سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        به کدام گنه بسوزم؟!

        شعری از

        امیرموسویان

        از دفتر شعر 1390 نوع شعر

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۰ ۰۹:۰۳ شماره ثبت ۵۲۸۰
          بازدید : ۸۰۸   |    نظرات : ۶

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب امیرموسویان

        می گویند: آدم اول عاشقی ست که بهشت را به عشق حوایش فروخت.

        ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

        آی آدم،

        تو در کدام طوفان عشق حوائی

        قاموس عشق الهی

        را به بیراهه کشاندی؟

        و با کدام آتش نگاه  حوائی ات

        عشق زمینی را آفریدی؟

        تا به فرزندان "هسته" ایت

        خود را پدرعشق جازنی؟

        من به کدامین عشق تو

        باید که تاوان عقیم ی عشق را

                         درعصر بی تعهدی بدهم؟

        و به کدامین گناه باید،

                      جهنم، بهشت من باشد؟

        و به کدامین جُرم باید که عشق الهی ام را

        در پای عشق زمینی ِتو ذبح کنم؟

        من به تقاص کدامین نگاه تو

        باید عشق رااز "بوتیک" چشمانِ معصومِ

        دخترحوائی گدایی کنم

                    که انتظارش، تنها

                       "کارت شارژ" ی ست از من.

        به کدام عبث باید که هر روز" تیب " زده 

        خیابان به خیابان

        در برابر چشمان زل زده ی دختران حواء

                                            " رژه " بروم؟

        یا که از صف دختران عروسکی    

        که با "چلق ـ چلق " آدامس ها یشان

        مرا به کوچه ی بن بستی می کشانند؛

                                           "سان" ببینم؟

        چرا وقتی که در چشمان حوایت گم می شدی

        مرا که در خیابانی به دنبال نگاهِ

         " اطو " کشیده ی دخترکی معصوم

        پرسه می زدم را، نمی دیدی؟

        بگَندَد عشق حوائیت

        که سرمشق کثیف

        "عشق های خیابانی" عصر " نانو" یی من شد.

        و بسوزم من؛

        که میوه ی "سیب بهشتی" تان ،

        گَشتن به دنبال حوا یم 

        در " میهمانی شیشه و کراک و..." است.

        به کدامین گناه ناکرده

                      من باید عشق ام را

                              در هیچ فلکی هم نیابم؟؟

        آی آدم

        به کدامین گنه ناکرده

                           باید بسوزم.

        اهواز ـ 14 آبان 1390

        ۰
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی
        مهدی سمیاری

        معشوقه ی ما بود دل آرام جهان شد
        شاهزاده خانوم

        توی زنجیر هم نمی خواهم ااا پیش ِ آدم فروش گریه کنیم ااا بغلم کن شقایق غمگین ااا تا که با داریوش گریه کنیم
        یدالله عوضپور آصف

        انقلاب دوچشم تو در راه ست هرکه باشد مخالفش فانی ست اضطراب آورست این جنبش موجهایش بلند و طوفانی ست

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1