سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

پر نشاط ترین اشعار

کانال تلگرام شعرناب

تقویم روز

جمعه 15 فروردين 1404
    6 شوال 1446
      Friday 4 Apr 2025

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        انسان راستگو برجسته ترین اثر خداوند است.الكساندر پوپ

        جمعه ۱۵ فروردين

        مــنـظــومــۀ چــالــش ( مــثـنــوی )

        شعری از

        یزدان ماماهانی

        از دفتر گیتار بی تار نوع شعر مثنوی

        ارسال شده در تاریخ دوشنبه ۱۳ آذر ۱۴۰۲ ۲۱:۴۸ شماره ثبت ۱۲۵۸۹۳
          بازدید : ۱۹۷   |    نظرات : ۱۰

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر یزدان ماماهانی

        حـکـایـت کــنــم ؛؛ بــود یـکـی را پــدر ..
        از آن مــانــده مــیــراث یـگــانــه پـســر
         
        رســیـد روزی از روزگــاران ، چـســان ؟
        پـسـر را پــدر تـا کــنــد ، امــتـحــان ..!!
         
        بــه اوضــاع فــرزنــد ،، اشــاره شــود ..
        در آیـنــده بــایـسـت ، چــکــاره شــود ؟
         
        نخست همچو‌ شیری که در بیشه‌‌ گشت
        به فکر رفت‌ فـرو ، غـرقِ اندیشـه گشت
         
        ســراســر بـه دورِ جـبـیـن هـالــه تـافـت
        سرش را بِـخـارانـد سپس چـاره یافـت
         
        بـیَـنـداخـت بـه راه طـرح یـک چـالـشـی
        پــســـر را کــنــد ،، قــدری آزمــایـــشــی
         
        بــیـاورده هــمــراه و دسـتـش سـه شـی
        که پـول بـود و قـرآن و مـشروب و مِـی
         
        بـسـاط را چـو سـفــره بـکــرد بـر زمـیـن
        خـطور کرده بـودش به ذهنش چـنیـن !
         
        پسـر سـوی" پـول و پَـلِـه " پـیش رَود ..
        در آیـنــده " ســرمــایــه دار " مـیــشــود
         
        اگر جـانـب و سـمـت " قـرآن " شـتافـت
        " سلـوک و بـرآینـد دیـن " دست بیافـت
         
        اگر هم برفت سمـت " مـشروب و مِـی "
        بـگـردد بـه الــواطـی عـمــرش چـو طـی
         
        پیِ خـویـش و نـزدش پـسـر را بـخْـوانـد
        بــریــن امــر ، او را بـه چـالـش کـشـانــد
         
        نه بگذاشت نه برداشت پسر بی درنـگ :
        برفت سـوی چالـش سریـع چون فشنگ
         
        نـخسـت او دویـدش بـه دنـبــال" پـول "
        سپس کَـنْـد و گردید به جیبـش وصـول
         
        به " قرآن " رسید ، از زمین ، زین قِبَـل :
        بـلـنــد کــرد و بـگـذاشــت بـه زیــرِ بـغـل
         
        ادامـه بـداد راهِ خـویـش ، کــرده طـی ..
        سرانجـام رسید او به " مشروب و مِی "
         
        گرفـت دست و سمتِ لـب و لـوچـه بـرد
        کشیـده سر و زانـکه چنـد جـرعـه خورد
         
        دریـن بـاره .. چیـزی نپـرسیـد و رفـت !
        نـگـاه بــر پـدر کــرد و خـنـدیــد و رفـت
         
        پــدر در شـگـفـت بــود و حـیـران بـسـا !
        چـه فـکـر کـرده بـود و کـنـون شــد چـها
         
        سـکـوت کـرد کـمـی رفـتـه در بُـهت فـرو
        گـشود لب ؛ به ریشخند بگفتش : به‌ او..
         
        خـلاصــی بــرفــت ، تـیــرِ آزمــایــشــم !
        خــودم را بــه چـالـش کـشـانـد چـالـشـم
         
        سـه شـی را ربــودش پــســر از زمـیــن !
        بـرآینـد چـالـش هـمــی شـد ، چـنـیــن ..
         
        گـمان نیست کـه ذهنش کـج و کُنـد شود 
        " یـقـیـنـاً ؛؛ در آیـنــده ، آخـونــد شــود "
         
         
        منظومه_چالش
        مثنوی_پدروپسر
        یزدان_ماماهانی 
        آغازسرایش۹_۹_۱۴۰۲
        پایان‌سرایش۱۳_۹_۱۴۰۲
        _🎼🎸گیـــتار بـی‌تــــار🎸🎼_
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        طاهره حسین زاده (کوهواره)
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۰۶

        سلام و درود

        طنزی جالب است .

        یزدان ماماهانی
        یزدان ماماهانی
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۳۵
        درود بر شما و سپاس از
        حضور پر شورتان 🌷🌿🥀
        ارسال پاسخ
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۵:۱۴
        درود بزرگوار
        طنز زیبایی است
        زیر سوال بردن ادیان کار درستی نیست
        خندانک خندانک
        یزدان ماماهانی
        یزدان ماماهانی
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۲۱:۱۴
        درود بر آقای استکی بزرگمهر 🪴




        سپاس از مهرتان 🥀


        من به هیچ دین و آیینی پابند نیستم چرا
        که آیین ساخته ذهن بشر است 👉
        ارسال پاسخ
        طوبی آهنگران
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۰۸:۵۰
        سلام جناب ما ما هانی بزرگوار بسیار عالی سروده اید شما
        دست مریزا


        🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀🥀
        یزدان ماماهانی
        یزدان ماماهانی
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۳۶
        درود بر شما بانو آهنگران گرانمهر 🌷



        سپاس از حسن توجه ناب شما 🌿🥀
        ارسال پاسخ
        علی نظری سرمازه
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۱۴
        درود بیکران
        چه زیبا !
        خندانک خندانک خندانک
        یزدان ماماهانی
        یزدان ماماهانی
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۱۱:۳۷
        درود رویارو بر شما
        آقای نظری عالیمهر
        و ارجمند 🥀🥀🪴


        سپاس بی پایان از پذیرایی صمیمانتون 🥀
        ارسال پاسخ
        نرگس زند (آرامش)
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۲۰:۵۵
        درود بر شما خندانک
        بسیار زیبا وجالب خندانک
        موفق باشید خندانک
        یزدان ماماهانی
        یزدان ماماهانی
        چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۴۰۲ ۲۱:۱۳
        درود رویارو بر شما ایزدبانوی نازمهر 🌹🥀



        سپاس از پذیرایی و حسن توجه‌تون 🪴💥
        ارسال پاسخ
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک
        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        1