سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری

معرفی شاعران معاصر

پر نشاط ترین اشعار

انتشار ویژه ناب

اعضای آنلاین

تبلیغات متنی

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 22 آبان 1397
  • شهادت سيد علي اندرزگو به دست مأموران ستم‌شاهي پهلوي، 1357 هـ ش
6 ربيع الأول 1440
    Tuesday 13 Nov 2018
      من تا آنجا كه می‌توان، حق‌شناسی می‌كنم، ولی چون پول ندارم، جز ستایش، كاری از دستم برنمی‌آید. سقراط

      سه شنبه ۲۲ آبان

      ایل بزرگ ملکشاهی

      شعری از

      بیژن آریایی(آریا)

      از دفتر برگی از تاریخ نوع شعر مثنوی

      ارسال شده در تاریخ چهارشنبه ۲۰ فروردين ۱۳۹۳ ۱۵:۵۲ شماره ثبت ۲۵۴۰۴
        بازدید : ۴۰۴۲   |    نظرات : ۷۲

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر بیژن آریایی(آریا)

      کنون   خوانمتْ  من   ز ایلی   دلیر
      که دارم ملِک شاهی اشْ  نام   ویر
      دلیر  و  نژاده   به    ایران      زمین
      نشیمنْ سنندج، به ایلام؛عراقش چنین
      همه  گُرد  و رزمی  ، دلیر  ،  با نژاد
      چنین   مردمی    کم   ندارم   به   یاد
      کنون   گویم   از   بخشْ  بندی به ایل
      که  دشمن  کشیدند، همهْ شان   به میل
      نخست طائفه آید و پس بُنه مال و مال
      سرانی   به   تاریخ     ندارند    هُمال
      بزرگی   که    ایلش      کند      فرّهی
      که حاجی فرامرز و کُنیه اش بود اسّدی
      طوایف   که   خوانم   من  از  نام آن
      همه   مهربان؛  سربلند    در   جهان
      خمیس  و رسول وند  ،  نقی و  گلان
      در     آنجا    فراوان     بود   پهلوان
      خلیل وند و روسگه،خلف مهرِ  شاد
      که میهمان نوازند و بر دوست ،یاد
      دو بَگ دارد آن قومُ در این دو بین
      یکی  کاظم  و  آن  دگر هم  حسین
      ز  قیطول  و کَلْوَند و  باونگِ  گُرد
      ز چه ؛کس چو نامی از اینها نبُرد؟
      سپس کل کل و قطره  سیْه آیدش
      بلندی   ایران   ز   آن    بایدش
      چو کوکی و خیر شه برم نامشان
      خداوند     جانم   نگه دار  شان
      شکر بگ ؛ سپس هم علی را نظر
      که بودند همه  در  پی   صد  خطر
      دو قرصه ،کنار وندِ دل پاک وجان
      همه   گفتمی   از   دلیر   مردمان

      ------------------------------------------------------------
      دوستان کُرد ببخشید اگر طائفه ایی از قلم افتاد
                        برگ سبزیست
      --------------------------------------------------
      کُردها برادران ما بودند از دیرباز.....
      پس به خود می بالم از داشتن همچنین برادران
      با نژادی.این سروده حماسی نیز ارزانی تان باد.
      --------------------------------------------------
      مه ڵکشای ئاۆ هِنزا تو بیاراۆ خاتِر
        گوًاۆ لوًت برین بار سه د قاتِر
      ملکشاهی را آن هنگام به یاد آور که
      گوش و بینی به اندازه بار صد قاطر بریدند.
      ۱
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۱۹:۳۹
      ایل ملکشاهی بزرگترین و مشهورترین ایل پشتکوه محسوب می شود که از 33 طایفه تشکیل شده است.
      طوایف ایل ملکشاهی عبارتند از : 1- خمیس 2- روسگه 3- نظربگ(نقی) 4- کاظم بگ 5- خداداد 6- ملگه 7- کلگه 8- شکر بگ 9- حسین بگ 10- خرزینوند 11- قیطولی 12- گلان 13- کله وند 14- کینیانه 15- خلیل وند 16- کناری وند 17- گراوندی 18- سرالیوند 19- شه میر و کل کل 20- بابا های پیرمحمد 21- کوگر 22- سیه گه 23- جمعه 24- حمانه و کول 25- نقی 26 رسولوند 27- باولگ 28- خیرشه 29- کوکی 30- دوقرصه 31- قیطول وحلاج 32 خلف 33- قطره سیه
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۱۹:۴۱
      بزرگان ملکشاهی
      توشمال حاج فرامرز اسدی از مشاهیر بزرگ استان ایلام، مرحوم شاه محمد یاری از رهبران قیام ایلام در عصر رضا شاه، توشمال نامدار،توشمال شهباز،توشمال صحبت، حسن خان ملکشاهی اولین نماینده مردم استان قبل از انقلاب، مرحوم موسی اسدی اولین رییس فرهنگ ملکشاهی،کدخدا داربگ اکبری، کدخدا قنبربگ از طایفه کاظم بگ،حاج عباس عزیزیان،توشمال مامگه و مرحوم توشمال عبدالحسین از طایفه خیرشه گچی،مرحوم سهیل بگ کدخدای طایفه شیره میر.عزیز الحاج نماینده دولت عراق در سازمان بین المللی یونسکو از طایفه قیطول قیطاس.مرحوم میرزا محمد تقی قیطاسی .مرحوم محمد علی و مرحوم عبد از طایفه شکر بگ.مرحوم کدخدا منصوربگ از طایفه جمعه.مرحوم کدخدا قیسی رحیمی.مرحوم کدخدا کرم از طایفه خلیل وند.مرحوم میر بهرام از طایفه خرزینوند. محمد علی لت ور. توشمال کاظم. توشمال محمد علی خان خمیس. توشمال کریم خان.مرحوم محمد کریم از طایفه حسین بگ.مرحوم کدخدا موخان از دو قرصه.مرحوم کدخدا علی خان از طایفه خلف گچی، مرحوم داراخان داراخانی و علی پاشا داراخانی و ...
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۱۹:۴۶
      ایل ملکشاهی
      ایل ملکشاهی یکی از بزرگترین و مشهورترین ایل‌های کرد ایران[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷][۸] است که شامل شعب بسیاری است. در استان ایلام عمدتا در شهرستان ملکشاهی و شهرستان ایلام ساکن هستند. گویش آنان کردی ایلامی[۹] [۱۰] [۱۱][۱۲][۱۳][۱۴][۱۵][۱۶][۱۷] و ""لهجه ملکشاهی""است. بخش دیگری از این ایل در استان کردستان یکجانشین شده است و در شهرستان سنندج در زندگی می‌کنند. گویش آنان کردی است. بخش دیگری از ایل ملکشاهی در کشور عراق یکجانشین شده اند و در شهر بغداد زندگی می کنند که گویش آنان نیز کردی است.این ایل بزرگترین و مشهورترین ایل پشتکوه و استان ایلام است که از مجوع ۳۳ طایفه تشکیل یافته است که همگی خود را منسوب به ایل می دانند. رهبری و ریاست ایل در ملکشاهی مورثی است که به«توشمال» معروف است. گاهی مقام توشمالی بین دو بردار تقسیم می‌گردید که از طرف حکومت مرکزی به رسمیت شناخته می‌شد. از وظایف عمده توشمال افزون بر حفظ امنیت و نظارت بر امور مختلف ایل که از طریق پلیس وانتظامات صورت می‌گرفت وهمچنین جمع آوری مالیات مرسوم بود.[۱۸][۱۹]ایل ملکشاهی به رشادت و انجام وحدت و بیگانه ستیزی مشهورترین ایل پشتکوه هستند.[۲۰]ایل ملکشاهی از یک نژاد واحد شکل نگرفته است، بلکه آمیخته ای از نژادهای محلی اصیل و کهنی همچون عیلامیان کهن ، کردها ، ساسانیان ، خورشیدیان و نژادهای دیگری می باشد. در مورد ایل پرفسور ولادیمیر مینورسکی می نویسد: در طی قرون هفتم و هشتم، قریب به هزار خانوار ملکشاهی به ایران خدمت کرده اند و اراضی فراوانی را در قلمرو حاکمیت خود داشته اند و توانسته اند در برابر حملات و یورشهای هولاکو، تیمور و قرایوسف از این اراضی دفاع کنند.[۲۱]ایل ملکشاهی بارها در دفاع از مرزهای ایران سپاهیان متجاوز امپراتوری عثمانی را شکست داده اند.[۲۲][۲۳][۲۴]همچنین در دوران دفاع مقدس مردم ایل ملکشاهی نقش به سزایی در مقابله با ارتش رژیم بعث عراق داشتند و با رشادت بی نظیر خود در دفاع از مرزهای غربی ایران، شهدای بی شماری را تقدیم میهن خود نمودند. ایل ملکشاهی در این دوران محور ملکشاهی- شوهان را حفاظت می نمود. طوایف خمیس ، رسول وند ، کاظم بگ ، نقی ، گلان ، روسگه ، خلیل وند، حسین بگ ، علی نظر ، شکربگ ، قیطول، کلوند ، کل کل ، کناریوند ، باولگ و... هرکدام تپه ای در اختیار راشتند. این طوایف تلفات فراوانی به دشمن وارد آوردند و حتی مناطقی از خاک عراق را تصرف نمودند.[۲۵]

      نظام سنتی ایل بر اساس خویشاوندی استوار بوده و همانند دیگر ایل‌ها، پدر تبار می‌باشند. حشمت الله طبیبی در کتاب جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر ساخت سنتی ایل ملکشاهی را به صورت: ایل← طایفه← بنه مال←مال ترسیم کرده و ایرج افشار در کتاب نگاهی به ایلام آن را به صورت ایل← طایفه← تیره←مال← خانوار.
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۲۱:۵۱
      مشاهیر ایل ملکشاهی[ویرایش]

      از بزرگان این ایل می‌توان به توشمال حاج فرامرز اسدی از مشاهیر استان ایلام ،ریاست ایل ملکشاهی و اولین بخشدار ملکشاهی و شاه محمد یاری رهبر قیام مردم ایلام در عصر رضا شاه اشاره نمود.[۲۷] توشمال حاج فرامرز اسدی در سال ۱۳۲۰ و بعد از جنگ جهانی دوم که کشور ما تحت تسلط بیگانگان بود از سوی دولت مرکزی به عنوان رییس العشایر و حاکم کل پشتکوه منصوب شد. در این زمان منطقه پشتکوه و استان ایلام که قسمتی از استان کرمانشاهان بود از امن ترین مناطق کشور محسوب می‌شد و حاج فرامرز در کل استان حکمیت داشتند.[۲۸] از دیگر بزرگان این ایل می‌توان از مرحوم توشمال نامدار ، مرحوم توشمال شهباز ، مرحوم توشمال صحبت ، مرحوم حسن خان ملکشاهی اولین نماینده مردم استان قبل از انقلاب ، مرحوم موسی اسدی اولین رئیس فرهنگ ملکشاهی ، مرحوم کدخدا دارابگ اکبری از طایفه ر سول وند ، مرحوم کدخدا قنبربگ از طایفه کاظم بگ از رشیدترین مبارزان حسین قلی خان والی، حاج عباس عزیزیان ، مرحوم شیرخان تاب از طایفه خمیس ، مرحوم کدخدا دارابگ از طایفه روسگه، مرحوم توشمال مامگه و مرحوم توشمال عبدالحسین حاجی زاده از طایفه خیرشه گچی ، مرحوم کدخدا میرزا حسین سلیمانی از طایفه کوکی گچی ، مرحوم سهیل بگ کدخدای طایفه شیره میر، مرحوم قوچگه و مرحوم عزیز الحاج نماینده دولت عراق در سازمان بین المللی یونسکو از طایفه قیطول قیطاس ، مرحوم میرزا محمد تقی قیطاسی ، مرحوم شکربگ و مرحوم عبد از طایفه شکر بگ، مرحوم کدخدا منصوربگ از طایفه جمعه، مرحوم کدخدا قیسی رحیمی از طایفه خمیس ، مرحوم کدخدا کرم از طایفه خلیل وند، مرحوم میر بهرام از طایفه خرزینوند، مرحوم محمد علی لت ور، مرحوم توشمال کاظم، مرحوم توشمال محمد علی خان خمیس ، مرحوم توشمال کریم خان ، مرحوم محمد کریم از طایفه حسین بگ ، مرحوم کدخدا موخان از دو قرصه ، مرحوم کدخدا علی خان از طایفه خلف گچی ، مرحوم داراخان داراخانی و مرحوم علی پاشا داراخانی ، مرحوم حاج شیرمحمد از طایفه باباهای پیر محمد ، پهلوان موسی خمیس و ملگه پهلوانان ایران زمین در دربار نادر شاه افشار و کریم خان زند و سرداران سپاه شاهزاده محمد علی میرزا دولتشاه در نبرد با امپراتوری عثمانی اشاره کرد.[۲۹][۳۰]

      جلسه شورای مجلس ایل ملکشاهی[ویرایش]

      یکی از نکات قابل توجه در ارتباط با ایل ملکشاهی وجود جلسه شورای مجلس ( هیأت توشمال و کدخدایان) بوده است که در میان تمامی ایلات ایران بی نظیر است. که نشان از روشنفکری و وحدت طوایف این ایل داشته است. این مجلس مشورتی تا سال 1323 هجری شمسی دائر بوده است، و در این مجلس رئیس ایل ملکشاهی نظر تمامی کدخدایان طوایف 33 گانه ایل ملکشاهی را در مورد قوانین و اجرای احکام جویا شده و بر اساس آن نظر نهایی را اعلام می نموده است. این احکام توسط پلیس ایل ملکشاهی و با نظارت ریاست ایل ملکشاهی به مرحله اجرا در می آمده است و هیچ کس در ایل حق تخلف از این احکام مجلس را نداشته است.[۳۱][۳۲]



      فتح نامه نیاکان حاج فرامرز اسدی و بزرگان ایل ملکشاهی به پاس غلبه بر امپراتوری عثمانی و غصب زمین های اراضی پلاک 52 پل کنار و دول زرد ( زمین های گرمسیر استان ایلام) توسط منابع طبیعی[ویرایش]

      این زمین ها به مساحت 1700 هکتار ملک آبا و اجدادی حاج فرامرز اسدی بوده است که طی فرمانی از طرف فتحعلی شاه قاجار و با دستخطی از سوی شاهزاده محمدعلی میرزا دولتشاه فرزند ارشد شاه ( این فرمان در میان بزرگان ایل ملکشاهی به فتح نامه معروف است.)[۳۳]، به تاریخ ماه ذوالحجه سال 1236 هجری قمری مطابق سال 1199 هجری شمسی به پاس رشادت ایل ملکشاهی در نبرد با متجاوزان عثمانی و تسخیر سلیمانیه ، زور ، موصل و کرکوک و سامرا و محاصره نمودن بغداد از شهرهای امپراتوری عثمانی به پهلوان موسی خمیس و ملگه از اجداد حاج فرامرز اسدی و ایل ملکشاهی داده شده بود. گفتنی است بزرگان ایل ملکشاهی گوش راست تمامی اسیران سپاه عثمانی را بریدند و در کف دست راستشان نهادند و به پایتخت روانه ساختند.[۳۴][۳۵][۳۶] در این نبرد چهار هزار سپاهی از ایل ملکشاهی چمزی که شامل صد سوار مشهور از ایل ملکشاهی چمزی و صد مبارز گرز به دست از ایل ملکشاهی چمزی (که بعدها به پاس رشادتشان و استفاده از چماق و گرز در این نبرد و نبردهای قبلیشان به طوایف گرزدین وند مشهور شدند، که عبارتند از: طوایف خمیس ، کاظم بگ ، نقی ، حسین بگ ، رستم بگ ، شه میر ، خداداد) و سه هزار و هشتصد پیاده نظام ، به سرداری پهلوان موسی خمیس و ملگه در رأس سپاه ایران قرار گرفتند.[۳۷] حاج فرامرز اسدی پس از کودتای سال 1332هجری شمسی این زمین ها را طبق سند شماره 566 و به تاریخ 13 خردادماه 1335 در اداره ثبت اسناد استان کرمانشاهان به نام خود ثبت نموده بود. اما پس از انقلاب این زمین ها بدون هیچ دلیل قانونی توسط اداره منابع طبیعی استان ایلام مصادره گردید و به اشخاص دیگری تحویل داده شد.


      اشعار حماسی در ارتباط با این فتح نامه و بریدن گوش سپاهیان متجاوز عثمانی


      مه ڵکشای ئاۆ هِنزا تو بیاراۆ خاتِر *** گوًاۆ لوًت برین بار سه د قاتِر (وً:و دونقطه)


      ملکشاهی را آن هنگام به یاد آور که گوش و بینی به اندازه بار صد قاطر بریدند.

      طوایف گرز دین وند[ویرایش]

      خمیس: این طایفه از خاندان های های موسی ، ملگه، شمیر شکل گرفته است و محل سکونت آنان نیز در شهر ارکواز و در شهرستان ملکشاهی می باشد. عده بسیاری از خانواده های این طایفه در شهرهای ایلام، سنندج، بغداد زندگی می کنند. توشمال حاج فرامرز اسدی ریاست ایل ملکشاهی و پهلوان موسی خمیس جد بزرگ خاندان موسی از این طایفه می باشد.

      شه میر"شاه میر": این طایفه متشکل از خانواده های سویان، نظر و محسن است و در روستای میله سکونت دارند.

      ملگه: این طایفه از خانواده های محمد وعلی محمد شکل گرفته است و در روستاهی چشمه کل و میان تنگ سکونت دارند.

      خداداد: این طایفه از دو خانواده اسفندیار و سید وسی محمد تشکیل و در روستای میان تنگ از توابع ملکشاهی سکونت دارند.

      کاظم بگ: این طایفه از خاندا نهای قنبر بگ،فرج الله و محمودبگ که از همین تیره می باشند و در روستای میان تنگ و نرگسه اقامت دارند.

      حسین بگ: این طایفه از خاندان رحمان، گرگی و مسیر و از همین تیره می باشند و در شهر ارکواز سکونت دارند.

      روسگه: این طایفه از خاندان های اسماعیل بگ، خلوه و منصوربگ و در روستای باباجان و دارآباد سکونت دارند.

      شکربگ: این طایفه از خاندان های امام علی، عبد، ملت ، نوروز و برجی و در روستاهای چشمه سفید و پل شکسته سکونت دارند.

      نقی: این طایفه از خاندان های شامگه، خدامراد و در هردو روستای کلک آسیاب و زیادآباد سکونت نموده اند. شاه محمد یاری از این طایفه می باشد.[۳۸]



      پهلوان موسی خمیس و ملگه پهلوانان نامی ایران زمین[ویرایش]

      اینان قسم مهمی از ایل بزرگ ملکشاهی می باشند و جدبزرگ آنان "شاه میر بن علیجان" است که بعد از وی شانزده نسل که آخرین آنان شه میر می باشد و دارای قرزندانی به اسامی: خمیس ، کاظم، حسین ، نقی ، شکر ، خداداد ، روسگه ، نظر ، ملگه(مردمان ملگه سیاه هم بدانها می گویند، بدین دلیل که اکثر آنان دارای چهره ای اسمر می باشند) در دوران حیات آنان، دو تن از آنان دارفانی را وداع می گویند و خلف این اسامی که ذکر کردیم، طایفه هایی را به همین نامها تشکیل داده اند.

      اما، خمیس فرزند ارشد به دلیل این که قدرت جسمی استثنایی و اندامی پهلوانانه داشته است، معروف آنان شد و والی اسماعیل خان وی را به فرماندهی نظامی منصوب نمود و حسن خان برادر زاده اش را به نزد وی فرستاد تا قیام عشیره مالیمان را سرکوب نماید.

      علاوه براین، خمیس مردی نامدار و احساساتی انساندوستانه داشته است و بعد از سرکوب کردن قیام عشیره مالیمان، اجازه نداد تا خورگه پسر شاهنشاهی رئیس عشیره مالیمان را به قتل برسانند و وی را از مرگ نجات داد.

      خمیس از همسرش "شاهی" دو پسر به نامهای: ملگه و موسی داشته است که در قدرت جسمی به پدر خود برده بودند و بزرگان و ریش سفیدان ملکشاهی در مورد آنان می گویند: این دوپسر خمیس، یاغی بودند و سپاهیان نادر شاه افشار را که از راه ها گذار می کردند مورد غارت قرار میدادند و اموال ثروتمندان را به نفع ضعیفان می گرفتند. در کتاب تاریخ جهانگشای نادری آمده است؛ جمعی از سرکردگان طایفه فیلی [ بزرگان ایل ملکشاهی پهلوان موسی خمیس و ملگه] ، حدود بیست نفر از محصلان مالیاتی نادرشاه را به قتل رساندند و چون طوایف دیگر از چنین اقدام فیلی ها مطلع شدند، آنها نیز ، محصلان مالیاتی خود را به قتل رساندند.[۳۹][۴۰] مروی در عالم آرای نادری در این مورد می گوید: چون مقدمه ی زجر و سیاست به سرحد افراط رسید، جمعی از سرکردگان طایفه ی فیلی [ ایل ملکشاهی و در رأس آنها پهلوان موسی خمیس و ملگه] متفق گشته، به قدر بیست نفر از محصلان دارای گیتی ستان نادرشاه را به قتل رسانیدند. چون طوایف دیگر آن حرکت را دیدند هرکس محصلان مالیاتی خود را به قتل آورده، به جماعت مذکور ملحق گشتند.[۴۱] خبر سرکشی این دو پسر خمیس به گوش نادرشاه افشار می رسد و نادرشاه نیز آنان را می خواهد تا به نزد او بروند و آنانرا مجازات نماید. ولی زمانی که این دو پسر خمیس را می بیند که دارای جسمی قوی هستند،حیرت کرده و آن دو را مورد آزمایش قرار می دهد و از پسر بزرگ خمیس می خواهد تا با پهلوان دربارش کشتی بگیرد و با او شرط می کند، اگر بتواند پشت این مرد را به خاک بمالد، آنان را عفو می کند و در غیراین صورت هردوی آنان را خواهد کشت.

      می گویند: ملگه و برادرش در سیاه چادری تحت نظر بودند و در انتظار فرارسیدن زمان کشتی گرفتن بوده اند و موسی نظری به برادر خود می اندازد که مقداری نگران است. از برادر خود می پرسد: چرا نگران و در فکر فرو رفته است؟

      برادر نیز در پاسخ بدو از نتیجه وعاقبت این کشتی بدو می گوید: نگرانم که با آن مردی که کشتی می گیرم مرا بر زمین زند و شاه هردوی ما را به قتل برساند. موسی با شنیدن چنین حرفی از برادر، به شاه پیشنهاد می کند تا بجای برادرش ملگه با مرد شاه کشتی بگیرد. زمانی که شاه از ملگه می پرسد: به چه دلیل برادرش بجای وی با این مرد می خواهد کشتی بگیرد؟

      ملگه در پاسخ می گوید: قربان، جناب شاه، این پهلوانی که شما آورده اید تا با من کشتی بگیرد، او را کوچکتر از آن می بینم تا بتواند با خودم کشتی بگیرد و اگر توانست برادرم را بر زمین زند، آنوقت خود به میدان وی خواهم آمد.

      موسی جد بزرگ خانواده های اسدی و داراخانی می باشد و ملگه جد بزرگ خانواده های رحیمی و عزیزیان. می گویند موسی دارای هیکلی بی نهایت تنومند بود و سینه هایی ستبر داشت به نحوی که در روز کشتی پهلوان دربار نادر شاه با چنگ انداختن به سینه او یکی از سینه هایش را کند...

      روایت می کنند: پهلوان موسی خمیس توانسته است پهلوان شاه را برزمین زند و نادرشاه فرمان می دهد، هردو برادر را بدین شرط که دیگر دست درازی به اموال مردم و سپاهیانش نداشته باشند از بند برهانند و به همین دلیل نیز لقب امیر و توشمال به موسی و ملگه داده می شود و نادر آنها را به ریاست ایلشان و سرداری سپاه ایران منصوب می نماید.[۴۲]

      آنانی که این رویداد را روایت می کنند، براین باورند: اصل نام ملگشاه از نام موسی و ملگه برگرفته شده است که پادشاه این لقب را به آنها داده است. ولی این روایت با آن دوران همخوانی ندارد. بدین دلیل: این رویدادی را که روایت می کنند در بین سالهای 1736 تا 1747 میلادی است که دوره حکومت نادرشاه می باشد. زیرا نام عشیره ملگشاهی به سالهای 1073 تا1093 میلادی بر می گردد که همزمان با فرمانروایی ملکشاه و پدرش آلپ ارسلان(عزالدوله محمد ابو شجاع دم سلطان سلجوقی که در سال 1063 میلادی به فرمانروایی نمود و در سال 1073 میلادی درگذشت. بجز این، به مردی نترس معروفیت دارد و توانسته است شهر حلب را تصرف کند وعلت مرگ وی نیز بدلیل جراحتی که از جنگ با بیزانسیان بوده است را ذکر کرده اند) بر می گردد. تا چند سال پیش بازوبند پهلوانی ایران زمین که به پهلوان موسی خمیس داده شده بود موجود بود ولی متأسفانه به دلیل بی توجهی تکه تکه شده و فروخته شد... لازم به ذکر است برتری ایل ملکشاهی در نبرد با سپاهیان متجاوزامپراتوری عثمانی و دریافت فتح نامه مربوط به این خاندان(طوایف گرزدین وند) می باشد. پهلوان موسی خمیس و ملگه در سنین کهنسالی سرداری این سپاه را بر عهده داشتند.


      اشعار حماسی در ارتباط با پهلوان موسی خمیس


      موسای دلاوه ر دیاری وه خاتِر *** په له وانی بو ده ده رگای نادر

      (موسی دلاور را به خاطر داری؟ که پهلوان دربار نادر شاه بود.)

      په له وان ده ربار نادرِ افشار *** چنگ خسه ل گیانِ هه جور که فتار

      (در میدان کشتی بر سر بازوبند پهلوانی ایران، پهلوان ناجوانمرد دربار نادرشاه افشار با چنگ انداختن بدنش را مانند کفتار زخمی کرد.)

      په له وان موسی وه زیه م و زیخاو *** کوتایه زمین کرده سه د تیکاو

      (پهلوان موسی با وجود زخم و درد ناشی از نبرد، آن پهلوان را طوری بر زمین زد که احساس می کردی صد تکه شده است.)




      فرزندان خمیس

      موسی:از خانواده های اسدی ، داراخانی تشکیل شده اند. توشمال حاج فرامرز اسدی ریاست ایل ملکشاهی و حاکم پشتکوه از این تیره می باشد.اینان در شهرستان ملکشاهی ، ارکواز ، ایلام ، سنندج ، تهران و عده ی زیادی در کشورهای اسکاندیناوی سکونت دارند.

      ملگه: از خانواده های باقر ، محمد و علی محمد شکل گرفته است و در روستاهای چشمه کل و میان تنگ و شهر ارکواز سکونت دارند. توشمال نامدار، توشمال شهباز، توشمال صحبت و حاج عباس عزیزیان از این تیره می باشند.

      شه میر:ازخانواده های میرزا ، حیدر و ططر شکل گرفته است. اسکندر ططر(اژدهایی) و خانواده های میرزایی و تاب ازاین تیره هستند.



      غلبه بر ایلات لر دیرکوند و سگوند و بیرانوند و سایر ایل های شورشی لرستان[ویرایش]

      ایل ملکشاهی در سال 1299 هجری قمری مطابق سال 1260 هجری شمسی و در جریان شورش ایلات لرستان به یاری شاهزاده ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه قاجار برخاستند و با رشادت و شجاعت بی نظیری ایلات لر : بیرانوند، دیرکوند، سگوند را مغلوب ساختند و زمینه آرامش در حکومت مرکزی را فراهم آوردند. ایل ملکشاهی در این نبردها از متحدین حسین قلی خان ابوقداره بودند.[۴۳]این نبردها در نزدیک کوه ( هرر ) وافع شد و در این نبردها چهار هزار نیرو از ایل ملکشاهی حضور داشتند. سرداران ایل ملکشاهی در این نبرد توشمال اسد نوه پهلوان موسی خمیس ، قنبربگ از طایفه کاظم بگ و قنبر بگ تفنگچی باشی از طایفه گلان بودند.[۴۴]



      غلبه بر سران ایلات کرد گوران ، کلهر و شفاعت کردن آنها به واسطه هم نژاد بودن[ویرایش]

      ایل ملکشاهی در سال 1299 هجری قمری مطابق سال 1260 هجری شمسی در سرکوب سران ایلات کرد گوران و کلهر، حسن علی سلطان گوران، عزیز خان باجلان، رضا قلی خان کلهر ، داود خان کلهر و همچنین سرکوب سید رستم رئیس و بزرگ فرقۀ اهل الحق در سپاه ظل السلطان شرکت داشتند و از خود رشادت بی نظیری ارائه دادند. لازم به ذکر است پس از دستگیری سران این ایلات به واسطه شفاعت بزرگان ایل ملکشاهی به دلیل هم نژادی و هم زبانی به تمامی سران دستگیر شده از طرف حکومت مرکزی امان داده شد.[۴۵][۴۶]

      نگارخانه[ویرایش]


      فتح نامه فتحعلی شاه قاجار از سوی شاهزاده محمد علی میرزا دولتشاه به پهلوان موسی خمیس و ملگه اجداد حاج فرامرز اسدی به پاس پیروزی بر سپاه امپراتوری عثمانی و تصرف شهرهای سلیمانیه، زور، موصل، کرکوک و سامرا و محاصره بغداد به تاریخ ذوالحجه 1236 هجری قمری مطابق با 1199هجری شمسی


      توشمال حاج فرامرز اسدی حاکم پشتکوه و ریاست ایل ملکشاهی


      پهلوان موسی خمیس طوایف گرز دین وند ایل ملکشاهی پهلوان و سردار سپاه ایران در دوران افشاریه ، زندیه و اوایل قاجار


      شاه محمد یاری رهبر قیام ایلام در عصر رضا شاه و کدخدای طایفه نقی ایل ملکشاهی


      موسی اسدی اولین رئیس فرهنگ ملکشاهی فرزند توشمال حاج فرامرز اسدی


      حسن ملکشاهی نماینده استان ایلام در مجلس شورای ملی و از بزرگان طایفه گلان ایل ملکشاهی


      خمیس شه میر پهلوان و سردار نامی ملکشاهی ریاست ایل ملکشاهی عکس بازسازی شده از روی تصویر قدیمی تر متعلق به اواخر دوره صفویه و اوایل افشاریه


      پهلوان موسی خمیس و برادرش ملگه ریاست طوایف گرز دین وند ایل ملکشاهی و سرداران سپاه ایران دوران افشاریه ، زندیه و اوایل قاجار


      سند رسمی توشمال خمیس ریاست ایل ملکشاهی فرزند توشمال شه میر (جد بزرگ طوایف گرزدین وند ملکشاهی) تاریخ سند دوره پادشاهی نادر شاه افشار حدود سالهای 1148-1160 هجری قمری برابر با 1114-1125 هجری شمسی

      منبع[ویرایش]

      پرش به بالا ↑ «ملکشاهی». لغتنامه دهخدا. بازبینی‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۳.
      پرش به بالا ↑ اشمیت، رودیگر(ویراستار). راهنمای زبان های ایرانی، جلد دوم. چاپ دوم، ترجمه آرمان بختیاری، حسن رضایی بیغ آبادی و دیگران. تهران: انتشارات ققنوس، 1387، صص542-544.
      پرش به بالا ↑ علیرضا اسدی. فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه ( پهلوی اشکانی و ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. ایلام: انتشارات جوهرحیات، 1390. صص 61.
      پرش به بالا ↑ مرتضی اکبری. تاریخ استان ایلام از آغاز تا سقوط قاجاریه. قم: انتشارات فقه،1386.ص 60.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی.سلسله انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام : انتشارات برگ آذین، 1386. ص 335.
      پرش به بالا ↑ قیام ایلام در عصر رضا شاه. عباس محمد زاده. ایلام: انتشارات زانا، 1389. چاپ دوم. ص 78.
      پرش به بالا ↑ ایلام و تمدن دیرینۀ آن. ایرج افشار سیستانی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.ص101.
      پرش به بالا ↑ نصرالله کسرائیان. کردهای ایران. تهران: نامۀ خود نویسنده، 1372، ص16.
      پرش به بالا ↑ I. Kamandar Fattah, Les Dialectes kurdes méridionaux: étude linguistique et dialectologique. Louvain, Peeters, 2000, p. 30-31
      پرش به بالا ↑ I. Kamandar Fattah, Les Dialectes kurdes méridionaux: étude linguistique et dialectologique. Louvain, Peeters, 2000, p. 30-31
      پرش به بالا ↑ G. Windfuhr, The iranian Languages, Routledge, 2009, P. ۵۸۷
      پرش به بالا ↑ Rüdiger Schmitt: Die iranischen Sprachen in Gegenwart und Geschichte. Wiesbaden (Reichert) ۲۰۰۰, P.۷۷,
      پرش به بالا ↑ Kurdish language
      پرش به بالا ↑ Kurdish language - Britannica Online Encyclopedia
      پرش به بالا ↑ زبانها و گویش‌های ایران. منبع: کتاب تاریخ زبان فارسی نویسنده: دکتر پرویز ناتل خانلری
      پرش به بالا ↑ غلامحسین کریمی دوستان، جایگاه فیلی و کلهری در دسته بندی گویشهای کردی: مجله دانشگاه کردستان، شماره ۴-۳ سال ۱۳۷۹
      پرش به بالا ↑ علیرضا اسدی. فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه ( پهلوی اشکانی و ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. ایلام: انتشارات جوهرحیات، 1390. صص 62-64.
      پرش به بالا ↑ جامعه شناسی ایلات وعشایر. حشمت الله طیبی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران. 1380، ص329.
      پرش به بالا ↑ نصرالله کسرائیان. کردهای ایران. تهران: نامۀ خود نویسنده، 1372، ص17
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی. انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام: انتشارات برگ آذین، 1386.ص335
      پرش به بالا ↑ مینورسکی.الکورد فی دائرة المعارف الاسلامیة ، ص84.
      پرش به بالا ↑ تاریخ روضه الصفای ناصری، هدایت، رضا قلی خان. جلد 9، تهران: انتشارات اساطیر، 1380. ص7780.
      پرش به بالا ↑ ایران در دوره سلطنت قاجار. علی اصغر شمیم. تهران: انتشارات مدبر، 1375. صص118-119.
      پرش به بالا ↑ ایلام و تمدن دیرینۀ آن. ایرج افشار سیستانی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.ص100.
      پرش به بالا ↑ دوستعلی آذوق. روز شمار جنگ در استان ایلام. ایلام: انتشارات جوهر حیات، 1390. ص28.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی.سلسله انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام : انتشارات برگ آذین، 1386. ص 335.
      پرش به بالا ↑ قیام ایلام در عصر رضا شاه. عباس محمد زاده. ایلام: انتشارات زانا، 1389، چاپ دوم. ص 102 و 123.
      پرش به بالا ↑ سلسله انساب شهری و عشایری استان ایلام. رستم رفعتی. ایلام: انتشارات برگ آذین، 1386. ص 335 و ص 343.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی، سلسله انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام: انتشارات برگ آذین، 1385. ص 335-355
      پرش به بالا ↑ ایرج افشار سیستانی.ایلام و تمدن دیرینۀ آن. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی. انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام: انتشارات برگ آذین، 1386، صص335- 349.
      پرش به بالا ↑ عباس محمد زاده. قیام ایلام در عصر رضا شاه. چاپ دوم. ایلام: انتشارات زانا، 1389،ص81.
      پرش به بالا ↑ قیام ایلام در عصر رضا شاه. عباس محمد زاده. ایلام: انتشارات زانا، 1389. چاپ دوم. ص 28
      پرش به بالا ↑ تاریخ روضه الصفای ناصری، هدایت، رضا قلی خان. جلد 9، تهران: انتشارات اساطیر، 1380. ص7780.
      پرش به بالا ↑ ایران در دوره سلطنت قاجار. علی اصغر شمیم. تهران: انتشارات مدبر، 1375. صص118-119.
      پرش به بالا ↑ ایلام و تمدن دیرینۀ آن. ایرج افشار سیستانی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.ص100.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی. انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام: انتشارات برگ آذین، 1386. ص 29.
      پرش به بالا ↑ «ملکشاهی». لغتنامه دهخدا. بازبینی‌شده در ۱۳ مارس ۲۰۱۳.
      پرش به بالا ↑ میرزا محمد مهدی استرآبادی، تاریخ جهانگشای نادری، نسخه خطی مصور متعلق به 1171 ه.ق با مقدمۀ عبدالعلی ادیب پورمند. تهران: انتشارات سروش و نگار، 1370. ص402.
      پرش به بالا ↑ رضا شعبانی. تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه، جلد1،چاپ دوم، تهران: انتشارات نوین، 1369.ص109.
      پرش به بالا ↑ محمد کاظم مروی، عالم آرای نادری، جلد2، تهران: نشر علم، 1369. ص403.
      پرش به بالا ↑ واژه ملکشاهی در لغتنامه دهخدا.
      پرش به بالا ↑ مرتضی اکبری. تاریخ استان ایلام از آغاز تا سقوط قاجاریه. قم: انتشارات فقه،1386.صص493-495.
      پرش به بالا ↑ رستم رفعتی.انساب شهری و عشایری استان ایلام. ایلام: انتشارات برگ آذین،1386.ص32.
      پرش به بالا ↑ مسعود میرزا ظل السلطان، تاریخ سرگذشت مسعودی. تهران: انتشارات یساولی، 1362. صص277-302.
      پرش به بالا ↑ مرتضی اکبری. تاریخ استان ایلام از آغاز تا سقوط قاجاریه. قم: انتشارات فقه، 1386. ص495.
      تاریخ جهانگشای نادری. میرزا محمد مهدی استرآبادی، نسخه خطی مصور متعلق به 1171 ه.ق با مقدمۀ عبدالعلی ادیب پورمند. تهران: انتشارات سروش و نگار، 1370.
      قیام ایلام در عصر رضا شاه، عباس محمد زاده. ایلام: انتشارات زانا، ۱۳۹۰، چاپ دوم.
      فرهنگ تطبیقی گویش کردی ایلامی با زبان ایرانی میانه ( پهلوی اشکانی و ساسانی) به انضمام تاریخ و زبان استان ایلام قبل از اسلام. علیرضا اسدی.ایلام:انتشارات جوهرحیات، 1390.
      سلسله انساب شهری و عشایری استان ایلام. رستم رفعتی. ایلام: انتشارات برگ آذین،۱۳۸۶
      نگاهی به ایلام. ایرج افشار سیستانی. تهران: نشر هنر، بهار ۱۳۶۶.
      ایلام و تمدن دیرینۀ آن. ایرج افشار سیستانی. تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1380.
      ایران در دوره سلطنت قاجار. علی اصغر شمیم. تهران: انتشارات مدبر، 1375.
      تاریخ روضه الصفای ناصری، هدایت، رضا قلی خان. جلد 9، تهران: انتشارات اساطیر، 1380.
      جامعه شناسی ایلات وعشایر. حشمت الله طیبی. تهران: انتشارات دانشگاه تهران،۱۳۸۰.
      عالم آرای نادری. محمد کاظم مروی. جلد2، تهران: نشر علم، 1369.
      واژه ملکشاهی در لغتنامه دهخدا.
      تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه. رضا شعبانی. جلد1، چاپ دوم، تهران: انتشارات نوین، 1369.
      الکورد فی دائره المعارف الاسلامیه.ولادیمیر مینورسکی.
      جغرافیای سیاسی کیهان ص. ۶۸
      کردهای ایران. نصرالله کسرائیان. تهران: نامۀ خود نویسنده، 1372.
      روز شمار جنگ در استان ایلام.دوستعلی آذوق. ایلام: انتشارات جوهر حیات، 1390.
      راهنمای زبان های ایرانی . رودیگراشمیت (ویراستار). راهنمای زبان های ایرانی، جلد دوم. چاپ دوم، ترجمه آرمان بختیاری، حسن رضایی بیغ آبادی و دیگران. تهران: انتشارات ققنوس، 1387.
      تاریخ سرگذشت مسعودی.مسعود میرزا ظل السلطان. تهران: انتشارات یساولی، 1362.
      سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۲۲:۰۰
      باسلام و درود خدمت برادر بسیار ارجمند و بسیار بسیار محترم و ایرانیم جناب بیژن اریائی عزیز و ایل بزرگ لر و لک و همه قومیت های ایران بزرگ خندانک خندانک خندانک
      جای دارد اینجا تشکر بسیار نمایم از محضرشان بابت این تقدیمی عزیز و گرانقدر و با کمال افتخار اعلان می کنم که اینجانب مفتخر و سعاتمندم که از ایل غرور و سلحشور ملکشاهی هستم .ایلی که در طول تاریخ رشادت هایش بی نظیر بوده و انشالله خواهد ماند درتمامی طول و عرض این اب و خاک وطن عزیزمان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      خداوند حافظ جان و مال و کرامت و شرافت همه مردان و شیر زنان این اب و خاک باشد خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      عباسعلی استکی(چشمه)
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۹:۰۷
      درود
      سروده ای زیبا
      تقدیمی فاخر
      مبارک دوستان کرد باشد خندانک خندانک خندانک
      ژاکان باران ملکشاهی
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۲۰:۲۰
      ملكشاهي
      برخی از پژوهشگران و شرق شناسان بدین مقوله اشاره کرده اند و از آنان می توان به پرفسور "مینورسکی" (الكورد في دائرة المعارف الاسلامية - ص84) می نویسد: قریب به هزار خانوار ملکشاهی به ایران خدمت کرده اند و اراضی فراوانی را در قلمرو حاکمیت خود داشته اند و توانسته اند در برابر حملات و یورشهای هولاکو، تیمور و قرایوسف از این اراضی دفاع کنند.

      ولی" باسیل نیکیتین" این مقوله را بطور مفصل مورد بحث قرار می دهد و می گوید: سلجوقیان در میان بزرگان و امراء کورد اراضی را تقسیم نمودند تا جانب داری و هواخواهی آنان را نسبت به خود تضمین نمایند و کوردان در برابر حمله مغول در دوران هولاکو(سده سیزدهم میلادی) و بعد از آن نیز علیه تیمورخان لنگ در سال 1400 میلادی به دفاع پرداخته اند.

      در مورد نام ملکشاه، مورخ نامدار "ایرج افشار سیستانی"(ايلام وتمدنها المتأخر- ص. 371) می نویسد: والی ایلام در دوران فرمانروایی سلسله سلجوقی، قدرت گسترده ای داشته است و نام"ملکشاه" را بر خود می نهد و مناطق ارکواز و توابع و مردمان ساکن در این منطقه را به عشیره ملکشاهی نام برده اند.

      "جعفر خیتال" مورخ، این نوشته های سیستانی را تأیید می کند و می گوید:

      برخی بر این باورند که عشیره ملکشاهی، از چند بخش از مردمان مختلف گردهم آمده اند و در سرزمینی ویژه ی سلجوقیان سکونت نموده اند و در دوران حاکمیت ملکشاه این مردمان گرد وی جمع شده اند و به عشیره "ملکشاهی" معروف شده اند. علاوه براین، مردمان عشیره ملکشاهی به جوانمردی و شهامت در نبردها و جنگها معروف می باشند و در دوران فرمانروایی قاجاریان، اراضی گسترده ای را متصرف و ضمیمه املاک خود نموده اند.

      اسناد رسمی که در سال 1821 میلادی وجود دارد و مهر محمدعلی میراز پادشاه قاجار بروی این اسناد وجود دارد، صحت این گفته ها را تأیید می کند و در این اسناد آمده است: پادشاه قاجار به امیران مناطق چمزی و چشمه آدینه اجازه داده است تا در قسمت بالای مناطق تحت سیطره عشیره ملکشاهی، مراتع گسترده ای را برای کوچ های تابستانی برای احشام خود بکار آورند. همچنین از مزار والی صالح پیرمحمد نیز که یکی از نوادگان امام موسی بن جعفر(ع)است(شجره نسب تأیید شده پیرمحمد"محمد العابد" است که دانشمندان متخصص و مراجع اسلامی آنرا تأیید کرده اند که نسب وی به امام موسی کاظم(ع) می رسد)، مواظبت و مراقبت نمایند. البته این چنین فرمانی و لطفی از جانب شاه قاجار، به سبب نقش مهمی که این مردمان در آزاد نمودن "کرکوک" و "موصل" داشته اند، بدانها واگذار می گردد و در برابر این لطف شاهانه، مردمان این منطقه می بایست سالانه تعداد پانزده رأس گاومیش و ده رأس گاو و ده تن روغن حیوانی را به دولت پرداخت نمایند.

      این اسناد از سوی والی حسن خان فیلی و با خط خود وی نوشته شده است، زیرا خود شخص وی مسئول اجرای این سند سالانه مالیاتی بوده است.

      مردمان ملکشاهی اکنون در سی و نه روستا و سه شهر از توابع شهرستان ارکواز ملکشاهی که از توابع استان ایلام می باشد سکونت دارند و براساس سرشماری سال 1950 میلادی، شش هزارخانوار که جمعیت آنان به سی وپنج هزار تن اند میرسد و بطورکلی این عشیره در دو منطقه تمرکز یافته اند و بدین شرح است:

      ملکشاهی گچی

      ملکشاهی چمزی


      ملکشاهی سرزمینی ماوا گرفته دردل کوههای سربه فلک کشیده کبیرکوه یادگاری از شهرهای باشکوه"ساسانیان" و "سلجوقیان "که گذر زمان چهره آنرا دگرگون ساخته , با مردمانی که منششان برای دوستان راستی و برای دشمنان پتک های کوبنده ست.

      آری کبیرکوه عزم و بلندایش را وام دار این مردمان است

      1-قلمرو ایل ملکشاهی از شمال به کبیرکوه; از جنوب به نواحی باغسای و دره مالی در مرز عراق;از شرق به حد فاصل چشمه پهن(انتهای کبیرکوه) تا چالاب و از غرب به رود گل گل تا رضاآباد محدود میشود

      2-وجه تسمیه ایل حاکم منصوب در ایلام در زمان سلطان ملکشاه سلجوقی در این ناحیه برج و بارویی داشته. گویند که اسم ایل را از او گرفته اند اما آنچه که مسلم است جد برخی از طوایف به ملکشاه میرسد

      جعفرخیتال در خصوص ملکشاهیان میگوید:ممکن است اغلب یا بخشی از قوم ملکشاهی که جزو اصیل ترین ساکنان منطقه هستند از کوردهای ملکشاهی ساکن در نواحی شمالی کوردستانات(مخصوصه ناحیه چشمه زه ک در ترکیه)باشند که به علت بدی شرایط جغرافیایی و یا جنگ و درگیری با سایر اقوام خاستگاه اصلی خود را ترک نموده و در این منطقه استقرار یافته اند.وجود کلمات کوردی از سایر گويش های کوردی شاید گواه بر این ادعا باشد

      ایرج افشار سیستانی در خصوص ایل ملکشاهی میگوید:مردمان این ایل که از اهالی قدیمی و اصیل منطقه هستند در گذشته یکی از قدیمی ترین حکومت های محلی و خود مختار راداشته اند.البته این مساله به معنای عدم اطاعت از حکومت مرکزی نبوده و در هیچ دوره ای از آنان به سود بیگانگان استفاده نشده است. مردم ملکشاهی همواره بهترین مدافعان مرز بوده اند و هنگام بروز فتنه درکشور عثمانی به طور موثر و جدی با استفاده از تدابیر نظامی و سیاسی خط سر حدی را حفظ کرده اند.در ادامه می آورد که مردم ایل ملکشاهی: صادق،ساده،متدین سلحشور،با گذشت و میهمان نواز و در عین حال در برخورد با دشمنانشان تند خو وجنگاورند به عنوان نمونه هنگامی که نیروهای بعثی شهر مهران را اشغال کردند ایل ملکشاهی به سوی این شهر بسیج شدند آنها تمام دامنه های مشرف بر مهران را تصرف و نیروهای عراقی را اسیر کردند و به خاک و خون کشیدند و از پیشروی آنان جلوگیری کردند.آنها حتی بدون اسلحه و مهمات به دشمن شاۆه خۆن(شبیخون) زدند و غنایم زیادی چون تانک خودرو تفنگ و مسلسل بدست آوردند و به نیروهای خودی تحویل دادند.آنان هیچگاه به جان انسان یا ریش.ريش سفیدان سوگند نمی خورند سران آنان نیز در طول تاریخ هیچگاه آلت دست بیگانگان نبوده اند

      منبع شفق نیوز
      رضا حمیدی راد(احسان)
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۵:۴۰
      درود شاعر
      عالی و زیبا و شیوا و دلنشین سرودید
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      دياكو باران
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۶:۵۲
      دوستت دارم برادرم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      زور زور سپاس خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      دياكو باران
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۷:۱۸
      بژي به شادي كاكه سه ر به رزم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      الهه انتظاری(شقايق)
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۸:۲۸
      درود برادرآریایی خندانک خندانک زیبابودمبارک برادران کرد دلیروجوانمردمان باشد خندانک خندانک خندانک خندانک
      نیره ناصری نسب
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۱۳
      درود بر شما باد
      درود بر غیور مردان وغیور زنان کُرد باد
      سپاس از سروده زیبایتان خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      فرید  عباسی
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۰۹:۳۵
      درود بیژن عزیزم بسیار زیبا بود مرحبا واقعا داری برای خودت یک شیوه ی مخصوص جدا می کنی و این یک دستی آثارت را بسیار دوست دارم به هر حال اشعارت همیشه زیباست اما این رنگ آمیزی تاریخی که در اشعارتان هست را هر گز از دست ندهید درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      دياكو باران
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۱۳
      سلام داداش بيژن خندانک خندانک
      يه سوال شما خودتان اهل ملكشاهي هستيد؟ خندانک
      دياكو باران
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۰:۱۶
      سپاس از تقديميتان داداش گلم خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      حسین ولی خانی
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸
      سلام رول خندانک خندانک خندانک

      بابا کانال چندی؟ خندانک

      لرها مردمانی غیورند هرچند به ما ترکها نمی رسند خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      شوخی کردم به دل نگیری که رو دل میکنی خندانک
      خوشم اومد خوش به سعادتت خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ژاکان باران ملکشاهی
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۳:۲۸
      درود دوست عزيزم بهترين تقديمي به من و دايي عزيزم جناب حاج سيد فكري بود
      ايل بزرگ ملكشاهي ممنون شما هستند
      ما كوردها خوبي ها رو هرگز فراموش نمي كنيم سه پاس از لطف شما عزيز دل
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      ____________________________________________________________
      بــــــــــــــــــــــــرقـــرار باشـــي و سبــــــــــــــــــــــــــــــــــــز
      خندانک
      منوچهر مجاهدنیا
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۶:۵۳
      درود بر بیژن عزیز جوان آریایی

      هم وطنان کُرد همواره از دلیرمردان پاک نژاد بوده و هستند

      احسنت به قلم مردانه ات .

      خندانک
      رضا نظری
      پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۹۳ ۱۷:۱۰
      درود جناب آريا...

      مبارك برادران و خواهران ملكشاهي باشد... خندانک

      به خصوص كاك باران عزيزم خندانک

      به قول كاك فريد شيوه ي خود را داري...

      البته بدون تعارف بايد زحمت زيادي بكشي براي يكدست كردن زبانت ... كار سختي در پيش داري... خندانک

      دستمريزاد...

      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      مرید هواسی(مرشد)
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۰۲:۱۲
      درود بر بیژن آریایی
      کار زیبایی بود خندانک خندانک خندانک
      کردها هم مثل لرها و دیگر اقوام برادران دوست داشتنی ما هستند مخصوصا ملکشاهی های عزیز که خیلی به ما نزدیک اند. خندانک خندانک خندانک
      این حس قشنگ را که همه اقوام ایرانی در کنار هم و برای هم هستند را دوست دارم. خندانک خندانک خندانک
      برقرار باشید برادرم خندانک خندانک خندانک خندانک
      ژاکان باران ملکشاهی
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸
      " ملکشاهی شهر بیدار "

      با لالایی های جادوییت
      بازی گوش ترین ستاره ها را
      در تنگ آغوشِ ماه خوابیدن راضی کن
      و در سکوت شب ، آهسته و بی صدا
      شانه کن دستهایت را
      و با کشت زار مزرعه ی موهایم
      چون باد و بادبادک ، بازی کن...!
      هیس..!! آهسته تر بخند
      آهسته تر...
      شهر دارد تکان می خورد
      یادم نمانده بود که ملکشاهی
      شبها هم بیدار است
      ما را در بستر گناه ببیند
      به رگبار گلوله های جنگیمان می بندد
      "كاك باران"
      ژاکان باران ملکشاهی
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۵۰
      "معشوقه ی ملکشاهی "

      و شهر ملکشاهی هم به من
      تعنه ی تو را می زند و می گوید :
      معشوقه ی محبوب تو
      سالها به اختیار خود در
      بستر آغوش سبز من خفته است
      او بی تاب تن من است و
      تن من بی قرار آغوش او ...!

      شهر مشت گره کرده اش را
      به سینه ی خود می زند
      و عربده کنان می گوید :
      بی فایده است
      لشکر کشی تو
      و اعلام جنگت ، بی فایده است
      هیچ کس از پس ملکشاهی بر نمی آید...! خندانک
      "كاك باران"
      حوریه (دلشید) اسماعیل تبار
      جمعه ۲۲ فروردين ۱۳۹۳ ۲۰:۴۸
      درود بزرگوار..
      بسیار زیباست و ستودنی ..
      آفرین ها بر اندیشه ی والا و دست و قلمتان..
      شاد باشید..
      خندانک خندانک
      مهدی مطهری منش(جابر)
      شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۲۴
      عالی بود. خندانک خندانک خندانک خندانک اما خواستم بدانم که گردهمان کرداست؟
      میثم دانایی
      شنبه ۲۳ فروردين ۱۳۹۳ ۱۱:۵۸
      درودبرشما دوستان وتوضیحات کاملتان خندانک خندانک خندانک
      منوچهر مجاهدنیا
      يکشنبه ۲۴ فروردين ۱۳۹۳ ۱۷:۵۸
      با درود بیژن جان عزیز

      ببخشید بنده مخلص ایل ملک شاهی ها هم هستم
      باور کن از آن مطلب آخر تو ترسیدم

      بابا گوش و بینی به اندازه صدتا قاطر خندانک خندانک خندانک

      بنده مخلص بچه های 5 ساله هاشان هم هستم خندانک خندانک خندانک

      شعرت بسیار عالی بود و برازنده قوم همیشه در صحنه ملکشاهی خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      محمود هواسی(شوریده  دره شهر)
      پنجشنبه ۲۸ فروردين ۱۳۹۳ ۰۱:۰۱
      درود بر آریای عزیز
      درود بر لرها و کردهای غیور...
      و درود بر تمام اقوام ایرانی...
      کار زیبایی بود برادرم.دست مریزاد خندانک خندانک خندانک خندانک
      مبارک کردها و ملکشاهی های عزیزمان باشد خندانک خندانک خندانک خندانک
      برقرار باشید به مهر خندانک خندانک خندانک خندانک
      سمانه هروی
      جمعه ۲۹ فروردين ۱۳۹۳ ۲۱:۳۶
      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      نیره ناصری نسب
      شنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۳ ۰۷:۴۲
      درود بر شاعر بزرگوار
      گرچه ده روز از گذاشتن این شعر می گذرد و دیر آمدم ولی برای سپاس آمدم کوتاهی من را ببخشید گرچه کوتاهی های زیادی را انجام دادم باز هم بر من ببخشید

      کاش از درون ناله های بی صدا
      مهربانی باز می گشت میان قلبها
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.



      ارسال پیام خصوصی

      آموزش و نقد شعر

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.