شنبه ۱۱ اسفند
گردن شعری از حمید شیخی
از دفتر کما نوع شعر غزل
ارسال شده در تاریخ ۴ روز پیش شماره ثبت ۱۳۶۱۱۳
بازدید : ۴۲ | نظرات : ۶
|
آخرین اشعار ناب حمید شیخی
|
تنگ و تار است زندگیمان ای خدا گردن بگیر
یک سراغی از منه آماده ی رفتن بگیر
چون بدان بر روح و جان ما تجاوز میکنند
آفتِ بیدادشان را از سر میهن بگیر
سحر و جادو و جهالت عنصرِ ویرانگیست
گر بلا خواهی چنان بدتر خدایا زن بگیر
در گشودن راه را بر ناکسان آسان کند
سفره های ما تهی شد عزم در بستن بگیر
عافیت بار گرانی بود و ما ناکام نان
خستگیها را گهی بی دردسر از تن بگیر
ناله ی نابخردان ناکوک و صوتِ خامی است
شاد باش و با صلابت فاز خندیدن بگیر
ای هنرمندِ هزار عالم هزاران عطر و ناز
دردِ دوران را تو از حال خراب من بگیر
|
|
نقدها و نظرات
|
درود بر استاد بزرگ ما | |
|
شرمنده می فرمایید جناب شیخی دانش آموز شما و نابیانیم | |
|
درود بر سرکار استاد روزبهانی | |
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.
اجتماعی بسیار زیبا و شورانگیز بود