با یاد تو صحبت ز طلوع باید کرد
خورشید غزل های دلم
صبح بخیر
صبحت به تماشای هر آنچه خوبی
صبحت پر از حس خوش خوشبختی
صبحت پر از شور غزل زیبا رو
شوق و شعفت باد مضاعف ای جان
ای جان جهان
جان جهانم ای عشق
لبخند بزن تا بشود صبح قشنگ
ای حال قشنگم ......
نفس صبح تویی
صبحی که تو باشی وغزل
صبحترین است
ای صبح ترین صبح
آغاز که باشی
آغاز ترین لحظه میسر به دل وجان
ای جان جهان
جان جهان...
عشق ترین عشق
مهرت به وجودم
هستی به دل و جان
ای مستی و شیدای بی تا
من مست ترینم
مستانه سرایم ز برایت غزلی نو
ای صبح ترین...
حال قشنگ.....
عشق تربن عشق....
صبحت به قشنگی
صبحتبه سلامت
صبحت به طراوت
ای شرب شعف آور جان
شوق ترین شور
ای شهد شکر ریز
شهلای نگاهت همه ام برد
شاعر شدنم باد مبارک
از بهر تو ای صبح ترین صبح
با جان به تو گویم
دلدوز دل آرام...
دل انگیزترین عشق
ای جان جهان...
جان.......
که جانی وجهانی
با عشق تو را خواهم
با عشق تو را جویم
با عشق به تو گویم
جانی و تورا دوستت بدارم
جانی وتو را دوست بدارم
جانی و تورا دوست بدارم
کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست . استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.