سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

پنجشنبه 24 آبان 1397
  • روز كتاب و كتاب‌خواني
  • روز بزرگداشت آيت الله علامه سيد محمدحسين طباطبايي، 1360 هـ ش
8 ربيع الأول 1440
  • شهادت حضرت امام حسن عسكري عليه السلام، 260 هـ ق
Thursday 15 Nov 2018
    من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

    پنجشنبه ۲۴ آبان

    دورویی

    شعری از

    جاسم ثعلبی (حسّانی)

    از دفتر همسفر لحظه ها نوع شعر چهار پاره

    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه ۲۸ تير ۱۳۹۷ ۱۷:۱۸ شماره ثبت ۶۶۵۴۹
      بازدید : ۶۲   |    نظرات : ۳

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه

    دورویی
    بی خبر سفر چه سخته
    بی وفا تو خیلی زشتی
    دارم از هرسم می میرم
    دیگه بسّه منُ کشتی
    ***
    همه جا دورت می گردم
    مدّتی بی تو غریبم
    می پیچم رو رختخوابم
    می مونه دردت نصیبم
    ***
    آخه این چه عشقی هستش
    حاصلش اشک و بهونه
    چه فریبی چه طبیبی
    دلمُ کرده نشونه
    ***
    کو صداقت کو رفاقت
    عشقِ دل پاکی نبوده
    واسه ی زجر و فنا رو
    دل شکستن ها چه سوده
    ***
    میرم از شهرت همیشه
    نمی مونم در کنارت
    بلبلم شیرین زبونم
    نمی خونم در بهارت
    ***
    خاطراتِ دیدنت رو
    کوچه هاش محرابِ دردم
    تو خیابان توی دریا
    تنهایم بی تو می گردم
    ***
    روزایِ اوج رفاقت
    وقت دیدارت چه شومِ
    وعدهات خاموشِ انگار
    واسه دیدنت حرومِ
    ***
    دل نمی بندم به حرفات
    دورویی می بینم انگار
    تو مصیبت هام ندیدم
    نه دلی نه روی دلدار
    ***
    عکساتُ دورم می چینم
    باورم نمیشه رفتی
    قسمت یادت نرفته
    رویِ قولت ننشستی
    ***
    جاسم ثعلبی (حسّانی) 27/04/1397
    17/07/2018
    ۱
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ ۲۳:۴۲
    درود بزرگوار
    شورانگيز و زيباست خندانک خندانک خندانک
    فرشید افکاری
    يکشنبه ۳۱ تير ۱۳۹۷ ۰۸:۴۸
    خندانک خندانک خندانک خندانک
    پژمان
    پنجشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۷ ۰۱:۰۹
    ممنون

    ((اختلاس))

    شرمت باد از این خون جوانان وطن

    از عباس ، علی اکبر ، قاسمان وطن

    شرمت باد از این ملت و از رهبر

    از جوانان سی و اندی،بی زن و همسر

    شرمت باد از پدر و مادرای داغدار

    استخوان برگشت از سیه چشمای لب خال دار

    شرمت باد از بچه های کار،لیسانس وفوق بیکار

    از جانباز ، آزاده،موجی و کر ولال جبار

    شرمت باد از سردشت ، خرمشهر ، پاوه

    از خون سرخ مردمانی چون گل لاله

    شرمت باد از این اختلاس با رمز کیش ومات

    از این مردمی که باختن در بازی دوسرباخت باخت

    اختلاس کردی و رفتی باز ما مات شدیم

    مثل بازی شطرنج‌ ،کیش و مات شدیم

    تو‌ را به وجدان در حال خوابت قسمم

    هیچ جا نگوچگونه از چشمها مات شدیم

    حق الناس حق الیتیم حق البیت المال را

    خوردی و یک لیوان آب هم روش،مات شدیم

    هر که از حق خویش بگذرد من نگذرم نگذرم

    مثل دیر باز ما از حق خویش مات شدیم

    این چند هزار میلیارد را چه کارش می کنی؟!

    آخر بی معرفت چگونه ما مات شدیم ؟!

    پست وپول ومقام و قدرت،فریبمان نداد

    از ادعای دروغ مرد خداییت ما مات شدیم
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



    ارسال پیام خصوصی

    آموزش و نقد شعر

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.