سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

يکشنبه 23 مرداد 1401
    18 محرم 1444
    • تغيير قبلة مسلمين از بيت المقدس به مكة معظمه، 2 هـ ق
    Sunday 14 Aug 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      يکشنبه ۲۳ مرداد

      دنیای بی رحم

      شعری از

      افسانه احمدی ( پونه )

      از دفتر آرامش درون نوع شعر چهار پاره

      ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۱۴ تير ۱۴۰۱ ۰۰:۴۵ شماره ثبت ۱۱۱۴۳۳
        بازدید : ۴۵   |    نظرات : ۱۰

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر افسانه احمدی ( پونه )

      دنیا برای من فقط یک درد ممتد بود
      آوارگی ، بیچارگی هایم چه بی حد بود
      جای وفا و عشق و مهر و همدمی هایش
      رد شکنجه ، بی پناهی ، ظلم ، سرمد بود
      دستش اگر با دست من پیوند یاری بود
      قصدش فقط آزردن و اینگونه زاری بود
      نیشش به قلب و دائما زخم زبانهایش
      سـوزاند از ریشه مرا ، او زخم کاری بود
      له شد تمام ذره های جانم از وحشت
      سر شد نفسهایم میان حجمی از نفرت
      آغوش من با شانه های من چه می آید
      خوابیده چشمانم درون موجی از حسرت
      بغضم شکست از این همه بی مهری ات دنیا
      بس خسته ام از هر چه بود وهست از فردا
      پایم برید از رفتن و هرگز  ندیدن ها
      شد نا امید از تو تمامم ، مرده ام اینجا
      دیگر برای زندگی ، مانند سربارم 
      لبخندهایم گُم ، ولی از گریه رگبارم
      از این همه حال خوش و سرگرمی ات دنیا
      یک مشت درد بی دوا و بغض و تب دارم
       
      ارزانی ات دنیا هر آنچه را به من دادی
      از روز اول عاشقت را بی هدف زادی
      ماندم در این تاریکی ات عمری به تنهایی
      میشد مرا از سهم خود یک نور میدادی !
      ای داد از گردونه ی آزار تو ، بیداد
      از این دو چشم خونفشان از دست تو فریاد
      هر آرزویی که به سر بود از سر لطفت؛
      رفت از کف و رفته تمام هستی ام بر باد
      اُف بر تو ای بی رحمِ سنگین دل تو ای ویران
      داغ از جوانیِ نکرده ،  شد دلم  نالان
      تردیِ "پونه" را شکستی زیر ضربت ها 
      از بس که مشتت را زدی بر قلب این گریان
      دادم برم پیش خدای خود که میدانم
      جز نام او روی زبان نامی نمی خوانم
      او را قسم دادم بر اوصاف و بزرگی اش
      دادم ازاین دنیا بگیرد ، گیرد این جانم 
      افسانه احمدی (پونه)
      ۲
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بانو
      غمگین و زیبا بود خندانک
      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
      ارسال پاسخ
      افسانه احمدی ( پونه )
      درود بر شما جناب استکی گرامی
      سپاسگزارم 🌻🌻🌻🌻
      ارسال پاسخ
      طاهره حسین زاده (کوهواره)
      حدود ۱ ماه پیش

      سلام افسانه بانوی ارجمند خندانک

      چارپاره ی زیبایی است ولی بسیار غمنهاد

      سلامت باشید و به توکل یگانه خداشاد خندانک خندانک
      افسانه احمدی ( پونه )
      درودهاااا بانو کوهواره عزیزم❤❤❤❤❤
      سپاسگزار و قدردان لطف بیکران شما هستم
      ارسال پاسخ
      رقیه یاوری زاده(ازل)
      حدود ۱ ماه پیش
      سلام و درود به اندیشه ناب شما
      🍂🌼🍂🌼
      طاهره حسین زاده (کوهواره)

      🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃
      ارسال پاسخ
      افسانه احمدی ( پونه )
      درود و مهر بانو رقیه عزیزم❤❤❤❤
      بی نهایت سپاس محبت دارید
      ارسال پاسخ
      فهیمه روشن ضمیر
      حدود ۱ ماه پیش
      افسانه عزیز قلمت ماندگار
      افسانه احمدی ( پونه )
      درود و عشق بانو فهیمه عزیزم❤❤❤❤
      سپاسگزار مهرتان حضورتان مانا
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      (متن های کوتاه و غیر مرتبط با نقد، با صلاحدید مدیران حذف خواهند شد)
      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0