سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

بسم الله الرحمن الرحیم به سایت خودتان شعرناب خوش آمدید مدیر موسس سایت ادبی شعرناب فکری احمدی زاده(ملحق)

دوشنبه ۱۸ خرداد

درماندگی

شعری از

مهدی رستگاری

از دفتر شیدایی نوع شعر غزل

ارسال شده در تاریخ يکشنبه ۶ آبان ۱۴۰۳ ۱۵:۱۷ شماره ثبت ۱۳۳۳۹۹
  بازدید : ۱۲۲   |    نظرات : ۲

رنگ شــعــر
رنگ زمینه
دفاتر شعر مهدی رستگاری

#غزل
-شماره ۴۰۳


بسمه الله النور
درماندگی

شب آمده است ناله ای از قعر چاه کن
سودای ناله از شرر و دود آه کن

چشمت به سوزش آمده از ظلمت زمان
دیوار را به پشت خودت تکیه گاه کن

خود را بغل بگیر و دعایی به صدق در
این ورطه گشاده دهانِ سیاه کن

هر سو نشسته دیو در این چاه در کمین
پروردگار رحم بر این بی پناه کن

هر لغزشی به دور بلا سخت مهلک است
دل زنده باش اینک و ترک گناه کن

بالای چاه یاور غمخوارت آمده
او را ببین به چشم دل خود نگاه کن

فریاد کن ز مهدی صاحب زمان بخواه
این گونه خواهش از ولی دادخواه کن

درماندگی به چاه جهان خرابه وضع
بد حالی است حال مرا روبراه کن


غبار دستگاه حسینی - #مهدی_رستگاری
دوازدهم اردیبهشت سال یکهزار و چهارصد و سه خورشیدی
بیست و دوم شوال ۱۴۴۵ هجری قمری


دفتر شعر شیدایی

۶۹۱
۱
اشتراک گذاری این شعر
۳ شاعر این شعر را خوانده اند

محمد اکرمی (خسرو)

،

عباسعلی استکی(چشمه)

،

مهدی رستگاری

نقدها و نظرات
عباسعلی استکی(چشمه)
سه شنبه ۸ آبان ۱۴۰۳ ۲۱:۵۰
درود بزرگوار
دلنشین و زیباست
یامهدی ادرکنی (عج) خندانک
مهدی رستگاری
مهدی رستگاری
چهارشنبه ۹ آبان ۱۴۰۳ ۱۹:۴۶
درود و سپاس جناب استکی عزیز. خندانک
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
ارسال پاسخ
تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


ارسال پیام خصوصی

نقد و آموزش

نظرات

کاربران اشتراک دار

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

مشاعره

رحیم فخوری

رنگ رخسار زنان سپیدتراز کفن مرگ چشمهای ترسازشیشه پنجره دنبال راه گریز می گردد بچه نیز این آتش بازی را دوست ندارنددیوارها بدنبال عصای زیر بغل آدم بزرگها دهانشان می جنبد نه برای خوردن ذ کر ودعا تنها پناه ادمهای بی دفاعبله امشب تبریزیان لحظه های پر اضطراب شب را به حرام چشمان بیدارشان می کنند ودرنفرین بازیگران سریال جنگ نفت
طاهره حسین زاده (کوهواره)

دوباره جنگ دوباره حضور بمب اتم ااا دوباره آینه های شکسته ی مردم ااا پدافند تبریز و صداهای انفجار
محمد حسنی

در آن هنگام که گدایی می میرد هیچ ستاره ی دنباله داری نیست ولی در مرگ شاهزاده گان تمامی آسمانها نور افشانی می کنند
بهروز چارقدچی (مجنون)

ای بابا یه پاکت سیگار نهایت دویست تومان اااا لیکن نفس دزدی کار خوبی نیست اااا از بنده در روز روشن پی ام گمشد
شاهزاده خانوم

می شود چشمش پر از اشک و به خویش می دهد امید دیدار مرا ااا من به اشکش خیره از این سوی و باز ااا دزد مسکین برده سیگار مرا
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
0