سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

پنجشنبه 14 فروردين 1404
    5 شوال 1446
      Thursday 3 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        پنجشنبه ۱۴ فروردين

        سرود 17 ربیع الاول

        شعری از

        رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

        از دفتر منتهای عشق نوع شعر آزاد

        ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۵ ۲۱:۳۴ شماره ثبت ۵۲۳۰۰
          بازدید : ۴۴۵   |    نظرات : ۴

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        آخرین اشعار ناب رسول چهارمحالی(ساقی عطشان)

        سرود 17 ربیع الاول
        شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
        سبک:موسم سرور است
        ........................................
        عاشقان مبارک مبارک ،نبی آمده(2)
        .........................................
        موسم سرور است،غرور است،نبی آمده
        خاتم رسالت زعدالت،به عالم همی آمده
        آمنه به شور است که نور جلی آمده
        حضرت محمد به شادی ز ره آمده
        .............................................
        مژده ای عزیزان عزیزان بهار گل است
        جلوه گر به عالم به عالم نگار گل است
        حضرت پیمبر ز انوار حق آمده
        از رخ جمالش جهانی به شادی شده
        ..............................................
        آسمان مکه ز نور وجودت چراغان شده
        چون بساط کفر از رخ او که بر چیده شد
        آمده به عالم به عالم جمال گل آمنه 
        از فروغ رویش ز مویش جهان گل شده
        ..........................................
        بلبلان به گلشن به گلشن غزل خوان شدند
        عرش و فرش و آدم به راهش به سجده شدند
        شاد شاد شادم به عالم ز میلاد او
        بر زبان ما باد به هر جا فقط مدح او
        ...................................................
        قابله ز جنت ز جنت روان گشته است
        خیر مقدم از بهر این گل ز حق گفته است
        خالق دو عالم به شور است ز میلاد او
        جبرئیل و نازل شده بهر دیدار او
        .........................................
        17ربیع است ربیع است چه فرخنده شد
        از قدوم پاکش جهانی به جان تو فرخنده شد
        مکه خنده زد بر جمال دل آرای او
        آمده به عالم چو خاتم کنون توی او
        ..............................................
        بهر خیر مقدم ملائک روان سوی او
        خانۂ رسالت عدالت پر از نور او
        طلعت رخ حق نمایان ز سیمای او
        خنده بر لبانش چه جاریست ز سیمای او
        ............................................
        واژه واژه بر هم سرایم ز میلاد تو
        ذاکر و هستم پیمبر ز الطاف تو
        ساقی اندر این بزم سراید ز میلاد تو
        بهر خیر مقدم نواید سرودی به میلاد تو
        .................................................
        عاشقان مبارک مبارک ،نبی آمده(2)
        ..................................................
        شاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        جمعه ۲۶ آذر ۱۳۹۵ ۰۴:۲۷
        میلاد نبی اکرم بر شما مبارک خندانک
        حمید رفیعی راد (کوروش)
        شنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۵ ۱۶:۳۴
        بسیارزیبا دوست عزیز
        عیدتان مبارک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        مرغ دل در قفس سینه من می نالد ااا بلبل ساز ترا دیده هم آواز امشب
        نازنین راضی

        از خودم از زندگی از رنج هایم خسته ام ااا باز اما دل به این دنیای فانی بسته ام
        غلامرضا مهدوی (مهدوی)

        ما ره به کوی عافیت دانیم و منزلگاه انس ااا ای در تکاپوی طلب گم کرده ره با ما بیا
        مهدی سمیاری

        یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم ووو از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم ووو یک روز می آیی و من نه عقل دارم نه جنون ووو نه شک به چیزی نه یقین مست و خمارت نیستم ووو شب زنده داری میکنی تا صبح زاری میکنی ووو تو بی قراری میکنی من بی قرارت نیستم ووو پاییز تو سر میرسد قدری زمستانی و بعد ووو گل می دهی نو میشوی من در بهارت نیستم ووو زنگارها را شسته ام دور از کدورتهای دور ووو آیینه ای رو به تو ام اما کنارت نیستم ووو دور دلم دیوار نیست انکار من دشوار نیست ووو اصلا منی در کار نیست امنم حصارت نیستم
        شاهزاده خانوم

        دلت گرفته از این دنیا ااا دلت گرفته برای خودت گاهی

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1