سایت شعرناب محیطی صمیمی و ادبی برای شاعران جوان و معاصر - نقد شعر- ویراستاری شعر - فروش شعر و ترانه اشعار خود را با هزاران شاعر به اشتراک بگذارید

منو کاربری



عضویت در شعرناب
درخواست رمز جدید

معرفی شاعران معاصر

انتشار ویژه ناب

♪♫ صدای شاعران ♪♫

تقویم روز

دوشنبه 6 تير 1401
    29 ذو القعدة 1443
    • شهادت حضرت امام محمد تقي عليه السلام «جوادالائمه»، 220 هـ ق
    Monday 27 Jun 2022

      بیشترین مخاطب

      کانال تلگرام شعرناب

      بنویس تا زنده بمانی ،هر که نوشت پادشاه می شود. فکری احمدی زاده(ملحق)

      دوشنبه ۶ تير

      بوقتِ گلابگیری

      شعری از

      بهمن بیدقی

      از دفتر شعرناب نوع شعر آزاد

      ارسال شده در تاریخ حدود ۱ ماه پیش شماره ثبت ۱۱۰۲۷۴
        بازدید : ۳۷   |    نظرات : ۱۴

      رنگ شــعــر
      رنگ زمینه
      دفاتر شعر بهمن بیدقی

      بوقتِ گلابگیری
       
      درمیان آن باغ قشنگ
      دو مرد ، با افکاری مشنگ
      در نزاع بودند با هم
      اما روی آن شاخه ی درخت ،
      دو بلبل ، نغمه خوانِ هم
      بی خجالت ز اَغیار
      هم را می بوسیدند
       
      مورچه های سربراهِ خوب
      جمع ‌شده بودند ز بهر یاریِ هم
      تا که بازهم ،
      مثلِ همیشه کاری بکنند
      جالبست که آنها هیچوقت ،
      از کار سیر نمیشوند
      از دو سمت که می آمدند
      تبادلِ اطلاعاتی میکردند باهم
      طوری که انگار،
      هم را درحینِ کارهم ،
      می بوسیدند
       
      داستانِ دوستِ قدیمیِ شان و،
      نصیحتش به مورچگان و،
      سلیمان و خنده اش ،
      هنوز درخاطرشان بود
      مورچه ها جاخالی میدادند ،
      تا به زیرِ پای آدمیزادِ سبکسر ، لِه  نشوند
      مورچگان باید شکار خود هرچه زودتر،
       به تهویه مطبوعِ لانه ی خود میرساندند
      وگرنه همه می ‌پوسیدند
       
      وقت ، وقتِ گلاب گیری بود
      گلهای محمدی ،
      با تأسی به رسولِ مهربانی ها ،
      به دنیا لبخند می زدند و می خندیدند
      آنها درفکرِ گلاب شدن بودند
      غمشان نبود که درآن نِیچه ها
      تا لحظه ای بعد ،
      همه درجهنمی از قُل قُل ، می جوشیدند
       
      روی تختی چوبی
      که ز بهر یک هواخوریِ خوب ،
      به کنارِ باغ گذاشته شده بود
      پسر و دختر آن دو مرد
      که شرّ،
      از گورِ جوانی شان بلند بود
      گاهی با نگاه کردن به هم و،
      گاهی با نگاه کردن به دعوایی ،
      اَبلهانه و بی ثمر،
      آرام بودند
      باهم می خندیدند
      زل زده بودند به چشمانِ خمارِ هم
      غرق به دریای نگاهِ هم ،
      چایِ قند پهلو می نوشیدند
       
      بهمن بیدقی 1400/8/1
      ۵
      اشتراک گذاری این شعر

      نقدها و نظرات
      عباسعلی استکی(چشمه)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد عزیز
      بسیار زیبا و جالب بود
      دستمریزاد خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب استاد گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطفتون
      سلامت باشید
      ارسال پاسخ
      تکتم حسین زاده
      حدود ۱ ماه پیش
      درود استاد گرامی
      زیبا بود🌹🌹
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب هنرمند گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطفتون
      سلامت باشید
      ارسال پاسخ
      م فریاد(محمدرضا زارع)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود آقای بیدقی عزیز خندانک
      تصاویر دل انگیزی داشت خندانک خندانک خندانک
      عشق راه خودش را می رود فارغ از دعوای عقل خندانک

      تندرست و شاد باشید خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب آقای زارع گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطفتون
      لحظه لحظه هایتان پُر از سلامتی و شادی و مؤفقیت
      ارسال پاسخ
      محمد باقر انصاری دزفولی
      حدود ۱ ماه پیش
      بداهه تقدیم شعر قشنگ شما
      استادشعرشما
      طعم شراب ناب است
      صدای قشنگ
      پرنده و‌ شرشر آب است
      بوی گل و عطر گلاب است
      در شب نور مهتاب است
      مانند هزاران کتاب است
      خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب استاد گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطف شما و بداهه ی زیبایتان
      لحظه لحظه هایتان پُر از سلامتی و شادی و مؤفقیت
      ارسال پاسخ
      ابوالحسن انصاری (الف رها)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود بر شما خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب هنرمند گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطف شما
      ارسال پاسخ
      قربانعلی فتحی  (تختی)
      حدود ۱ ماه پیش
      درود برشما استاد بیدقی عزیز

      بسیار عالی و جالب بود


      خندانک خندانک خندانک خندانک خندانک
      بهمن بیدقی
      بهمن بیدقی
      حدود ۱ ماه پیش
      با سلام و عرض ادب آقای فتحی گرانقدر
      بزرگوارید
      ممنونم از لطفتون
      لحظه لحظه هایتان پُر از سلامتی و شادی و مؤفقیت
      ارسال پاسخ
      تنها کابران عضو میتوانند نظر دهند.


      ارسال پیام خصوصی

      نقد و آموزش

      نظرات

      مشاعره

      کاربران اشتراک دار

      محل انتشار اشعار شاعران دارای اشتراک

      حمایت از شعرناب

      شعرناب

      با قرار دادن کد زير در سايت و يا وبلاگ خود از شعر ناب حمايت نمایید.

      کلیه ی مطالب این سایت توسط کاربران ارسال می شود و انتشار در شعرناب مبنی بر تایید و یا رد مطالب از جانب مدیریت نیست .
      استفاده از مطالب به هر نحو با رضایت صاحب اثر و ذکر منبع بلامانع می باشد . تمام حقوق مادی و معنوی برای شعرناب محفوظ است.
      0