سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

شنبه 24 آذر 1397
    8 ربيع الثاني 1440
    • ولادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 232 هـ ق
    Saturday 15 Dec 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      شنبه ۲۴ آذر

      شیشه و سنگ

      شعری از

      حسن مصطفایی دهنوی

      از دفتر دیوان اشعار حسن مصطفایی دهنوی نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۶۸۹۳۱
        بازدید : ۳۷   |    نظرات : ۷

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر حسن مصطفایی دهنوی

      « شيشه و سنگ »
      خدا ما را  نمي خواهد،از اين  عالم  دلم تنگس           
      براي   آنكه   دنيايـش ، مداماً  كينه  و  جنگس
      خدا ما را  نمي خواهد،وگر نه اين چه  نيرنگس          
      به هرجا  پا  نهم  آنجا،به  پايم  ضربه ي سنگس
      خدا ما را  نمي خواهد، زِ دنيايش   دلـم  تنگس          
      براي  آنكه  دنيايش  ، همش  بازيچه  و جنگس
      خدا برحق دهد فرمان،شياطين را به حق جنگس           
      تسلط دست شيطان نيست ،خدايا  اين چه  نيرنگس
      بسنج  اول گدايي  را،كه آن از پاي  خود لنگس         
      عقيده اش را محك بنماكه با حكم خدا جنگس
      شياطين  با   بني  آدم ، به  مثل  شيشه و سنگس          
      دوتا  با هم  نمي سازند، مگر مُلك  خدا تنگس
      همه  دانشوري  دانـد ،شياطين  كارشان  ننگس           
      خدا اين را نمي داند،كه زشتس  يا كه خوش رنگس
      بيا دانشورا  بـشنو ، كه  دنيايش   همين  رنگس          
      پلنگي باشد و آهو ، چراگاهش  به يك  رنگس
      به دانش كي توان جويي ،چرا  اين رنگ و آن رنگس           
      كه دانش پيش ما  دُراست،به پيش آن سيخ وسنگس
      گدا را كي سِزد گويد،كه ملك ازمن پُر آهنگس         
        كه اين حرف از شهي باشدكه تختش پُر ز  اورنگس
      مَثَل شد اين گدا و شه،كدام را ملك در چنگس        
         سر فرمان مُلك از اوست،كه جايش در زمين تنگس
      خدا را نامي  آوردم ،كه شاهش نقش كمرنگس         
        زِ شاهي  تا  به ملك آن ،هزاران  بُعد   فرسنگس
      بيا با راستي  ره رو ،يك مترش بِـه  زِ  فرسنگس         
        بـبين كج راهي  از اول،طريق زشت خرچنگس
      خدايا  پيشِ نـشناسان ، گُهر  مانند يك  سنگس          
      دلم از  زجر  مخلوقت ، مداماً   خسته  و تنگس
      حسن  راز از تو مي جويد،اگر رنجور ودلتنگس         
        مدد را از تو مي خواهد،وگرنه  لعل  ما سنگس
      ٭٭٭
      ۴
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      ۲ هفته پیش
      درود استاد عزيز
      بسيار زيبا و دلنشين بود
      همشهري عزيزس خندانک خندانک خندانک
      کبری یوسفی
      ۲ هفته پیش
      درودهااااا برشما استاد ارجمند
      بسیار دلنشین
      وزیبا بود عاقبت شما بخیر با خانواده
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      ۲ هفته پیش
      درودهاگرانقدر خندانک خندانک خندانک خندانک
      سعید چرخچی
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      رضا زمانیان قوژدی خلو دخو
      ۲ هفته پیش
      خندانک خندانک خندانک
      سلام استاد دهنوی بزرگوار
      جسارتا تکرار واژه هایی مثل سنگ و تنگ و رنگ و لنگ و جنگ...
      نه بصورتیس که بشه ردیف حساب کرد و نه با فاصلۀ مناسب اومده.برای زیباتر شدن شعر پر معناتون یا جایگزین کنید و یا اقلا دو سه بیت فاصله بدین و بعد تکرار کنین.
      قلمتون هماره نویسا
      خندانک خندانک خندانک
      مجید شیاسی  مجید
      ۲ هفته پیش
      سلام یک قدم از آدمی باقی راه از علی خدا قوت
      همایون طهماسبی (شوکران)
      ۲ هفته پیش
      درودتان جناب دهنوی عزیز
      خندانک خندانک خندانک
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.