سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

حمایت از شعرناب

شعرناب

با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

شنبه 3 آذر 1403
    22 جمادى الأولى 1446
      Saturday 23 Nov 2024
        مقام معظم رهبری سید علی خامنه ای و انقلاب مردمی و جمهوری اسلامی ایران خط قرمز ماست. اری اینجا سایت ادبی شعرناب است مقدمتان گلباران..

        شنبه ۳ آذر

        کعبه دل

        شعری از

        سعید عاصم یوسفی(سعدیار)

        از دفتر کعبه نوع شعر ترکیب بند

        ارسال شده در تاریخ جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ ۱۷:۴۷ شماره ثبت ۴۵۳۰۶
          بازدید : ۱۱۳۲   |    نظرات : ۱۳

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر سعید عاصم یوسفی(سعدیار)
        آخرین اشعار ناب سعید عاصم یوسفی(سعدیار)

        صدای ارسالی شاعر:
        کعبه دل
         
        از طواف کعبه می گفت این سخن  فرزانه ای
        که قماش و خشت را چونی بر او شد خانه ای
        خانه     وی  در   میان  سینه       ما    بایدش
        گر  به  نوعت خدمتی  آنگاه    جلال   افزایدش
        ازچه  بیهوده  به دورش پای خود خسته   کنی
        کعبه    دل   ناگشایی   از  برش  جسته  کنی
        کعبه ای   بر  پا   بکن    اندر میان    سینه ات
        تا  خلایق  را  شود    مامن   گهی  از کینه ات
        درب  این  خانه  به    رفتاری   شود بیت خدای
        جمله  کروبیان  زائر   شوند    بر   آن    سرای
        بر  ملائک  امر   گردد    خانه ام     آباد    کنید
        بستر  این  خانه  را   بر  عشق  من ماوا کنید
        از  چنین رو   حاجی   مهر خدائی می شوی
        نقطه  ثقل   زیارت    بر   ملائک     می شوی
                                                   ( سعدیار )
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        جمیله عجم(بانوی واژه ها)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۵:۲۳
        خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک
        درود استادبزرگوارم
        هم فایل هم شعر
        هردو زیبا بود
        دست مریزاد خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        عباسعلی استکی(چشمه)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۸:۲۰
        درود گرامی
        سروده ناب و زیباست خندانک خندانک خندانک
        سعید عاصم یوسفی(سعدیار)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۰۴:۵۰
        دوستان فایل صوتی این شعر شنیدنی است امیدوارم لذت ببرید
        وحید کاظمی
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۰۵:۱۸
        خندانک خندانک خندانک
        درود بر شما
        پاینده باشید شاعر
        خندانک خندانک خندانک
        محمد علی سلیمانی مقدم
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۰۷:۰۴
        درود بر شما
        خندانک خندانک
        ابوالحسن انصاری (الف رها)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۱۶:۴۴
        خندانک خندانک خندانک
        سمانه هروی
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۲۰:۱۹
        خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
        سعید عاصم یوسفی(سعدیار)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۲۰:۴۳
        از همه دوستان که اظهار لطف فرموده اند کمال قدردانی را دارم
        نجمه طوسی (تینا)
        يکشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۴ ۲۰:۴۷
        سلام بر شاعر گرامی
        لطفا تیک نقد را فعال کنید تا دوستان نظرات خود را بدهند و در زمینه شعر پیشرفت کنید .قالب شعرتان مثنوی بود .
        خندانک خندانک خندانک خندانک
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        میر حسین سعیدی

        شرابی پر است از صواب سرودی گوارا و ناب ااا مرامت همه حُسن خُلق و پاداش تو صد ثواب
        نادر امینی (امین)

        یکی از بزرگان اهل شعر درودی فرستاد برمن از روی مهر نبودم لایق حمو ثنای بندگان بباشم حقیری زشرمندگان سرودم تا که سنجم عهد خویش به اشک یتیمان پای افتاده پیش نه من آن نیک سرشتم در این روزگار ولی من کجا وسعدی روشن فکار کنون من درودی فرستم مریم که عادل بود کنیه اش چو عادل هماره بود با همه بنیه اش
        مدینه ولی زاده جوشقان

        تو ای آن که در قلب و روح منی اا خداوند حکمت خدای غنی اا به اطراف خود هم نگاهی بکن اا بتابان بر این سر زمین روشنی مدینه ولی زاده ی
        مریم عادلی

        درود برشما شاعر نیک سرشتتتت کاش دنیااز فکرتان مینوشت
        نادر امینی (امین)

        مرده آن است که نامش به نکویی نبرند ورنه هرمرد تبهکار به جهان زنده بود لیک مرد فداکار فلکی زنده کند دست دردست فقیران دهد و خرج یتیمان بکند این چنین که رسم خردی درجهان زنده بود پیش یزدان همه از فقر وغنیآن برازنده بود نه ستم بیند و نه ستمکار بود عاقبت در پی عقبی رود پا زدنیا بکشد

        کاربران اشتراک دار

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        5