سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

سه شنبه 14 تير 1401
  • روز قلم
7 ذو الحجة 1443
  • شهادت حضرت امام محمد باقر عليه السلام، 114 هـ ق
Tuesday 5 Jul 2022

    بیشترین مخاطب

    کانال تلگرام شعرناب

    بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

    سه شنبه ۱۴ تير

    پدر

    شعری از

    ابوالفضل درویشی دال جولقی

    از دفتر دال نامه نوع شعر غزل

    ارسال شده در تاریخ ۲ هفته پیش شماره ثبت ۱۱۰۹۵۲
      بازدید : ۳۶   |    نظرات : ۶

    رنگ شــعــر
    رنگ زمینه
    دفاتر شعر ابوالفضل درویشی دال جولقی
    آخرین اشعار ناب ابوالفضل درویشی دال جولقی

    آن روز که پدر بود و کمی جیب به زر بود 
    آن روز پسر بود و پسر بود و پسر بود 
    امروز که افتاده و دورش پرِ اشباحِ غریبی
    صد خرمن زر لطف پدر بود و ضرر بود 
    دیروز که محتاج پدر بود پسر بود و گهر بود 
    امروز که پدر فتاده گوید که شرر بود 
    آن طفل کفیلی که خودش سرو و سمن گشت 
    یک روز به دستان پدر غنچه ی بر بود
    گویند که خود قد بکشیدیم و شدیم سرو 
    ای کاش که در گربه کمی شرم و  نظر بود 
    ۵
    اشتراک گذاری این شعر

    نقدها و نظرات
    عباسعلی استکی(چشمه)
    ۲ هفته پیش
    درود بزرگوار
    بجا و زیباست
    خندانک
    تکتم حسین زاده
    ۲ هفته پیش
    درود بر شاعر جوان
    خدا حافظ تمامِ پدران عزیز🤲
    زیبا سرودید⚘
    محمد باقر انصاری دزفولی
    ۲ هفته پیش
    درود بر اندیشه ناب شما
    شاعر وهنرمند ارجمند
    همواره تابان
    جوشان وخروشان باشید
    خندانک خندانک خندانک
    محمد رضا خوشرو (مریخ)
    ۲ هفته پیش
    هر سال ، یک روزش فقط روزِ پدر بود

    امّا همان یک روز هم ، او کارگر بود

    هی حرف پشتِ حرف ، نه ... باید عمل کرد

    امّا مگر دردش فقط دردِ کمر بود ؟

    درود ها زیبا بود م فق باشید .
    خندانک خندانک
    فاطمه بهرامی
    ۲ هفته پیش
    :پدر

    آن لحظه ی زیبای نگاهت آغازم بود
    لبخند پر از مهر و وفایت نازم بود

    با هزار شوق مرا در آغوش فشردی
    آن گرمی آغوش با صفایت نیازم بود

    تا خواستم یاد بگیرم پریدن را
    دستهای پر توانت پر پروازم بود

    هر زمان داشتم حس راز و نیاز
    گرد پای خسته ات مهر نمازم بود

    پدر ای قهرمان بزرگ آرزوهایم
    نام نیکو و سر بلندت نغمه ی آوازم بود

    هر کجا خسته می شدم از زندگی
    دعای پر ز عمق وجودت کار سازم بود

    دستهای پینه بسته و گرمای وجودت
    سالها از پس قاب عکست محرم رازم بود


    درود بر شما ....بسیار زیبا

    امیر وحدتی        یگانه
    ۲ هفته پیش
    روزی که به جیب پدران سکه و زر بود
    آنگاه پسر بود و پسر بود و پسر بود.
    درودتان باد و سلامتی همه پدران
    و شادی روح پدران سفر کرده
    خندانک خندانک
    تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


    ارسال پیام خصوصی

    نقد و آموزش

    نظرات

    مشاعره

    کاربران اشتراک دار

    محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

    حمایت از شعرناب

    شعرناب

    با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

    کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
    استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
    0