سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 5 مهر 1401
  • شكست حصر آبادان در عمليات ثامن الائمه عليه السلام، 1360 هـ ش
2 ربيع الأول 1444
    Tuesday 27 Sep 2022
    • روز جهاني جهانگردي

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۵ مهر

    رولتِ روسی

    شعری از

    بهمن بیدقی

    از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

    ارسال شده در تاریخ ۹ روز پیش شماره ثبت ۱۱۳۵۶۳
      بازدید : ۳۳   |    نظرات : ۸

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر بهمن بیدقی

    رولتِ روسی
     
    حواسم ضربه دید ،
    وقتی حواسم پرت شد
    همان هنگام که ،
    بینِ دنیای وراء و ماوراء ،
    تماس ام قطع شد
    انگار مغزم ، دگر آنتن نمیداد
    که در دادگاهِ مغز، درخواستِ تقاص ام ،
    طرح شد ، اما رد و،
    کامل طرد شد
     
    ماهِ کامل ام ، دوباره بدر شد
    به خوابِ ابترم ، دوباره از نو،
    جنگِ بدر شد
    اما اینبار، روحم دربه در شد
     
    دوست داشتم زیر باران من بمانم
    اما سایبانی ، از آنهمه داربستِ انگور
    برایم چتر شد
    شراب هِی می چکید ، ز دانه های انگور
    چگونه بی تحملِ زمان ، برآبِ انگور؟
    نمی دانم
    دنیای غریبی ست
    همه ایمانم با خوردنِ آن شرابِ بی صبر ،
    بدجور هتک شد
     
    من ز دنیا ، هتکِ حرمت کرده ام
    چقدر ازسوی من دراین ماجراها ، جهد شد
     
    فقط وقتی توبه آمد من خیالم تخت شد
     
    به خدا گفتم ببخشید اینجا کلی خبط شد
    افسوس که درسمعِ تو،
    صدای این گناه ها ، ضبط شد
    افسوس که درنگاهِ تو،
    تصویرِ گناهم ثبت شد
    ازهمه بدتر، میانِ من و ابلیس ، ربط شد
    اما آن موضوع ز پشتِ توبه حل شد
    اوضاعِ جهانم رَتق و فتق شد
     
    باید انتقام بگیرم ، ز ابلیسِ خطاکار
    با خیانت های او ،
    نامردی اش مثلِ روز،
    برایم محرز شد
    همان نامرد که به انبوهِ وساوس ،
    باعث بر،
    بیشمار، قتل شد
     
    همان مهدورالدمی که ،
    باعث بر کُشتنِ آدم ،
    درجدالِ چاهِ نفت شد
     
    نفرین بر او که ،
    رولتِ روسی را ابداع نمود
    شمشِ طلایی را گذاشتند روی میز
    دو آدمِ طماع هم ، در دوسمتِ میز
    داور با خیانتش ،
    وقتی آن خشابِ هفت تیر را چرخاند
    به جادو جَمبل اش ،
    گلوله های آنکه کمتر به او رشوه داده بود ،
    طوری درآن خشاب چپاند
    که بجای یک گلوله ، تعدادِ فشنگ اش هفت شد
     
    بهمن بیدقی 1401/6/8
    ۳
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    ۸ روز پیش
    درود استاد عزیز
    بسیار زیبا و پر معنی است
    دستمریزاد
    موفق باشید خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    ۷ روز پیش
    با سلام و عرض ارادت استاد بزرگوار
    سپاسگزارم از لطف شما
    مؤید باشید
    ارسال پاسخ
    حسین احسانی فر(منتظر لنگرودی)
    ۸ روز پیش
    سلام و عرض ادب جناب بیدقی بزرگوار
    پر محتوا و جذاب است خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    ۸ روز پیش
    با سلام و عرض ارادت آقای احسانی فر بزرگوار
    سپاسگزارم از لطف شما
    شاد باشید و سلامت
    ارسال پاسخ
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    ۸ روز پیش
    با سلام و عرض ارادت آقای حاجی پور بزرگوار
    سپاسگزارم از لطف شما
    شاد باشید و سلامت
    ارسال پاسخ
    سید هادی محمدی
    ۵ روز پیش
    درود بر شما خندانک
    بهمن بیدقی
    بهمن بیدقی
    ۵ روز پیش
    با سلام و عرض ارادت آقای محمدی بزرگوار
    سپاس
    ارسال پاسخ
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0