سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 25 مرداد 1401
    20 محرم 1444
      Tuesday 16 Aug 2022

        بیشترین مخاطب

        کانال تلگرام شعرناب

        بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

        سه شنبه ۲۵ مرداد

        عطر مهتاب

        شعری از

        شکوفه عابدی نژاد

        از دفتر سکوت نوع شعر دلنوشته

        ارسال شده در تاریخ سه شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱ ۱۴:۴۷ شماره ثبت ۱۱۱۰۷۲
          بازدید : ۵۵   |    نظرات : ۲

        رنگ شــعــر
        رنگ زمینه
        دفاتر شعر شکوفه عابدی نژاد

        مهتابم عشق خاموشم 
        دیگر نمی خواهم برایت بنویسم 
        خواستم بگویم عمریست که فقط ازتو ودوست داشتنت می گویم 
        درونم آب تراوش می کند 
        سنگهای معدن خیالت شباب جوانیم را می تراشد
        شده ام نکه ی جان خام
        مرا ببوس....
        در تاریکی این تابوت خشک  خالی از سکنه 
        مرا ببوس
        چرا که من محتاج کبودی سرد لبهای توام
        محتاج توام  تویی که بند بند قلب مرا تسخیر خودت کرده ای ؟
        جسم سردم را اسیر خاکت کن 
        آغوشم ذره ذره تورا می طلبد
        فتح کن  قله ی احساسم را
        وجودم را با شعله ی آتشفشان نگاهت به آتش بکشان
        یگذار گل نرگس وحشی درونم زیبا ودردناک درتوپیوند شود 
        درد ناکست من باشم وتو نباشی 
        وقتی رفتی هم غصه دار شدن
        اما هیچ کس نگفت من عاشق
        بی تو باید چه کنم؟وقت رفتنت باران زیادی بارید 
        اما تو میدانستی این سفر 
        هدیه ای ست از ثمره ی تو 
        که در قلب من رشد کند 
         به چشمانم بنگر 
        به اشکهایی که بی تو جاری میشود 
        به رنجی که بی تو عذاب ثانیه هاست
        عطر مهتابم .... عشق بارانیم ...
        هوای دلم مثل بهار گاه گاهی بارانی ست 
        حواست به من باشد 
        بنگر که چگونه دیوانه وار عاشق شده ام 
        وآسمان وزمینم ثور فلکی ردپای توست 
        من به تو محتاجم 
        به تمام دقایقم , به صدای زمزمه ها وفریادهایی که بی تو گذشت 
        مگر چقدر پرواز داشته ای ؟
        که خیالت ,عطر ماه مهتابی ات, نفسهایت ,مرا به پرتگاه نیستی ات می کساند 
        چهراه ات فراموش نمی شود 
        هرشب کنار اقیانوس آرام قلبم می نشسنم 
        می رقصم مجنون میشوم 
        چقدر این دنیا برای من وتو کوچک بود 
        چقدر در روبا , در خیالم تورا در آغوش بگیرم 
        بطن نبودنت زجه های اشکم شده است 
        به سقوط باالگردد بنگرم 
        یا به نبودنت ...
        هرجای جهانم باشی  آسمان ابی ست
         لطفا برگرد ...
        دستهای سردم پسشواز تورا می خواهد
        ای ناجی جهانم برگرد 
        بی تو این جهانم 
        این سیر وسلوک نفسهایم به چشم نمی آاید
        ۱
        اشتراک گذاری این شعر

        نقدها و نظرات
        عباسعلی استکی(چشمه)
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۱۰:۳۶
        درود بانو
        بسیار زیبا و پراحساس بود خندانک
        سیاوش آزاد
        چهارشنبه ۱ تير ۱۴۰۱ ۰۸:۲۸
        سلام آغاز فصل زیبای تابستان و بلندترین روز سال مبارک باد
        سوالی از محضر دوستان می پرسم
        چرا در وصف تابستان شعر چندان گفته نمی شود و ظاهرا از آمدنش خوشحال نمیشوند و تبریک نمی گویند؟
        تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


        ارسال پیام خصوصی

        نقد و آموزش

        نظرات

        مشاعره

        کاربران اشتراک دار

        محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

        حمایت از شعرناب

        شعرناب

        با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

        کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
        استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
        0