عزیزم رضا نظری تقدیم کردم توی همین سایت... دلتنگشم کاش سری به سایت میزد. شاعری فهیم و توانا خندانک
        ببخش آقای دماوندی
        صفحه تونو خط خطی کردم
        شاد باشید خندانک


        محمدرضا دماوندی
        محمدرضا دماوندی
        شنبه ۳۱ فروردين ۱۳۹۸ ۱۰:۵۵
        ممنون بابت نظر تون . نفرمایید خدا ببخشه خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        آموزش و نقد شعر

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0